زنان افغانستان؛ مقاومت در برابر سرکوبی که به فرهنگ قدرت تبدیل شده است

زنان افغانستان؛ مقاومت در برابر سرکوبی که به فرهنگ قدرت تبدیل شده است

✍️ سانیا میر بلوچ

برمش/ تصاویر منتشرشده از هرات، تنها صحنه‌هایی از یک اعتراض خیابانی نبودند؛ آن تصاویر روایت فشرده‌ای از سال‌ها سرکوب، تبعیض سیستماتیک و جنگی خاموش علیه زنان افغانستان بودند. زنانی که تنها به دلیل «نحوه پوشش» بازداشت شدند و مردمی که در اعتراض به این برخوردها به خیابان آمدند، با خشونت و تیراندازی طالبان مواجه شدند. اما آنچه این اعتراضات را متفاوت و قابل توجه کرد، حضور نسل جدیدی از مردان افغانستان در کنار زنان معترض بود؛ مردانی که این‌بار نه در جایگاه ناظر، بلکه در کنار زنان ایستادند و هزینه این همراهی را نیز پرداخت کردند.

این اتفاق، نشانه‌ای مهم از شکاف تدریجی میان جامعه افغانستان و ساختار ایدئولوژیک طالبان است. طالبان تلاش کرده است طی سال‌های گذشته نوعی نظام کنترل اجتماعی مبتنی بر حذف زنان از عرصه عمومی ایجاد کند؛ نظامی که در آن زن نه به‌عنوان یک شهروند مستقل، بلکه به‌عنوان موجودی تحت کنترل تعریف می‌شود. ممنوعیت تحصیل دختران، محدودیت اشتغال زنان، حذف آنان از فضاهای عمومی و اکنون بازداشت زنان به دلیل «حجاب نامناسب»، همگی بخشی از پروژه‌ای هستند که بسیاری از نهادهای حقوق بشری آن را نزدیک به «آپارتاید جنسیتی» توصیف کرده‌اند.

قانون جدید طالبان درباره طلاق و ازدواج کودکان نیز نشان می‌دهد که این محدودیت‌ها تنها به خیابان و پوشش ختم نمی‌شود، بلکه تا عمیق‌ترین لایه‌های زندگی خصوصی زنان نفوذ کرده است. قانونی که سکوت دختر کودک پس از رسیدن به بلوغ را به‌منزله رضایت به ازدواج اجباری تلقی می‌کند، در واقع مشروعیت‌بخشیدن به چرخه‌ای از خشونت علیه دختران است؛ چرخه‌ای که در آن کودک‌همسری، محرومیت از آموزش، وابستگی اقتصادی و فقدان دسترسی به عدالت، به بخشی از زندگی روزمره زنان تبدیل می‌شود.

اما طالبان تنها یک ساختار سیاسی نیست؛ بلکه بازتاب بخشی از فرهنگی است که طی دهه‌ها جنگ، افراط‌گرایی، مردسالاری و حذف سیستماتیک زنان شکل گرفته است. بسیاری از محدودیت‌هایی که امروز توسط طالبان اعمال می‌شود، بر بستری از نگرش‌های زن‌ستیزانه‌ای سوار شده که سال‌ها در جامعه نهادینه شده‌اند. این همان نقطه‌ای است که سرکوب سیاسی و فرهنگ مردسالار به یکدیگر گره می‌خورند.

با این حال، جامعه افغانستان در حال تغییر است. نسلی از زنان تحصیل‌کرده، آگاه و مقاوم شکل گرفته که حاضر نیست به حذف شدن تن بدهد. در کنار آنان، بخشی از نسل جوان مردان افغانستان نیز به این درک رسیده‌اند که آزادی و کرامت زنان، تهدیدی برای جامعه نیست، بلکه بخشی از نجات آن است. حضور مردان در اعتراضات هرات را می‌توان نشانه‌ای از همین تغییر دانست؛ تغییری که هرچند هنوز شکننده و محدود است، اما می‌تواند آغاز شکستن چرخه تاریخی سکوت و همراهی با سرکوب باشد.

سرکوب زنان در افغانستان فقط مسئله زنان افغانستان نیست. وقتی نیمی از جامعه از آموزش، کار، آزادی رفت‌وآمد و حق انتخاب محروم می‌شوند، کل جامعه وارد چرخه‌ای از فقر، خشونت و فروپاشی اجتماعی می‌شود. هشدار یونیسف درباره از دست رفتن هزاران معلم و کارمند زن تا سال ۲۰۳۰ تنها یک هشدار آموزشی نیست؛ این نشانه فروپاشی تدریجی ساختار اجتماعی و انسانی کشوری است که زنان آن به‌طور سیستماتیک حذف می‌شوند.

آنچه امروز در افغانستان جریان دارد، صرفاً اعمال چند قانون سخت‌گیرانه نیست؛ بلکه تلاشی برای بازتعریف جایگاه زن در جامعه به‌عنوان موجودی خاموش، مطیع و نامرئی است. با این حال، تصاویر هرات نشان دادند که این سکوت دیگر مطلق نیست. زنانی که با وجود خطر بازداشت و خشونت به خیابان می‌آیند، و مردانی که در کنار آنان می‌ایستند، حامل پیامی روشن‌اند: جامعه افغانستان، برخلاف آنچه طالبان می‌خواهد نشان دهد، یکدست و تسلیم‌شده نیست.

امروز ابراز همدردی با زنان افغانستان تنها یک موضع انسانی نیست؛ بلکه دفاع از ابتدایی‌ترین حقوق انسانی است. دفاع از حق آموزش، حق انتخاب، حق حضور در جامعه و حق زندگی بدون ترس. زنان افغانستان سال‌هاست که در خط مقدم این مبارزه ایستاده‌اند؛ مبارزه‌ای که نه فقط برای آزادی زنان، بلکه برای آینده و انسانیت کل جامعه افغانستان است.

#برمش_صدای_زنان_بلوچستان

Bramsh-Balochistan woman’s voice

تلاش برای دستیابی به برابری جنسیتی و رفع هر گونه تبعیض و پیشبرد فعالیتها بر بنیاد حقوق بشر سازمان ملل میتوانید از طریق لینک های زیر با بِرَمْش همراه باشید:

وبسایت برمش :
www.Bramsh.org
Instagram:
https://www.instagram.com/bramsh_org
Telegram:
https://t.me/bramshbalochistan

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا