فراخوان ۸۴ سازمان و نهاد حقوق بشری برای اعتراض به اعدام شهروندان افغانستانی در ایران
برمش/ اعدام شهروندان افغانستانی در ایران نسبت به سالهای گذشته افزایش چشمگیری داشته است. در سال ۲۰۲۴ میلادی دستکم ۸۰ شهروند افغانستانی در ایران اعدام شدند که نسبت به سال گذشتهاش سهبرابر شده است.
این اعدامها در سکوت خبری انجام میشوند بهطوری که از ۸۰ اعدام در سال ۲۰۲۴ تنها شش مورد از طریق منابع رسمی اعلام شدند.
این روند در سال جاری میلادی هم ادامه پیدا کرده و در پنج ماه نخست سال ۲۰۲۵ دستکم ۳۲ شهروند افغانستانی در زندانهای ایران اعدام شدند. ما امضاکنندگان این نامه از تمام نهادها و فعالان حقوقبشری، کنشگران سیاسی و عموم مردم میخواهیم تا به هر نحو ممکن اعتراض خود را به اعدام شهروندان افغانستانی نشان دهند. همچنین از جامعه جهانی میخواهیم تا با واکنش مناسب مانع از ادامه این روند شود.
#برمش_صدای_زنان_بلوچستان
Bramsh-Balochistan woman’s voice
تلاش برای دستیابی به برابری جنسیتی و رفع هر گونه تبعیض و پیشبرد فعالیتها بر بنیاد حقوق بشر سازمان ملل میتوانید از طریق لینک های زیر با بِرَمْش همراه باشید:
تحمیل فقر ساختاری و تبعیض مضاعف بر زنان و کودکان بلوچ در جنوب شرق ایران
برمش/ در منطقه بلوچستان، یکی از محرومترین استانهای ایران، زنان و کودکان بلوچ در حالی زندگی میکنند که ابتداییترین نیازهای انسانیشان نظیر دسترسی به آب آشامیدنی، آموزش و هویت قانونی نیز برایشان یک چالش روزمره است.
در شرایطی که جهان به سوی عدالت جنسیتی و توانمندسازی زنان پیش میرود، زنان بلوچ، به دلیل همزمانی سه عامل: ملیت، جغرافیا و سیاستهای تبعیضآمیز حکومتی، با چند لایه از ستم مواجهاند.
به استناد گزارشهای میدانی و منابع محلی، در بسیاری از مناطق روستایی بلوچستان، زنان و دختران ناچارند کیلومترها در گرمای طاقتفرسای ۵۰ درجه در بیابان پیادهروی کنند تا آب مصرفی خانوار را تأمین کنند. این امر نهتنها سلامت جسمی آنان، بلکه سلامت روحی و حق دسترسی به آموزش دختران را نیز بهشدت تهدید میکند.
بر پایه برخی تخمینهای محلی، سالانه دهها کودک بلوچ در هوتکها (گودالهای ذخیره آب) جان خود را از دست میدهند. در چنین شرایطی، کودک بلوچ به جای بازی، تحصیل یا امنیت، با بار آب و مسئولیتهای معیشتی خانواده درگیر میشود.
این مشکلات در بستری از فقر ساختاری و نبود فرصتهای شغلی برای مردان تشدید شده است. بسیاری از مردان بلوچ به دلیل بیکاری مزمن، به مشاغل پرخطر از جمله سوختبری یا حمل مواد مخدر روی میآورند؛ مشاغلی که در بسیاری موارد، با سرنوشت مرگ در مرزها یا اعدام در زندانها گره خورده است.
در چنین مواردی، زنان بلوچ بهتنهایی مسئول تأمین معاش، نگهداری از کودکان و ادامه زندگی میشوند. زنان بلوچ، اغلب بدون دسترسی به بیمه، خدمات اجتماعی، آموزش یا حتی اوراق هویتی، در سایه بیتوجهی دولت و نهادهای مسئول، از همه حقوق بنیادین خود محرومند.
افزون بر آن، هزاران زن و کودک بلوچ در نتیجه فقدان شناسنامه یا مدارک هویتی، از خدمات آموزشی، درمانی و قانونی نیز محروم ماندهاند. این وضعیت، عملاً آنان را از دایره شهروندی خارج کرده و امکان احقاق حقوق را از آنان سلب میکند.
این همه، تنها گوشهای از رنج سیستماتیکی است که بر زنان بلوچ تحمیل میشود؛ رنجی که نه نتیجه بلایای طبیعی، بلکه حاصل سیاستهای تبعیضآمیز و بیتوجهی ساختاری حکومت است.
#برمش_صدای_زنان_بلوچستان
Bramsh-Balochistan woman’s voice
تلاش برای دستیابی به برابری جنسیتی و رفع هر گونه تبعیض و پیشبرد فعالیتها بر بنیاد حقوق بشر سازمان ملل میتوانید از طریق لینک های زیر با بِرَمْش همراه باشید:
جان باختن کودکان و زنان بلوچ در اثر گزیدگی “سیهمار”؛ نبود پادزهر، بیکفایتی یا تبعیض؟
برمش/ در روزهای اخیر، چندین کودک و زن در مناطق روستایی بلوچستان در اثر گزیدگی توسط “سیهمار” جان خود را از دست دادهاند. این حادثه تلخ بار دیگر زخم کهنه نبود امکانات پزشکی و درمانی در بلوچستان را تازه کرده است؛ مسئلهای که سالهاست جان بیگناهان را میگیرد، بدون آنکه واکنشی درخور از مسئولان دیده شود.
در هر نقطهای از دنیا اگر چنین فاجعهای رخ میداد، حداقل انتظار میرفت وزیر بهداشت با صدور بیانیهای عذرخواهی کند یا حتی از سمت خود استعفا دهد. اما در بلوچستان، مرگ شهروندان بر اثر عواملی قابل پیشگیری، نه تنها واکنشی در پی ندارد، بلکه به نظر میرسد عادیسازی شده است.
این در حالی است که وجود سیهمار در برخی نقاط بلوچستان امری شناختهشده و مسبوق به سابقه است. با این وجود، مراکز درمانی محلی فاقد ابتداییترین امکانات مانند پادزهر هستند؛ موضوعی که به سادگی میتواند تفاوت میان مرگ و زندگی را رقم بزند. نبود تجهیزات پزشکی و داروهای حیاتی در بلوچستان دیگر نمیتواند تنها با توجیهاتی چون “تحریمها” پوشانده شود. چرا که تأمین پادزهر برای مناطق پرخطر، نه نیاز به فناوری پیشرفته دارد، نه هزینه سنگینی میطلبد. بلکه به نظر میرسد مسئله اصلی، کماهمیت دانستن جان شهروندان بلوچ و محروم دانستن آنان از حق برخورداری برابر از خدمات سلامت است. البته هر ساله با هجوم سیهمارها به منطقه مسئولان نظام ادعایی واهی و پوچ را مطرح می کنند مبنی بر اینکه پادرزهر را ساخته اند و در مرحله توزیع است، اما در عمل پس از مدتی این مدعای خیالی نیز به بوته فراموشی سپرده می شود.
وقتی کودکان و زنان تنها به دلیل نبود یک آمپول پادزهر جان میبازند، این نه یک حادثه طبیعی، که نتیجهای روشن از سیاستهای نابرابر و ناکارآمد در حوزه سلامت است. مرگ این انسانها صرفاً محصول سیهمار نیست، بلکه نشانهای از زهر تبعیضی است که در رگهای تصمیمگیری جاری است.
(توضیح: تصاویر متعلق به “اسامه بلوچی” می باشد که بر اثر مارگزیدگی جان خود را از دست داد.)
#برمش_صدای_زنان_بلوچستان
Bramsh-Balochistan woman’s voice
تلاش برای دستیابی به برابری جنسیتی و رفع هر گونه تبعیض و پیشبرد فعالیتها بر بنیاد حقوق بشر سازمان ملل میتوانید از طریق لینک های زیر با بِرَمْش همراه باشید:
قصور پزشکی در زاهدان؛ مرگ یک مادر باردار بلوچ در پی بیتوجهی یمارستان امام علی زاهدان
برمش /روز سهشنبه ۶ خرداد ماه ۱۴۰۴، “الهام شهنوازی”، زن باردار ۳۱ ساله بلوچ و اهل شهرستان خاش، پس از زایمان در بیمارستان امام علی زاهدان به دلیل قصور پزشکی و عدم رسیدگی بهموقع، جان خود را از دست داد.
بر پایه گزارشات محلی، روند زایمان خانم شهنوازی با مشکلات جدی همراه بوده و با وجود وضعیت بحرانی، کادر درمان از انجام عمل جراحی ضروری خودداری کرد و باقیماندن جفت در رحم، خونریزی شدید، کورتاژ ناموفق و در نهایت عمل جراحی پرخطر، وضعیت جسمی این مادر را وخیم کرده و به آسیبهای گسترده منجر شده است.
پزشکی قانونی بهدلیل مشکوکبودن علت مرگ، دو روز از تحویل پیکر خودداری کرد و سرانجام پیکر وی روز پنجشنبه ۸ خرداد به خانوادهاش تحویل داده شد.
این حادثه بار دیگر بحران ساختاری خدمات درمانی در بلوچستان و فقدان عدالت درمانی برای زنان بومی این منطقه را برجسته میکند؛ وضعیتی که تبعیض سیستماتیک را به خطری جدی برای حق حیات تبدیل کرده است.
#برمش_صدای_زنان_بلوچستان
Bramsh-Balochistan woman’s voice
تلاش برای دستیابی به برابری جنسیتی و رفع هر گونه تبعیض و پیشبرد فعالیتها بر بنیاد حقوق بشر سازمان ملل میتوانید از طریق لینک های زیر با بِرَمْش همراه باشید:
۳۱ می روز جهانی بدون دخانیات؛ زنگ خطر مصرف چلیم (قلیان) در بلوچستان
برمش/ ۳۱ می به عنوان روز جهانی بدون دخانیات نام گذاری شده است. به مناسبت این روز به چند دلیل از آمار رو به افزایش و نگرانکننده مصرف چلیم (قلیان) در میان زنان و کودکان بلوچ اشاره شده است. آمارهای غیر رسمی نشان میدهد که دستکم ۱۷ درصد زنان ۱۸ تا ۳۵ ساله قلیان مصرف میکنند، در حالی که در واقعیت آمار بیش از این است و سن اعتیاد به چلیم (قلیان) بسیار کمتر است و در میان کودکان و نوجوانان هم رواج دارد. این روند نگرانکننده به دلایل متعددی از جمله «نبود آموزشهای صحیح درباره مضرات قلیان»، «باورهای غلط مانند بیضرر بودن قلیان نسبت به سیگار» و «رفع قبح اجتماعی قلیان در مقایسه با سیگار» بازمیگردد.
محرومیتهای منطقهای نیز نقش مهمی در این معضل دارند. نبود تفریحات سالم مانند نبود سینما، تئاتر، کتابخانه، استخر، باشگاه ورزشی مخصوص بانوان و کودکان و نبود اشتغال مناسب باعث شده است که جوانان و زنان برای پر کردن اوقات فراغت خود به مصرف قلیان روی آورند. همچنین، نبود شغل و درآمد کافی در خانوادهها کودکان و نوجوانان را به سمت مشاغل کاذبی مانند فروش سیگار سوق داده است که خود زمینهساز مصرف دخانیات در سنین پایینتر میشود.
علاوه بر این، یکی دیگر از دلایل گرایش بالا به مصرف مواد دخانی در این منطقه، قیمت ارزان قلیان، تنباکو، گوڈاکو و تنباکوی میوه ای و سیگار نسبت به سایر تفریحات سالم مانند کتاب یا حتی عضویت در باشگاه ورزشی است. زمانیکه هزینه سرگرمیهای سازنده برای بسیاری از خانوادهها سنگین است، مصرف دخانیات به انتخابی ساده و دردسترس تبدیل میشود.
نخستین قدم برای مقابله با این روند، اجرای برنامههای آموزشی مؤثر در مدارس و خانوادهها و فرهنگسازی مناسب در جامعه است. همچنین، ایجاد فرصتهای شغلی و تفریحی سالم میتواند نقش مهمی در کاهش گرایش به مصرف دخانیات در این منطقه ایفا کند.
خطرات مصرف چلیم: • هر بار مصرف چلیم معادل کشیدن دهها نخ سیگار است
دود چلیم حاوی مواد سرطانزا و سمیست
افزایش خطر ابتلا به سرطان دهان، ریه و گلو
آسیب به قلب، ریه و دندانها
خطر انتقال بیماریهای عفونی به دلیل استفاده مشترک
مصرف چلیم ممکن است بخشی از سنت باشد، اما تأثیر منفی آن بر سلامتی زنان و خانوادهها غیرقابل انکار است. روز جهانی بدون دخانیات فرصتی است برای آگاهی بیشتر و گامی به سوی انتخابهای سالمتر.
🕊️ «ترک تنباکو، احترام به زندگی»
#برمش_صدای_زنان_بلوچستان
Bramsh-Balochistan woman’s voice
تلاش برای دستیابی به برابری جنسیتی و رفع هر گونه تبعیض و پیشبرد فعالیتها بر بنیاد حقوق بشر سازمان ملل میتوانید از طریق لینک های زیر با بِرَمْش همراه باشید:
مرگ یک پرستار جوان بلوچ؛ “فهیمه قادرشهری” قربانی تبعیض، بیعدالتی و فرسایش روانی
برمش/ روز سهشنبخ ۳۰ اردیبهشت ماه ۱۴۰۴، “فهیمه قادرشهری (براهویی)”، پرستار ۲۹ ساله و اهل روستای اسلامآباد در لوتک، بهدلیل تشنج ناشی از فشار کاری و مصرف بیشازحد داروی آرامبخش، تنها در منزل جان باخت. او در اورژانس بیمارستان ایرانمهر سراوان مشغول به کار بود و بارها برای انتقال به مرکز درمانی نزدیکتر درخواست داده بود تا بتواند از مادر سالخوردهاش مراقبت کند؛ اما با بیتفاوتی مسئولان روبهرو شد.
فهیمه نه اولین و نه آخرین قربانی تبعیض ساختاری و بیعدالتی نهادینهشده در سیستم سلامت ایران است. زنان بلوچ، بهعنوان بخشی از مردم بومی و تاریخی ایران، سالهاست با ستم چندلایه دستوپنجه نرم میکنند؛ هم از مرکز دور نگه داشته شدهاند، هم از منابع عادلانه محروم ماندهاند، و هم صدایشان در تصمیمسازیها شنیده نمیشود.
این مرگ، تنها یک تراژدی انسانی نیست؛ هشداری است دربارهی وضع بحرانی سلامت روان در میان کادر درمان، و دربارهی نابرابریهای نهادینهشدهای که همچنان جان فرودستان را میگیرد. فهیمه قادرشهری، صدای خفهشدهی هزاران زن در مناطق بهحاشیهراندهشده ایران است.
#برمش_صدای_زنان_بلوچستان
Bramsh-Balochistan woman’s voice
تلاش برای دستیابی به برابری جنسیتی و رفع هر گونه تبعیض و پیشبرد فعالیتها بر بنیاد حقوق بشر سازمان ملل میتوانید از طریق لینک های زیر با بِرَمْش همراه باشید:
سخنرانی “مهسا اربابی” در مورد اعدامهای هدفمند و تبعات ساختاری بر جامعه بلوچ در تظاهرات آلمان
برمش/ روز شنبه ۳ خرداد ماه ۱۴۰۴، تظاهراتی بر علیه اعدام در شهر کلن آلمان برگزار شد و خانم “مهسا اربابی” از اعضای سازمان برمش در این تظاهرات در مورد اعدامهای هدفمند و تبعات ساختاری بر جامعه بلوچ سخنرانی کرد.
مهسا اربابی با اشاره به موج تازه اعدامهای زندانیان بلوچ گفت: “در پی آغاز سال ۱۴۰۴، موجی تازه و نگرانکننده از اجرای احکام اعدام در میان زندانیان بلوچ به وقوع پیوسته است. تنها طی ۲۷ روز نخست سال، دستکم ۳۸ زندانی بلوچ در زندانهای مختلف ایران اعدام شدهاند که این آمارها نهتنها گویای استفاده گسترده از مجازات مرگ هستند، بلکه شواهدی نگرانکننده از یک سیاست حذف سیستماتیک در قبال جامعه بلوچ ارائه میدهند.
وی ادامه داد: بخش عمدهای از افراد اعدامشده، مردان متأهل و سرپرست خانواده بودهاند که حذف ناگهانی آنان، زنان و کودکان زیادی را در معرض فقر شدید، بیسرپرستی و آسیبهای اجتماعی قرار داده است. این اعدامها در کنار مجموعهای از عوامل مرگبار دیگر نظیر سوانح جادهای در مسیرهای ناایمن، کشتار سوختبران توسط نیروهای نظامی، مرگهای ناشی از فقدان خدمات درمانی، قتلهای مسلحانه ناشناس و انفجارهای صنعتی نظیر حادثه اسکله شهید رجایی، چرخهای از خشونت، حذف و فروپاشی اجتماعی را بر جامعه بلوچ تحمیل کردهاند.
مهسا اربابی همچنین در رابطه با زنان بیپناه، کودکان بازمانده از تحصیل و فقدان شناسنامه و نیز تأثیرات چندلایه سیاستهای تبعیضآمیز علیه ملت بلوچ صحبت کرد و گفت: فقدان هویت قانونی یکی از عمیقترین چالشهای مردم بلوچ است. بنا بر گزارشهای میدانی، بیش از ۵۰۰ هزار شهروند بلوچ فاقد شناسنامهاند و بنابراین از ابتداییترین حقوق انسانی چون بیمه، خدمات درمانی، یارانه، ثبت قانونی ازدواج یا تحصیل محروماند. این شرایط منجر به گسترش پدیده کودکهمسری و افزایش شدید تعداد کودکان بازمانده از تحصیل شده است.”
#برمش_صدای_زنان_بلوچستان
Bramsh-Balochistan woman’s voice
تلاش برای دستیابی به برابری جنسیتی و رفع هر گونه تبعیض و پیشبرد فعالیتها بر بنیاد حقوق بشر سازمان ملل میتوانید از طریق لینک های زیر با بِرَمْش همراه باشید:
تبعیض سهگانه علیه زنان بلوچ؛ زایمان با درد، تحقیر و بیامکاناتی در بیمارستان علیابنابیطالب زاهدان
برمش/ نبود امکانات و برخورد نامناسب کادر درمان در بیمارستان علی ابن ابیطالب زاهدان موجبات نارضایتی زنان بلوچی که از شهرهای دور و نزدیک استان برای وضع حمل به زاهدان می آیند را فراهم کرده است.
این زنان که بعضاً عمل سزارین و یا طبیعی را پشتسر می گذارند، از یکسو نیش و کنایه، توهین و زخم زبان کادر درمان را باید تحمل کنند، از سویی دیگر به دلیل نبود فضای مناسب و بهداشتی، با درد بخیه، خونریزی و خستگی مطلق، ناگزیرند شب و روز روی صندلیهای بخش زنان و زایمان این بیمارستان بنشینند و درد بکشند و یا کنار تخت نوزادشان روی زمینی که احتمال انتقال هرگونه عفونتی وجود دارد، استراحت کنند.
در تنها اتاق محل استراحت در بخش نوزادان بیمارستان علی ابن ابیطالب زاهدان فقط یک روشویی برای شستن ظروف کودک و یک توالت غیربهداشتی وجود دارد و در این اتاق حتی حمامی برای دوش گرفتن مادری که همراه کودکش آمده است، وجود ندارد و همین امر فضایی آلوده، غیربهداشتی با بویی نامطبوع را تولید کرده که مادران مجبوند در همین مکان غذایشان را نیز صرف بکنند.
در مقایسه با بیمارستان های سایر نقاط ایران، این بیمارستان را می توان از نمادهای تبعیض سیستماتیک علیه زنان و کودکان بلوچ در این سرزمین برشمرد. در برخی نقاط ایران برای استراحت، غذاخوری و محل نگهداری کودکان فضاهای مناسب پیش بینی شده اما در بیمارستان علی بن ابیطالب نه تنها فضای کافی وجود ندارد، بلکه برخی مواقع تا ۴۴ بیمار در ۲۸ تخت بخش NICU پذیرش می شوند و در اورژانس اطفال با ۲۸ تخت، گاهی تا ۵۷ کودک بستری میشوند.
به نقل از “محمد حیدرزاده”، رئیس بخش نوزادان بیمارستان علی ابن ابیطالب زاهدان، بارها وزیر بهداشت و مسئولان هم برای بازدید از این بیمارستان آمدند، اما فقط وعده دادند و اقدامی در راستای بهبود شرایط در بخش زنان و زایمان صورت نگرفت و تمام هزینههایی که برای تجهیز بخش NICU شده، توسط خیرین تأمین شده و دانشگاه یا بیمارستان هیچ هزینهای نکردهاند.
از دیگر مشکلات اصلی این بیمارستان کمبود پرسنل و پرستار است و دلیل این امر را می توان در دیدگاه دولت به مردم بلوچ دید چرا که بسیاری از پرستاران تحصیل کرده در بلوچستان بیکار هستند و علیرغم کمبود نیرو از استخدام محروم هستند و یا به دلایل واهی در گزینش ها رد می شوند.
این حجم از تبعیض و جفا از سوی رژیم ایران بیانگر دیدگاه سردمداران این رژیم به زنان کودکان بلوچ است که به دلیل زن، بلوچ و سنی بودن از غیرخودی ترین مردمان ساکن در ایران محسوب می شوند و باید همواره درد و رنج ناشی از تبعیض را به دوش بکشند.
#برمش_صدای_زنان_بلوچستان
Bramsh-Balochistan woman’s voice
تلاش برای دستیابی به برابری جنسیتی و رفع هر گونه تبعیض و پیشبرد فعالیتها بر بنیاد حقوق بشر سازمان ملل میتوانید از طریق لینک های زیر با بِرَمْش همراه باشید:
برمش/ در پی آغاز سال ۱۴۰۴، موجی تازه و نگرانکننده از اجرای احکام اعدام در میان زندانیان بلوچ به وقوع پیوسته است. تنها طی ۲۷ روز نخست سال، دستکم ۳۸ زندانی بلوچ در زندانهای مختلف ایران اعدام شدهاند و ۸۵ نفر دیگر در زندان مرکزی زاهدان در صف اجرای حکم قرار دارند. این آمارها نهتنها گویای استفاده گسترده از مجازات مرگ هستند، بلکه شواهدی نگرانکننده از یک سیاست حذف سیستماتیک در قبال جامعه بلوچ ارائه میدهند.
بخش عمدهای از افراد اعدامشده، مردان متأهل و سرپرست خانواده بودهاند که حذف ناگهانی آنان، زنان و کودکان زیادی را در معرض فقر شدید، بیسرپرستی و آسیبهای اجتماعی قرار داده است. این اعدامها در کنار مجموعهای از عوامل مرگبار دیگر نظیر سوانح جادهای در مسیرهای ناایمن، کشتار سوختبران توسط نیروهای نظامی، مرگهای ناشی از فقدان خدمات درمانی، قتلهای مسلحانه ناشناس و انفجارهای صنعتی نظیر حادثه اسکله شهید رجایی، چرخهای از خشونت، حذف و فروپاشی اجتماعی را بر جامعه بلوچ تحمیل کردهاند.
زنان بیپناه، کودکان بازمانده از تحصیل، و فقدان شناسنامه؛ تأثیرات چندلایه سیاستهای تبعیضآمیز
فقدان هویت قانونی یکی از عمیقترین چالشهای مردم بلوچ است. بنا بر گزارشهای میدانی، بیش از ۵۰۰ هزار شهروند بلوچ فاقد شناسنامهاند و بنابراین از ابتداییترین حقوق انسانی چون بیمه، خدمات درمانی، یارانه، ثبت قانونی ازدواج یا تحصیل محروماند. این شرایط منجر به گسترش پدیده کودکهمسری و افزایش شدید تعداد کودکان بازمانده از تحصیل شده است.
در آمار رسمی وزارت آموزش و پرورش ایران، تعداد دانشآموزان بازمانده از تحصیل بیش از ۲۴۸ هزار نفر ذکر شده است؛ با اینحال، این آمار کودکان فاقد هویت را شامل نمیشود که عملاً در هیچ سامانهای به رسمیت شناخته نمیشوند.
ریشه جرم یا محرومیت ساختاری؟
اکثریت قریب به اتفاق اعدامشدگان بلوچ به اتهامات مرتبط با مواد مخدر محکوم شدهاند. با وجود این، باید تأکید کرد که ساختار اقتصادی تبعیضآمیز در بلوچستان، عدم امکان استخدام بومیان در ادارات دولتی و نبود فرصتهای شغلی، مردم را بهناچار به فعالیتهایی چون سوختبری و حمل مواد سوق میدهد، نه از سر اختیار، بلکه بهدلیل نبود گزینههای معیشتی دیگر.
اعدام بهعنوان «راهحل نهایی» برای جرائمی که نظام حاکم خود عامل زمینهساز آن است، نهتنها ناکارآمد است، بلکه موجبات بحرانهای اجتماعی شدیدتری را فراهم میکند: افزایش کودکان کار، خودکشی، خشونت خانگی و مهاجرتهای اجباری.
بر اساس مستندات ارائهشده، سیاستهای دولت جمهوری اسلامی ایران در قبال جامعه بلوچ، مصداق بارز نقض اصول بنیادین حقوق بشر، مفاد میثاق بینالمللی حقوق مدنی و سیاسی، و کنوانسیون حقوق کودک است.
ما، بهعنوان حامیان حقوق بشر، از نهادهای بینالمللی درخواست داریم:
۱. اعزام فوری ناظران و گزارشگران ویژه سازمان ملل متحد به مناطق بلوچنشین برای بررسی میدانی؛
۲. فشار به جمهوری اسلامی ایران برای توقف اجرای احکام اعدام علیه زندانیان بلوچ، بهویژه در پروندههای فاقد دادرسی عادلانه؛
۳. الزام دولت ایران به اصلاح سیاستهای تبعیضآمیز، صدور شناسنامه برای فاقدین هویت، و ایجاد فرصتهای شغلی برای مردم بومی؛
۴. تدوین یک برنامه اضطراری بینالمللی برای حمایت از زنان و کودکان آسیبدیده از اعدامها، فقر، و بیهویتی.
آنچه در بلوچستان جریان دارد، تنها نقض حقوق بشر نیست؛ بلکه یک ساختار سازمانیافته از تبعیض، حذف و نابودی تدریجی یک ملت در ایران است.
#برمش_صدای_زنان_بلوچستان
Bramsh-Balochistan woman’s voice
تلاش برای دستیابی به برابری جنسیتی و رفع هر گونه تبعیض و پیشبرد فعالیتها بر بنیاد حقوق بشر سازمان ملل میتوانید از طریق لینک های زیر با بِرَمْش همراه باشید:
کودک آزاری، نقض فاحش حقوق کودکان در بلوچستان در نبود قوانین بازدارنده و فرهنگ صحیح
برمش/ روز سهشنبه ۲۳ اردیبهشت ماه ۱۴۰۴، دو کودک ۸ و ۹ ساله در روستای خیرآباد پشتکوه خاش، هنگام بازی در یک باغ پسته توسط فردی به نام «ا – ش» که صاحب باغ می باشد، مورد کودک آزاری و نقض فاحش حقوق کودکان بر اساس قوانین کنوانسیون های بین المللی و حقوقی گرفتند. گرچه این خبر رسانه ای شد اما چه بسیار مواردی که هرگز رسانه ای نمی شوند چرا که هنوز جامعه و عموم مردم با مصادیق کودک آزاری و نقض حقوق گودکان چه از سوی دیگران و چه افراد نزدیک به کودک بی اطلاع هستند.
افزایش آمار کودک آزاری در بلوچستان به عوامل مختلفی مربوط است که در ادامه به آن می پردازیم.
از نگاه قوانین بین المللی همچون پیمان نامه حقوق کودک به بچه کمتر از ۱۸ سال کودک اطلاق می شود و آزار یک کودک نوعی از آسیب است که ناشی از برخورد ظالمانه و خشونت بار می باشد.
از مصادیق کودک آزاری که میتوان اشاره کرد:
۱.قرار دادن کودک در مکانهای ترسناک ۲.محروم کردن کودکان از بازی و تفریح ۳.تنها گذاشتن کودک در منزل ۴.اخراج از منزل و طرد کودک ۵.اجازه گریه نداشتن و کنترل احساسات کودک ۶.عدم ارتباط چشمی و گوش ندادن به کودک ۷.مسخره کردن و ایجاد حس حقارت در کودک ۸.طرد و آزار کودک با جنسیت غیر دلخواه ۹.سرزنش و ملامت کودک در حضور دیگران ۱۰.بیتوجهی به بهداشت، تغذیه و پوشاک کودک ۱۱.بهرهکشی و توقعات نامعقول از کودک ۱۲.استفاده از کودک برای تحریک جنسی بزرگسالان ۱۳.محروم نمودن کودک از محبت و آغوش گرم ۱۴.استفاده نادرست از داروهای خوابآور برای کودک ۱۵.مشاجرات خانوادگی در حضور کودک ۱۶.استفاده از الکل و مواد مخدر در حضور کودک ۱۷.کتک زدن و تنبیه جسمی کودک
وارد کردن صدمات روانی و جسمی به کودکان جرم است و گرچه ایران در سال ۱۳۷۳ به پیمان نامه حقوق کودک پیوسته است و اما در عمل به دلیل نبود قوانین مناسب و بازدارنده، نقض قوانین علیه کودکان در ایران به راحتی اتفاق می افتد و کودکآزاری امری رایج در ایران است و نقض حقوق کودکان امری عادی محسوب می شود.
گرچه بر اساس ماده ۵ این قانون، کودک آزاری از جرایم عمومی قلمداد می شود و شاکی خصوصی ندارد اما با وجود رسانه ای شدن موارد کودک آزاری، نه دولت و نه خانواده کودک در این خصوص اقدامات لازم را انجام نمی دهند.
کودکان هم در جامعه مانند دیگر افراد جامعه حق و حقوقی دارند و کودک جهت پرورش کامل و متعادل شخصیتش نیاز به فضای پر محبت و امنیت اخلاقی و مادی دارد.
آنچه که ما در بلوچستان شاهد هستیم بی عدالتی آشکار در تقسیم ثروت و قدرت از سوی حکومت است که کودکان بلوچ را در فقر و نابرابری و عدم برخورداری از فضای مناسب بهداشتی و نیازهای اولیه چون تغذیه مناسب، تفریح و تحصیل قرار داده است و فضای ناامنی که از سوی حکومت در بلوچستان اعمال می شود به اندازه کافی برای کودکان صدمات جبران ناپذیری را وارد کرده است. و اعمال خشونت و تنبیه از سوی مراکز تربیتی چون مدارس و جامعه محلی در اجرای اعمال تنبیه خود سرانه کودکان در ورود به باغ و چیدن میوه از سوی صاحبان باغ بسیار مشمئز کننده بوده و موج نگرانی ها در جامعه و فعالین حوزه حقوق بشری بلوچستان وارد کرده است، چرا که اگر کودکان ما در امنیت روحی و جسمی نباشند در آینده بزهکار و ناهنجار خواهند شد و این ضرری غیر قابل جبران به جامعه بلوچستان وارد می کند که غیر قابل جبران می باشد.
#برمش_صدای_زنان_بلوچستان
Bramsh-Balochistan woman’s voice
تلاش برای دستیابی به برابری جنسیتی و رفع هر گونه تبعیض و پیشبرد فعالیتها بر بنیاد حقوق بشر سازمان ملل میتوانید از طریق لینک های زیر با بِرَمْش همراه باشید: