
زنان و اعتراضات سراسری ایران
برمش/ اعتراضات سراسری اخیر در ایران، که ابتدا با مطالبات اقتصادی و معیشتی آغاز شد، بهسرعت به بستری گستردهتر برای بیان نارضایتیهای اجتماعی و سیاسی تبدیل شده است. این اعتراضات نشان میدهد که بحرانهای اقتصادی، تورم فزاینده و سقوط ارزش پول ملی، تنها بخشی از مسئلهای عمیقتر هستند؛ مسئلهای که به ساختار حکمرانی، محدودیت آزادیها و تبعیضهای نهادینهشده بازمیگردد.
در این میان، وضعیت زنان در جمهوری اسلامی ایران یکی از بارزترین جلوههای این تبعیض ساختاری است. قوانین و سیاستهایی که طی دههها بر کنترل بدن، پوشش، حضور اجتماعی و حقوق مدنی زنان متمرکز بودهاند، ایران را به یکی از کشورهایی تبدیل کردهاند که بیشترین محدودیتهای قانونی و اجرایی علیه زنان را اعمال میکند. از حجاب اجباری و نابرابری حقوقی در خانواده و اشتغال گرفته تا برخوردهای امنیتی با کنشگران زن، همگی نشاندهنده رویکردی است که زن را نه بهعنوان شهروند برابر، بلکه بهعنوان سوژهای تحت کنترل تعریف میکند.
اعتراضات اخیر، بازتاب مستقیم این واقعیت است. حضور زنان در صفوف معترضان صرفاً یک مشارکت عددی نیست، بلکه نشانهای از پیوند عمیق میان مطالبات اقتصادی و خواستههای بنیادی برای آزادی، کرامت انسانی و برابری حقوقی است. زنان در بسیاری از تجمعات، به محور شکلگیری شعارها، تصاویر و پیامهای اعتراضی تبدیل شدهاند؛ حضوری که هم بُعد نمادین دارد و هم نشاندهنده نقش فعال آنان در بازتعریف فضای عمومی.
گفتمان «زن، زندگی، آزادی» که پس از کشتهشدن ژینا امینی به نمادی ملی بدل شد، همچنان در اعتراضات اخیر شنیده میشود. تداوم این شعار نشان میدهد که مسئله زنان، موضوعی حاشیهای یا مقطعی نیست، بلکه به قلب مطالبات اجتماعی جامعه ایران راه یافته است. این گفتمان، اعتراض به یک سیاست خاص نیست؛ بلکه نقدی بنیادین به نظامی است که تبعیض جنسیتی را در قانون، اجرا و فرهنگ رسمی بازتولید میکند.
همزمان، واکنش حکومت به این اعتراضات از برخوردهای امنیتی و بازداشت و کشتار گرفته تا محدودیتهای رسانهای، بار دیگر شکاف میان جامعه و ساختار قدرت را آشکار کرده است. تجربه سالهای گذشته نشان داده که زنان، بهویژه فعالان حقوق زنان، در چنین شرایطی بیش از دیگران در معرض فشار و سرکوب قرار میگیرند؛ با این حال، تداوم حضور آنان در عرصه عمومی بیانگر نوعی مقاومت مدنی ریشهدار است.
اعتراضات کنونی را میتوان نقطه تلاقی چند بحران دانست: بحران اقتصادی، بحران مشروعیت سیاسی و بحران نابرابری اجتماعی. در این میان، زنان نهتنها قربانی سیاستهای تبعیضآمیز بودهاند، بلکه به یکی از مهمترین صداهای مطالبهگر در جامعه تبدیل شدهاند. برجستهشدن این صدا، نشان میدهد که مسیر تغییر اجتماعی بدون بهرسمیتشناختن نقش زنان و حقوق برابر آنان، مسیری ناتمام خواهد بود.
آنچه امروز در خیابانها و فضای عمومی ایران دیده میشود، صرفاً اعتراض به شرایط موجود نیست؛ بلکه تلاشی جمعی برای بازتعریف مفاهیمی چون آزادی، عدالت و کرامت انسانی است، مفاهیمی که زنان در شکلگیری و تداوم آن نقشی تعیینکننده دارند.
#برمش_صدای_زنان_بلوچستان
Bramsh-Balochistan woman’s voice
تلاش برای دستیابی به برابری جنسیتی و رفع هر گونه تبعیض و پیشبرد فعالیتها بر بنیاد حقوق بشر سازمان ملل میتوانید از طریق لینک های زیر با بِرَمْش همراه باشید:
وبسایت برمش :
www.Bramsh.org
Instagram:
https://www.instagram.com/bramsh_org
Telegram:
https://t.me/bramshbalochistan