اعدام در سایه فقر و خشونت خانگی؛ پرونده «گلی کوهکن» و پرسش‌های بی‌پاسخ نظام عدالت کیفری

اعدام در سایه فقر و خشونت خانگی؛ پرونده «گلی کوهکن» و پرسش‌های بی‌پاسخ نظام عدالت کیفری

برمش/ پرونده «گلی کوهکن»، زن ۲۶ ساله محبوس در زندان امیرآباد گرگان، این روزها به یکی از نمادهای آشکار تقاطع سه بحران بزرگ در ایران بدل شده است: خشونت خانگی، فقر ساختاری و ناکارآمدی نظام عدالت کیفری در حمایت از قربانیان.

گفتنی است گلی کوهکن از نوجوانی در معرض خشونت شدید خانگی از سوی همسر خود بوده است. او در ۱۸ سالگی، در جریان یک نزاع خانوادگی که به قتل همسرش انجامید، بازداشت شد. در طول بازجویی، بدون حضور وکیل و تحت فشار، اعترافی علیه خود امضا کرد که اکنون مبنای صدور حکم اعدام قرار گرفته است. این وضعیت، بازتاب مشکلی گسترده‌تر است که بسیاری از زنان ایرانی – به‌ویژه در مناطق محروم – با آن مواجه‌اند: نبود سازوکارهای حمایتی برای خروج از چرخه خشونت و بی‌توجهی به زمینه‌های اجتماعی و روانی وقوع جرم.

بر اساس قوانین قصاص در ایران، امکان توقف اجرای حکم اعدام با جلب رضایت خانواده مقتول وجود دارد. در این پرونده، خانواده مقتول دو شرط گذاشته‌اند: پرداخت ۱۰ میلیارد تومان دیه و خروج همیشگی گلی از گرگان. این مبلغ برای زنی که نه دارایی دارد و نه حامی خانوادگی، عملاً معادل یک حکم مرگ تدریجی است. اینجا، عدالت به کالایی بدل شده که تنها با توان مالی می‌توان آن را خرید؛ مسئله‌ای که نابرابری اقتصادی را به تفاوت میان مرگ و زندگی تبدیل می‌کند.

پرونده گلی کوهکن، ضعف بنیادی در رویکرد دستگاه قضایی به پرونده‌های خشونت خانگی را برملا می‌کند. در بسیاری از کشورها، دادگاه‌ها هنگام بررسی چنین پرونده‌هایی، سابقه خشونت، شرایط روانی متهم و فقدان حمایت‌های اجتماعی را به‌عنوان عوامل کاهنده مجازات لحاظ می‌کنند. اما در اینجا، فقدان این ملاحظات سبب شده که یک قربانی خشونت، به جای حمایت، در آستانه اعدام قرار گیرد.

اعدام زنان به دلیل جرایمی که در بستر خشونت خانگی رخ داده، نه‌تنها یک موضوع حقوقی، بلکه یک بحران اجتماعی و اخلاقی است. هر اعدام، تنها پایان زندگی یک فرد نیست، بلکه زنجیره‌ای از آسیب‌ها را بر کودکان، خانواده‌ها و جامعه تحمیل می‌کند. گلی کوهکن مادر یک کودک خردسال است که آینده‌اش در صورت اجرای حکم، با آسیب‌های روانی و اجتماعی جدی روبه‌رو خواهد شد.

پرونده‌هایی مانند گلی کوهکن نیازمند یک رویکرد چندوجهی است:

۱. مداخله فوری نهادهای مدنی و خیرین برای تأمین مبلغ دیه و جلوگیری از اجرای حکم.

۲. اصلاح قوانین قصاص و دادرسی کیفری با در نظر گرفتن عوامل زمینه‌ساز جرم، به‌ویژه خشونت خانگی.

۳. ایجاد شبکه‌های حمایتی برای زنان قربانی خشونت که امکان خروج از روابط خطرناک و دسترسی به وکیل را فراهم کند.

پرونده گلی کوهکن یک هشدار است؛ هشدار نسبت به جامعه‌ای که در آن، فقر و بی‌پناهی می‌تواند به همان اندازه کشنده باشد که گلوله یا طناب دار. نجات جان او تنها یک اقدام انسانی نیست، بلکه قدمی در جهت اصلاح ساختاری نظام عدالت و کاهش خشونت علیه زنان در ایران است.

#برمش_صدای_زنان_بلوچستان

Bramsh-Balochistan woman’s voice

تلاش برای دستیابی به برابری جنسیتی و رفع هر گونه تبعیض و پیشبرد فعالیتها بر بنیاد حقوق بشر سازمان ملل میتوانید از طریق لینک های زیر با بِرَمْش همراه باشید:

وبسایت برمش :
www.Bramsh.org
Instagram:
https://www.instagram.com/bramsh_org
Telegram:
https://t.me/bramshbalochistan

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا