زنان در خط مقدم بحران؛ فقر، فروپاشی اجتماعی و پیامدهای سیاست‌های جمهوری اسلامی ایران

زنان در خط مقدم بحران؛ فقر، فروپاشی اجتماعی و پیامدهای سیاست‌های جمهوری اسلامی ایران

✍️سانیا میر بلوچ

برمش/ در سال‌های اخیر، هم‌زمان با سقوط بی‌سابقه ارزش ریال، گسترش فقر و تشدید بحران‌های اقتصادی و اجتماعی، زنان و کودکان در ایران به آسیب‌پذیرترین اقشار جامعه تبدیل شده‌اند. افزایش نرخ دلار تا مرزهای بی‌سابقه، تورم افسارگسیخته و فروپاشی امنیت شغلی، فشار مضاعفی بر زنانی وارد کرده که پیش‌تر نیز از حمایت‌های قانونی، اقتصادی و اجتماعی کافی محروم بوده‌اند.

فقر ساختاری، که محصول مستقیم ناکارآمدی و فساد سیستماتیک در حاکمیت جمهوری اسلامی ایران است، عملاً بسیاری از زنان و دختران را به انتخاب‌هایی ناخواسته و تحقیرآمیز سوق داده است. تن‌فروشی، چه در داخل ایران و چه در کشورهای همسایه مانند عراق و برخی کشورهای عربی، برای بخشی از زنان به راهی برای بقا بدل شده؛ پدیده‌ای که نه از «انحراف فردی» بلکه از انسداد کامل راه‌های معیشتی سالم ناشی می‌شود.

در کنار این، فشار اجتماعی و اقتصادی، زنان را به سمت بازاری خطرناک از «جذابیت اجباری» سوق داده است؛ بازاری که در آن، عمل‌های زیبایی پرخطر از صورت تا اندام، جایگزین امنیت شغلی و کرامت انسانی شده‌اند. بدن زن، بیش از هر زمان دیگری، به کالایی مصرفی تقلیل یافته است. گسترش پدیده «رحم اجاره‌ای» نیز نمونه‌ای آشکار از این وضعیت است؛ بازاری که بخش قابل‌توجهی از مشتریان آن را اتباع ثروتمند کشورهای همسایه تشکیل می‌دهند و در غیاب نظارت مؤثر، زنان فقیر ایرانی را به ابزاری برای کسب درآمد بدل می‌کند.

این روندها بازتاب مستقیم عملکرد حکومتی است که نه‌تنها نتوانسته جایگاه اجتماعی و حقوقی زن را ارتقا دهد، بلکه با سیاست‌های اقتصادی شکست‌خورده، سرکوب اجتماعی و فروکاستن ارزش‌های فرهنگی، کرامت انسانی زنان را به‌شدت تضعیف کرده است. در چنین شرایطی، سخن گفتن از «اخلاق»، «فرهنگ»، «کتاب‌خوانی» یا «مسئولیت اجتماعی» بیش از آنکه راه‌حل باشد، به شعاری توخالی می‌ماند. چگونه می‌توان از جامعه‌ای که با دلار صد و سی هزار تومانی، ناامنی شغلی و اضطراب دائمی دست‌وپنجه نرم می‌کند، انتظار فضیلت‌گرایی داشت؟

فساد و بی‌اخلاقی، که از سطوح بالای حاکمیت آغاز شده و تا لایه‌های پایین جامعه امتداد یافته، امروز به امری عادی بدل شده است. دزدی و اختلاس دیگر صرفاً به مدیران و مسئولان محدود نیست؛ بلکه به واکنشی برای بقا در جامعه‌ای ناامن تبدیل شده که در آن، اعتماد اجتماعی فرو ریخته و احساس امنیت به حداقل رسیده است.

در چنین بستری، زن ایرانی نه‌تنها قربانی فقر اقتصادی، بلکه قربانی فروپاشی اخلاقی و اجتماعی است؛ فروپاشی‌ای که ریشه در سیاست‌ها و ساختارهای حکومتی دارد. تا زمانی که کرامت انسان، به‌ویژه کرامت زن، در مرکز سیاست‌گذاری قرار نگیرد، بحران فقر و آسیب‌های اجتماعی نه‌تنها مهار نخواهد شد، بلکه نسل‌های آینده را نیز در بر خواهد گرفت.

#برمش_صدای_زنان_بلوچستان

Bramsh-Balochistan woman’s voice

تلاش برای دستیابی به برابری جنسیتی و رفع هر گونه تبعیض و پیشبرد فعالیتها بر بنیاد حقوق بشر سازمان ملل میتوانید از طریق لینک های زیر با بِرَمْش همراه باشید:

وبسایت برمش :
www.Bramsh.org
Instagram:
https://www.instagram.com/bramsh_org
Telegram:
https://t.me/bramshbalochistan

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا