تحلیل رسمی از کشتار شهروندان بلوچ در اصفهان و روند خشونت سیستماتیک علیه ملت بلوچ

تحلیل رسمی از کشتار شهروندان بلوچ در اصفهان و روند خشونت سیستماتیک علیه ملت بلوچ

برمش/ روز جمعه ۳ مرداد ماه ۱۴۰۴، حادثه تلخ کشته شدن یازده شهروند بلوچ در محورهای کویری استان اصفهان، بار دیگر مسئله برخورد خشونت‌بار و تبعیض‌آمیز نهادهای امنیتی جمهوری اسلامی ایران با مردم بلوچ را به صدر اخبار رساند. این رخداد در ادامه دهه‌ها سرکوب، اعدام، تبعیض سیستماتیک و قتل‌های میدانی علیه ملت بلوچ، نشان از شکل‌گیری الگویی منظم از خشونت ساختاری دارد که با اصول انسانی، قانونی و بین‌المللی در تضاد کامل قرار دارد.

۱. واقعیت حادثه اصفهان: مجازات بدون محاکمه در جریان این عملیات، یازده شهروند بلوچ، از جمله هشت نفر از یک خانواده، هدف حمله زمینی و هوایی نیروهای امنیتی قرار گرفتند. اسامی قربانیان همگی از یک طایفه و ساکن زاهدان گزارش شده‌اند. مقامات پلیس و رسانه‌های دولتی، قربانیان را “اشرار” و “قاچاقچیان” معرفی کرده‌اند، بدون آنکه هیچ سند قضایی، مدرک اثبات جرم یا روند دادرسی قانونی ارائه گردد. این رویکرد، شکل بارزی از مجازات پیش‌دستانه و فراقانونی است که مشروعیت خود را از برچسب‌زنی قومی می‌گیرد.

۲. روند تاریخی خشونت علیه بلوچ‌ها: کشتار اصفهان تنها بخشی از یک زنجیره بلند از قتل، اعدام و سرکوب گسترده ملت بلوچ است. از دهه ۶۰ (کشتار کلابید) تا جمعه خونین زاهدان در مهرماه ۱۴۰۱، شواهد فراوانی دال بر جنایات جمعی علیه بلوچ‌ها در مناطق روستایی و شهری ثبت شده است. روستاهایی که تمام مردانشان کشته یا ناپدید شده‌اند، خانواده‌هایی که نسل‌کشی شده‌اند و کودکانی که در سایه گلوله و قناسه به جای نان و کتاب رشد یافته‌اند.

۳. ابزار مشروع‌سازی سرکوب: اتهام مواد مخدر و شرارت در بیشتر موارد، جمهوری اسلامی ایران برای توجیه کشتار بلوچ‌ها به اتهام‌هایی چون قاچاق مواد مخدر یا عضویت در گروه‌های مسلح متوسل می‌شود. این اتهام‌ها بدون طی مراحل قضایی و صرفاً بر اساس عملیات‌های نظامی انجام می‌شود. این شیوه، نه تنها غیرقانونی و ضدحقوق بشری است، بلکه زمینه‌ساز حذف سیستماتیک یک ملت از عرصه اجتماعی، سیاسی و اقتصادی کشور است.

۴. پیامدهای انسانی و اجتماعی: افزایش زنان بی‌سرپرست و کودکان یتیم در نتیجه کشته شدن سرپرستان خانواده‌ها.

فروپاشی ساختارهای سنتی و معیشتی در جامعه بلوچ.

عمیق‌تر شدن شکاف ملی و کاهش اعتماد عمومی به حکومت.

۵. بر اساس شواهد موجود، این اقدامات مصداق نسل‌کشی سیستماتیک است:

هدف‌گیری ملتی مشخص (بلوچ‌ها)

کشتار جمعی بدون محاکمه

اعمال فشارهای اقتصادی، آموزشی و بهداشتی

تبعید و سلب هویت قربانیان

۶. درخواست برای ورود نهادهای بین‌المللی: ما از سازمان ملل متحد، گزارشگر ویژه حقوق بشر، سازمان عفو بین‌الملل و دیگر نهادهای حقوق بشری می‌خواهیم که:

نسبت به تشکیل کمیته حقیقت‌یاب مستقل در مورد کشتارهای بلوچستان اقدام کنند.

فرماندهان و مقامات نظامی دخیل در این جنایات را تحریم و مورد پیگرد بین‌المللی قرار دهند.

جمهوری اسلامی ایران را ملزم به پاسخگویی شفاف، مستند و مستدل در خصوص کشته‌شدگان نمایند.

۷. نتیجه‌گیری: خشونت علیه مردم بلوچ تنها یک مسئله برای ملتی مشخص نیست؛ تهدیدی است برای اخلاق، انسانیت و عدالت برای کل ملت ها در ایران. اگر امروز در برابر این کشتارها سکوت شود، فردا قربانیان دیگری از میان سایر ملت ها و طبقات جامعه خواهند بود. سکوت در برابر نسل‌کشی، همدستی با آن است.

ملت بلوچ همچنان ایستاده است؛ اما این ایستادگی نیازمند حمایت مشترک ایرانیان و وجدان جهانی است. پایان این خشونت، نه با گلوله، بلکه با اتحاد، عدالت و حقیقت خواهد بود.

#برمش_صدای_زنان_بلوچستان

Bramsh-Balochistan woman’s voice

تلاش برای دستیابی به برابری جنسیتی و رفع هر گونه تبعیض و پیشبرد فعالیتها بر بنیاد حقوق بشر سازمان ملل میتوانید از طریق لینک های زیر با بِرَمْش همراه باشید:

وبسایت برمش :
www.Bramsh.org
Instagram:
https://www.instagram.com/bramsh_org
Telegram:
https://t.me/bramshbalochistan

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا