گزارش راهبردی ۳۰ روز نبرد؛ فرسایش هویت ملی و مخاطرات زیستی در پهنه ایران

گزارش راهبردی ۳۰ روز نبرد؛ فرسایش هویت ملی و مخاطرات زیستی در پهنه ایران

برمش/ نخستین روز از نبرد فراگیر که با واقعه هولناک حمله به مدرسه شجره طیبه میناب در ۹ اسفند ۱۴۰۴ آغاز شد، زخمی عمیق بر پیکره جامعه ایران، به‌ویژه زنان و کودکان به جای گذاشته است. این جنگ که در همان روز نخست با تغییرات بنیادین در ساختار سیاسی کشور همراه بود، اکنون به مرحله‌ای رسیده که بقای زیرساخت‌های مدنی و کرامت انسانی را هدف قرار داده است. تخریب سیستماتیک بیش از ۹۲ هزار واحد مسکونی و تجاری در کلان‌شهرها، بار سنگین آوارگی و مدیریت بحران در خانواده را بر دوش زنان نهاده است؛ آن هم در شرایطی که انهدام مراکز درمانی و آموزشی، ابتدایی‌ترین حقوق زیستی و تربیتی جامعه را سلب کرده است. این بحران نه تنها یک تقابل نظامی، بلکه یک فروپاشی تدریجی در امنیت اجتماعی است که آثار آن در سیمای مضطرب شهرهای جنگ‌زده نمایان است.

در سوی دیگر این تراژدی و همزمان با حملات فیزیکی، «جنگ اقتصادی سهمگین» نیز از همان ساعات اولیه نبرد آغاز شد که مستقیماً سفره خانوارها را هدف قرار داد. گزارش‌های میدانی از بازارهای سراسر کشور حکایت از بروز یک تورم افسارگسیخته و جهشی بی‌سابقه در قیمت کالاهای اساسی دارد؛ به طوری که قیمت مواد غذایی ضروری نظیر برنج، روغن، مرغ و گوشت، در کمتر از ۳۰ روز بین ۱۰۰ تا ۲۰۰ درصد افزایش یافته و در بسیاری از مناطق، کمبود شدید و حتی نایاب شدن این اقلام گزارش شده است. این وضعیت، که در تصاویر و داده‌های آماری نیز به خوبی نمایان است، باعث شده تا “تورم ماهانه” (که در برخی کالاهای خوراکی حتی از مرز ۱۱۲ درصد نیز عبور کرده است) عملاً توان خرید اکثریت مطلق جامعه را از بین ببرد. حملات به صنایع مادر و شبکه‌های انتقال انرژی، نه تنها تولید را متوقف کرده، بلکه با قطع شریان‌های توزیع سوخت و برق، هزینه‌های حمل‌ونقل و نگهداری کالاها را به شدت بالا برده و به این مارپیچ تورمی دامن زده است. این سونامیِ تورم، بار سنگین مدیریت بحران و تامین معاش را در شرایط فقدان درآمد و آوارگی، بر دوش زنان نهاده و آن‌ها را با چالشی مرگبار برای بقای خانواده روبرو کرده است؛ ویرانی‌ای اقتصادی که آثار آن بر فقر مطلق و گرسنگی درازمدت، بسیار سهمگین‌تر از بمباران‌های فیزیکی برآورد می‌شود.

در کنار فجایع انسانی، میراث فرهنگی و هویت تاریخی ایران نیز در این سی روز زیر آتش سنگین، با تهدیدی جبران‌ناپذیر روبرو شده است. اصابت پرتابه‌ها به بافت‌های تاریخی در شهرهایی نظیر اصفهان و تبریز و لرزه‌های ناشی از انفجارهای سنگین در نزدیکی محوطه‌های باستانی، میراثی را که هزاران سال پیونددهنده نسل‌های این سرزمین بوده، در معرض نابودی قرار داده است. از دست رفتن این بن‌مایه‌های فرهنگی، در کنار بوم‌کشی (Ecocide) گسترده ناشی از نشت مواد شیمیایی و نفتی، در حقیقت حمله به “آینده” ایران است. آلودگی سفره‌های آب زیرزمینی و نابودی اکوسیستم‌های محلی، امنیت غذایی و سلامت مادران و نسل‌های آتی را با مخاطره‌ای روبرو کرده که فراتر از معادلات نظامی، یک جنایت ماندگار علیه زیست‌بوم و تاریخ یک ملت محسوب می‌شود.

در بخش زیرساخت‌های کلان، فلج شدن شبکه انرژی و صنایع مادر نظیر فولاد و نفت، اقتصاد معیشتی خانوارها را به مرز فروپاشی کشانده است. قطع دسترسی به برق و گاز در کنار انهدام تصفیه‌خانه‌ها، بار مضاعفی را برای تامین نیازهای اولیه زندگی بر زنان تحمیل کرده و باعث شیوع بیماری‌های واگیردار در مناطق آسیب‌دیده شده است. این گزارش موید آن است که خسارات وارده در این یک ماه، نه تنها زیرساخت‌های فیزیکی، بلکه پیوندهای میان انسان، طبیعت و تاریخ را گسسته است؛ ویرانی‌هایی که بازسازی آن‌ها مستلزم نگاهی زن‌محور و صلح‌طلب برای احیای دوباره زندگی در این پهنه رنج‌دیده خواهد بود.

#برمش_صدای_زنان_بلوچستان

Bramsh-Balochistan woman’s voice

تلاش برای دستیابی به برابری جنسیتی و رفع هر گونه تبعیض و پیشبرد فعالیتها بر بنیاد حقوق بشر سازمان ملل میتوانید از طریق لینک های زیر با بِرَمْش همراه باشید:

وبسایت برمش :
www.Bramsh.org
Instagram:
https://www.instagram.com/bramsh_org
Telegram:
https://t.me/bramshbalochistan

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا