برمش/ امروز ۵ سپتامبر ۲۰۲۶ مصادف با ۱۴ شهریور ماه ۱۴۰۵، فرصتی است برای توجه به حقوق، کرامت و نقش زنان و دختران بومی و تأکید بر اهمیت حضور و مشارکت آنان در جامعه.
این روز بر نقش زنان بومی در حفظ و انتقال زبان، فرهنگ و سنتها، نگهداری دانش نسلهای گذشته، حفاظت از سرزمین و محیط زیست، مشارکت اجتماعی و سیاسی و مقابله با تبعیض، خشونت و محرومیت تأکید دارد.
در بلوچستان نیز زنان بلوچ از مهمترین حافظان زبان، فرهنگ و هویت بلوچ هستند؛ زنانی که بخش بزرگی از میراث فرهنگی و زبان مادری را به نسلهای بعد منتقل میکنند.
در این میان، مهرنگ بلوچ نمونهای از حضور پررنگ زنان بلوچ در عرصه اجتماعی و حقوق بشری است. او با فعالیتهای خود درباره حقوق مردم بلوچ، ناپدیدشدنهای اجباری، حقوق زنان و دیگر مسائل جامعه بلوچ، تلاش کرده صدای مطالبات این جامعه را به گوش افکار عمومی برساند.
۵ سپتامبر یادآور این واقعیت است که زنان بومی تنها بخشی از تاریخ جوامع خود نیستند؛ آنان سازندگان و حافظان آینده آن جوامعاند.
زنان و دختران بومی جهان و بهویژه زنان بلوچ با وجود تمام سختیها، تبعیضات، مشکلات و نابرابریها نقش حافظان زبان، فرهنگ، هویت و میراث ملت خویش را به عهده گرفتند و نه تنها میراث دار این ارزشهای گرانبها بودند بلکه آنرا به نسلهای آتی نیز منتقل کردند.
#برمش_صدای_زنان_بلوچستان
Bramsh-Balochistan woman’s voice
تلاش برای دستیابی به برابری جنسیتی و رفع هر گونه تبعیض و پیشبرد فعالیتها بر بنیاد حقوق بشر سازمان ملل میتوانید از طریق لینک های زیر با بِرَمْش همراه باشید:
روز جهانی آگاهیرسانی درباره مصرف بیش از حد مواد مخدر
برمش/ روز جهانی آگاهیرسانی درباره اوردوز (IOAD) هر ساله در روز ۳۱ اوت برگزار میشود و بسیاری در این روز برای مبارزه با پدیده مصرف بیش از حد مواد مخدر گرد هم میآیند. هدف این روز افزایش آگاهی درباره این معضل، کاهش ننگ اجتماعی مرتبط با مرگهای ناشی از مصرف مواد مخدر و بهرسمیت شناختن سوگ خانوادههای جانباختگان است.
اوردوز ناشی از مصرف مواد مخدر به یک بحران بینالمللی تبدیل شده است. طی ۲۰ سال گذشته، شمار مرگومیرهای ناشی از اوردوز در بسیاری از نقاط جهان بهطور چشمگیری افزایش یافته است. عامل اصلی این افزایش، در اغلب موارد تأثیر مواد افیونی بوده است؛ موادی که اغلب همراه با داروها و مواد دیگری مانند بنزودیازپینها، محرکها و الکل مصرف میشوند.
گسترش مواد جدید و خطرناک نیز خطرات ناشی از مصرف مواد را برای سلامت عمومی در کشورهای سراسر جهان افزایش داده است. تعداد افرادی که بر اثر مصرف بیش از حد مواد افیونی آسیب میبینند اما جانشان را از دست نمیدهند، چندین برابر بیشتر از کسانی است که بر اثر اوردوز فوت میکنند.
در بلوچستان، نبود فرصتهای شغلی، امکانات تفریحی و سرگرمی، فضاهای فرهنگی و ورزشی و مهمتر از همه، کاهش امید به آینده و شرایط بهتر زندگی، بسیاری از جوانان و نوجوانان را در معرض آسیبهای اجتماعی قرار داده است. در چنین شرایطی، بخشی از آنان برای فرار از فشارهای اقتصادی، مشکلات روحی و احساس بیآیندگی به مصرف مواد مخدر روی میآورند؛ بهگونهای که سن گرایش به مواد مخدر نیز کاهش یافته و نوجوانان در سنین پایینتر از گذشته در معرض اعتیاد قرار میگیرند. این وضعیت، علاوه بر نابودی سلامت و آینده نسل جوان، خانوادهها و کل جامعه را با پیامدهای گسترده اجتماعی و اقتصادی روبهرو کرده است.
#برمش_صدای_زنان_بلوچستان
Bramsh-Balochistan woman’s voice
تلاش برای دستیابی به برابری جنسیتی و رفع هر گونه تبعیض و پیشبرد فعالیتها بر بنیاد حقوق بشر سازمان ملل میتوانید از طریق لینک های زیر با بِرَمْش همراه باشید:
ضربوشتم و بازداشت سه زن بلوچ در یورش نیروهای امنیتی به یک منزل در ایرانشهر
برمش/ روز جمعه ۶ شهریور ماه ۱۴۰۵، نیروهای امنیتی، نیروهای لباسشخصی و انتظامی، به یک منزل مسکونی در خیابان رازی، منطقه غریبآباد ایرانشهر یورش برده و پس از ضربوشتم شدید سه زن بلوچ، هر سه نفر را بازداشت و به مکانی نامعلوم منتقل کردند.
هویت این سه زن، « شیما بامری » و « سائمه بامری »، دو خواهر، و فرزندان سلیمان، و « ستایش بامری »، عروس خانواده، عنوان شده است.
گفتنی است این یورش برای بازداشت یکی از پسران خانواده انجام شده که دارای پرونده شکایت خصوصی بوده و تحت تعقیب قرار داشته است. نیروهای امنیتی و انتظامی پس از ورود به منزل، با فحاشی و توهین به اعضای خانواده، آنان را متهم کردهاند که فرد تحت تعقیب را در منزل مخفی کردهاند.»
در جریان این درگیری، نیروهای حاضر که زنان همراه آنان نبودهاند، سه زن خانواده را در مقابل کودکان داخل منزل مورد ضربوشتم قرار داده و با مشت، لگد و قنداق سلاح آنان را بهشدت مورد ضربوجرح قرار داده و در جریان این ضربوشتم سر یکی از زنان از ناحیه سر دچار شکستگی و جراحت شدید شده و دو زن دیگر نیز از ناحیه صورت دچار کبودی و آسیب شدهاند.
به گفته بستگان، پس از بازداشت این سه زن، خانواده و بستگان آنان برای پیگیری وضعیت و علت بازداشت به مراجع مربوطه مراجعه کردهاند، اما به آنان اعلام شده که این زنان به اتهام «فحاشی به مأموران دولت» بازداشت شدهاند.
همچنین تا زمان تنظیم گزارش اطلاعاتی درباره محل نگهداری سه زن بازداشتشده، وضعیت جسمانی آنان و روند قضایی پرونده در دسترس نیست و خانوادههای آنان پیگیر روشن شدن وضعیت و محل نگهداریشان هستند.
لازم به ذکر است پیشتر نیز بارها نیروهای نظامی جمهوری اسلامی ایران در گونیچ و تمندان زنان بلوچ را مورد ضرب و شتم و بازداشت قرار داده بودند.
#برمش_صدای_زنان_بلوچستان
Bramsh-Balochistan woman’s voice
تلاش برای دستیابی به برابری جنسیتی و رفع هر گونه تبعیض و پیشبرد فعالیتها بر بنیاد حقوق بشر سازمان ملل میتوانید از طریق لینک های زیر با بِرَمْش همراه باشید:
۲۲ آگوست؛ روز جهانی گرامیداشت قربانیان خشونت بر پایه دین یا عقیده
برمش/ ۲۲ آگوست، «روز جهانی گرامیداشت قربانیان اقدامات خشونتآمیز بر پایه دین یا عقیده» است؛ روزی که سازمان ملل متحد برای یادآوری قربانیان خشونت، آزار و تبعیض مذهبی و تأکید بر حق آزادی دین و عقیده تعیین کرده است.
این روز در بلوچستان معنای ویژهای دارد؛ جایی که بخش بزرگی از جمعیت آن را بلوچهای اهل سنت تشکیل میدهند و بسیاری از آنان سالهاست از تبعیض مذهبی و محدودیت در برخورداری برابر از حقوق شهروندی سخن میگویند.
تبعیض مذهبی در ایران تنها به محدودیتهای اجتماعی و مذهبی خلاصه نمیشود و در برخی ساختارهای قانونی و استخدامی نیز خود را نشان میدهد. در قانون اساسی جمهوری اسلامی، برای برخی مناصب عالی حکومتی، از جمله رهبری و ریاستجمهوری، شرایط مذهبی مشخصی تعیین شده است و در عمل نیز بسیاری از موقعیتهای حساس و مناصب حکومتی در اختیار شیعیان قرار دارد. در نتیجه، شهروندان اهل سنت با محدودیتهایی در مسیر رسیدن به برخی جایگاههای سیاسی و حکومتی مواجهاند.
برای بسیاری از بلوچها، این تبعیض در زندگی روزمره نیز احساس میشود؛ از دشواری ورود به برخی مشاغل دولتی و موقعیتهای مدیریتی گرفته تا محدودیت در دستیابی به مناصب بالای حکومتی. این در حالی است که مذهب نباید معیار برخورداری یک شهروند از فرصت شغلی، جایگاه اجتماعی یا حقوق برابر باشد.
مسئله زمانی عمیقتر میشود که تبعیض مذهبی با محرومیتهای اقتصادی، آموزشی و توسعهای در بلوچستان همراه میشود. مردمی که با فقر، بیکاری، ضعف زیرساختها و کمبود امکانات عمومی روبهرو هستند، همزمان احساس میکنند که هویت مذهبی و اتنیکی آنان نیز میتواند به مانعی برای دسترسی برابر به فرصتها تبدیل شود.
در ایران، تبعیض مذهبی تنها محدود به اهل سنت نیست؛ بسیاری از پیروان ادیان و باورهای دیگر نیز به دلیل هویت دینی خود با فشار و محدودیت مواجهاند. بهاییان با گستردهترین اشکال سرکوب و محرومیت روبهرو هستند و از تحصیل، اشتغال و بسیاری از حقوق اجتماعی محروم میشوند. مسیحیان، بهویژه نوکیشان مسیحی، نیز در مواردی به دلیل تغییر دین یا فعالیت مذهبی تحت فشار و پیگرد قرار گرفتهاند. یهودیان، دراویش گنابادی و دیگر اقلیتهای دینی نیز از پیامدهای سیاستهای تبعیضآمیز در امان نبودهاند. در دهههای گذشته، بخش قابل توجهی از اقلیتهای دینی و مذهبی نیز به دلایل مختلف، از جمله فشارهای اجتماعی و اقتصادی، مهاجرت کرده و از کشور خارج شدهاند. این وضعیت نشان میدهد که تبعیض بر پایه دین و عقیده در ایران، گروههای مختلفی را دربر گرفته و همچنان زندگی بسیاری از انسانها را تحت تأثیر قرار میدهد.
#برمش_صدای_زنان_بلوچستان
Bramsh-Balochistan woman’s voice
تلاش برای دستیابی به برابری جنسیتی و رفع هر گونه تبعیض و پیشبرد فعالیتها بر بنیاد حقوق بشر سازمان ملل میتوانید از طریق لینک های زیر با بِرَمْش همراه باشید:
برمش/ تصاویری که از منطقه کوهشاه در شهرستان ریگان منتشر شده، بخشی از مشکلات و محرومیتهای مردم این منطقه را به تصویر کشیده است؛ مردمی که به دلیل نبود راه مواصلاتی مناسب، برای رفتوآمد روزمره و حتی انتقال بیماران به مراکز درمانی با مشکلات جدی مواجهاند.
در برخی موارد، بیماران منطقه ناچارند با موتورسیکلت یا در قسمت بار خودروهای تویوتا به مراکز درمانی منتقل شوند؛ وضعیتی که برای بیماران بدحال و شرایط اورژانسی میتواند خطرات جانی به همراه داشته باشد.
اما این مشکلات تنها به کوهشاه محدود نمیشود. بسیاری از روستاها و شهرهای بلوچستان نیز از مسیرهای ارتباطی مناسب و جادههای ایمن محروماند. دشواری دسترسی به مراکز درمانی، پزشک، بازار و دیگر خدمات ضروری، بخش قابلتوجهی از زندگی روزمره مردم را تحت تأثیر قرار داده است. نبود و نامناسب بودن مسیرهای ارتباطی همچنین یکی از عوامل تشدیدکننده حوادث و تصادفات جادهای در منطقه است.
این محرومیتها در حالی ادامه دارد که بلوچستان از منابع طبیعی عظیمی، از جمله ذخایر ارزشمند طلا، برخوردار است و از طریق چابهار به آبهای آزاد دسترسی دارد؛ با این حال، بخش بزرگی از مردم این سرزمین همچنان در فقر و محرومیت زندگی میکنند و از ابتداییترین زیرساختهای توسعه محروماند.
آنچه در کوهشاه دیده میشود، تنها یک نمونه از وضعیت گستردهتر بلوچستان است؛ سرزمینی که منابعش مورد بهرهبرداری قرار میگیرد، اما توسعه و رفاه آن به اندازه منابعش مورد توجه قرار نگرفته است.
حکومت ایران منابع بلوچستان را میخواهد، اما زندگی و رفاه مردم بلوچستان همچنان در اولویت قرار ندارد؛ مردمی که برای رسیدن به پزشک، مدرسه، بازار و حتی یک مسیر امن برای رفتوآمد، با مشکلاتی روبهرو هستند که در بسیاری از مناطق دیگر، ابتداییترین زیرساختهای زندگی محسوب میشوند.
#برمش_صدای_زنان_بلوچستان
Bramsh-Balochistan woman’s voice
تلاش برای دستیابی به برابری جنسیتی و رفع هر گونه تبعیض و پیشبرد فعالیتها بر بنیاد حقوق بشر سازمان ملل میتوانید از طریق لینک های زیر با بِرَمْش همراه باشید:
شورای انقلابی زنان؛”ساختن میز قدرت به جای گرفتن صندلی در آن”
برمش/ روز شنبه ۲۴ مرداد ماه ۱۴۰۵، “شورای انقلابی زنان” رسما اعلام موجودیت کرد. این شورا خود را “شبکهای دموکراتیک، متکثر، فراگیر و فمینیستی” تعریف کرده که “با هدف تقویت قدرت سیاسی زنان و سازماندهی حضور مستقل، موثر و تعیینکننده آنان در عرصه عمومی و سیاسی ایران” شکل گرفته است.
بنا بر اطلاعیههای منتشرشده، این شورا کار خود را در اول آوریل امسال (۱۲ فروردین ۱۴۰۵) با پنج بنیانگذار آغاز کرد: سمانه سوادی، صنم دولتشاهی، مینا خانی، نعیمه دوستدار و یاسمین فهبد.
از آن زمان تا کنون ۱۴ کنشگر دیگر از حوزههای مختلف سیاسی، مدنی، رسانهای، حقوق زنان و حقوق بشر نیز به این جمع پیوستند: آزاده دواچی، اعظم بهرامی، بهار دهکردی، بهاران مجیدی، دکتر پروانه حسینی، رها آجودانی، شلر شبلی، غزل عبدالهی، فریبا بلوچ، مریم دهکردی، مهدیه گلرو، ملیکا زر، نگین بهکام و نگین شیرآقایی.
موسسان میگویند: «این ترکیب، تلاشی برای کنار هم قرار دادن نسلها، تجربهها و صداهای متفاوت در جنبش زنان ایران است؛ از کنشگری سیاسی و حقوق بشر تا روزنامهنگاری، پژوهش، محیط زیست، حقوق اتنیکی و حقوق LGBTQIA+.»
علاوه بر این دکتر هما هودفر، دکتر نیره توحیدی، مهرانگیز کار و شادی صدر نیز به عنوان مشاور این شورا را همراهی میکنند. #برمش_صدای_زنان_بلوچستان
Bramsh-Balochistan woman’s voice
تلاش برای دستیابی به برابری جنسیتی و رفع هر گونه تبعیض و پیشبرد فعالیتها بر بنیاد حقوق بشر سازمان ملل میتوانید از طریق لینک های زیر با بِرَمْش همراه باشید:
گروگانگیری در بلوچستان؛ خشونتی که قربانیانش فقط گروگانها نیستند
برمش/ گروگانگیری یکی از شکلهای خشن و ویرانگر نقض امنیت و حقوق انسانی در بلوچستان است؛ پدیدهای که آثار آن بسیار فراتر از فردی است که ربوده میشود. اگرچه در بسیاری از موارد، قربانیان مستقیم گروگانگیری مردان هستند، اما در واقع یک خانواده، یک خانه و گاه یک نسل، هزینه این خشونت را میپردازد.
وقتی مرد یک خانواده، پدر، شوهر، پسر یا برادر خانه ربوده میشود، زندگی اعضای خانواده از همان لحظه تغییر میکند. زن خانواده دیگر با احساس امنیت به خواب نمیرود. کودکان با پرسشهایی بزرگ میشوند که پاسخی برای آنها ندارند: «بابا برمیگردد؟»، «برادرم زنده است؟»، «چه اتفاقی برایش افتاده؟» و «ممکن است یک روز نوبت ما هم برسد؟»
حتی اگر گروگان پس از مدتی آزاد شود، الزاماً ترس به پایان نمیرسد. تجربه ربودهشدن یک عضو خانواده میتواند احساس امنیت را برای سالها و حتی تا پایان عمر از خانواده بگیرد. صدای یک خودرو، یک تماس تلفنی ناشناس، دیر رسیدن یکی از اعضای خانواده به خانه یا ناپدیدشدن چندساعته یک عزیز، میتواند دوباره همان ترس را زنده کند.
زنان؛ قربانیانی که کمتر دیده میشوند
در بسیاری از روایتهای مربوط به گروگانگیری، تمرکز اصلی بر فرد ربودهشده است؛ اما زنانی که در خانه باقی میمانند، بخش بزرگی از بار این خشونت را به دوش میکشند.
زنی که همسرش گروگان گرفته شده، ممکن است ناگهان مسئولیت تأمین امنیت و زندگی خانواده را به تنهایی بر عهده بگیرد. مادری که فرزندش ربوده شده، ممکن است هر روز با اضطراب، بیخبری و ترس از شنیدن بدترین خبر زندگی کند. خواهران و دختران خانواده نیز در محیطی رشد میکنند که ناامنی دیگر یک مفهوم دور و انتزاعی نیست؛ بلکه بخشی از زندگی روزمره آنهاست.
در چنین شرایطی، ترس میتواند به یک تجربه دائمی تبدیل شود؛ ترسی که لزوماً دیده نمیشود، اما بر روابط خانوادگی، تصمیمهای روزمره، احساس امنیت و آینده اعضای خانواده تأثیر میگذارد.
کودکان؛ قربانیان خاموش خشونت
کودکان شاید هیچ نقشی در اختلافات، درگیریها یا جرایمی که موجب گروگانگیری شدهاند نداشته باشند، اما آنها از نخستین قربانیان غیرمستقیم این خشونت هستند.
کودکی که شاهد ناپدیدشدن پدر، برادر یا یکی از نزدیکان خود است، ممکن است سالها با احساس ناامنی زندگی کند. برای او جهان دیگر الزاماً جای امنی نیست. ممکن است یاد بگیرد که به غریبهها اعتماد نکند، از رفتوآمد اعضای خانواده بترسد و هر بار دیر رسیدن پدر یا برادر را با احتمال یک حادثه تلخ پیوند دهد.
اما مسئله فقط آسیب روانی یک کودک نیست. مسئله، آینده همان کودک است. کودکی که با خشم، ترس، تحقیر و احساس بیعدالتی بزرگ میشود، ممکن است در آینده بخشی از همان چرخه خشونتی شود که زندگی خانوادهاش را نابود کرده است. اگر جامعه نتواند برای او امنیت، حمایت روانی، عدالت و امکان عبور از این تجربه را فراهم کند، خشم میتواند به کینه تبدیل شود و کینه به میل به انتقام.
این به معنای آن نیست که هر کودکی که قربانی خشونت میشود، در آینده به خشونت روی خواهد آورد؛ اما تداوم خشونت، بیعدالتی و نبود حمایت میتواند زمینه بازتولید خشونت را در جامعه افزایش دهد.
چگونه خشونت، خشونت دیگری تولید میکند؟
یکی از خطرناکترین پیامدهای گروگانگیری این است که خشونت میتواند از یک قربانی به قربانی دیگر منتقل شود.
ممکن است پدری ربوده شود و فرزند او سالها با خشم و احساس انتقامجویی زندگی کند. ممکن است برادری ناپدید شود و برادر کوچکترش با این باور بزرگ شود که باید روزی «حق خانواده» را بگیرد. ممکن است کودکی شاهد رنج مادرش باشد و تمام زندگی خود را تحت تأثیر این تجربه سپری کند.
اگر چنین فردی در محیطی رشد کند که در آن خشونت عادی شده، قانون دسترسی مؤثری به عدالت فراهم نمیکند و راهی برای بیان و درمان این زخمها وجود ندارد، احتمال دارد خشم شخصی با خشونت اجتماعی پیوند بخورد.
در این نقطه، یک گروگانگیری فقط یک حادثه منفرد باقی نمیماند؛ بلکه میتواند به حلقهای از ترس، خشم، انتقام و خشونت تبدیل شود.
قربانی دیروز ممکن است فردا به دنبال قربانی دیگری برود و قربانی جدید نیز ممکن است خانوادهای داشته باشد که فرزندانش با خشم و کینه بزرگ شوند. به این ترتیب، چرخهای شکل میگیرد که پایان آن دشوارتر و قربانیانش بیشتر میشوند.
#برمش_صدای_زنان_بلوچستان
Bramsh-Balochistan woman’s voice
تلاش برای دستیابی به برابری جنسیتی و رفع هر گونه تبعیض و پیشبرد فعالیتها بر بنیاد حقوق بشر سازمان ملل میتوانید از طریق لینک های زیر با بِرَمْش همراه باشید:
وقتی «آبرو و حفظ سنتها» از جان و حق انتخاب یک دختر مهمتر میشود
برمش/ قتل آزیتا (سهیلا) رحمتزهی را نمیتوان فقط یک مورد خشونت خانگی دانست. پشت این جنایت، اگر روایتهای منتشرشده درست باشد، زنجیرهای از باورها و سنتهای غلط قرار دارد؛ سنتهایی که گاهی «آبرو» و حرف مردم را از خواست، آزادی، امنیت و حتی جان یک دختر مهمتر میکنند.
سهیلا پیش از ازدواج گفته بود که از رفتار عبدالله رضایت ندارد و نمیخواهد با او ازدواج کند. اما نگرانی خانواده از حرف فامیل و مردم باعث شد مخالفت او جدی گرفته نشود. این همان جایی است که یک دختر، پیش از آنکه قربانی خشونت شود، قربانی نادیده گرفته شدن حق انتخابش میشود.
بعد از ازدواج نیز، بنا بر اطلاعات منتشرشده، اجازه ادامه کار در داروخانه و تحصیل در دانشگاه از او گرفته شد. تنها ۱۲ روز بعد، زندگی دختری ۲۴ ساله با خشونتی مرگبار پایان یافت؛ در حالی که هنوز آثار حنای عروسی روی دستانش باقی مانده بود.
مسئله فقط این نیست که چه کسی ماشه را کشید یا چه کسی ضربه زد. باید پرسید چرا وقتی یک دختر میگوید «من این ازدواج را نمیخواهم»، صدای او گاهی در برابر جملههایی مانند «آبرویمان میرود»، «مردم چه میگویند» و «حرف فامیل چه میشود» بیاهمیت میشود؟
آبرو نباید بهانهای برای گرفتن حق انتخاب از زنان باشد. هیچ سنتی، هیچ قضاوتی و هیچ حرف مردمی نباید از جان و آینده یک انسان مهمتر باشد.
سهیلا اگر از ابتدا شنیده میشد، شاید امروز زنده بود. این همان پرسشی است که باید در برابر خانوادهها و جامعه قرار بگیرد: چند زن باید قربانی شوند تا بفهمیم «نه» یک دختر، باید جدی گرفته شود؟
#برمش_صدای_زنان_بلوچستان
Bramsh-Balochistan woman’s voice
تلاش برای دستیابی به برابری جنسیتی و رفع هر گونه تبعیض و پیشبرد فعالیتها بر بنیاد حقوق بشر سازمان ملل میتوانید از طریق لینک های زیر با بِرَمْش همراه باشید:
روز جهانی «مردمان بومی»؛ منابع و سرزمین بلوچستان بدون مشارکت مردم بومی
برمش/ امروز یکشنبه ۱۸ مرداد ماه ۱۴۰۵ برابر با نهم آگوست ۲۰۲۶، روز جهانی «مردمان بومی» است که سازمان ملل متحد برای افزایش آگاهی درباره حقوق مردمان بومی و حفاظت از هویت، فرهنگ، سرزمینها و منابع طبیعی آنان تعیین کرده است. مجمع عمومی سازمان ملل در سال ۱۹۹۴ با تصویب قطعنامه ۴۹/۲۱۴، نهم آگوست را به عنوان این مناسبت تعیین کرد؛ تاریخ آن نیز به نخستین نشست گروه کاری سازمان ملل درباره جمعیتهای بومی در سال ۱۹۸۲ بازمیگردد.
یکی از محورهای مهم حقوق مردمان بومی، حق مشارکت و تصمیمگیری درباره سرزمینها و منابع طبیعی محل زندگی آنان است. در بلوچستان نیز این مسئله اهمیت ویژهای دارد؛ منطقهای که از منابع طبیعی قابلتوجهی برخوردار است، اما مردم بومی بلوچ در بسیاری از پروژههای مرتبط با استخراج و بهرهبرداری از این منابع، نقش تعیینکنندهای در تصمیمگیری و سهم متناسبی از منافع ندارند.
طلای تفتان نمونهای از همین نگرانیهاست. در حالی که این معدن در سرزمین بلوچستان قرار دارد، پرسش اساسی این است که مردم بومی چه نقشی در تصمیمگیری درباره نحوه بهرهبرداری از این منابع دارند و چه سهمی از منافع اقتصادی حاصل از آن به خود منطقه و ساکنان آن میرسد. منتقدان میگویند منابع سرزمین بلوچستان استخراج و منتقل میشوند، اما مردم بومی که نسلها در این سرزمین زندگی کردهاند، از سهم واقعی و متناسبی از ثروت ایجادشده برخوردار نیستند.
موضوع تنها به معادن محدود نمیشود. زمینهای آباء و اجدادی مردم بلوچ نیز در روند توسعه شهری و شهرکسازی با تغییر کاربری مواجه میشوند. از میناب و چابهار گرفته تا دیگر مناطق بلوچستان، پروژههای شهرسازی، ساخت شهرکها و مجتمعهای مسکونی در زمینهایی اجرا میشوند که متعلق به جوامع محلی و مردم بومی میباشند.
نگرانی مهم این است که در برخی موارد، زمینهای متعلق به مردم بومی از اختیار آنان خارج میشوند و در همان مناطق شهرکها و مجتمعهای مسکونی برای جمعیت غیربومی با طرحی موسوم به «توسعه سواحل مکران» ساخته میشود؛ بدون آنکه مردم بلوچ در تصمیمگیری درباره این پروژهها مشارکت مؤثر داشته باشند یا سهم عادلانهای از زمین، مسکن و منافع اقتصادی ناشی از این شهرکسازیها دریافت کنند.
چنین روندی تنها یک مسئله اقتصادی یا عمرانی نیست؛ بلکه میتواند پیامدهای عمیق اجتماعی و جمعیتی داشته باشد. افزایش قیمت زمین، دشوار شدن دسترسی مردم محلی به مسکن، از دست رفتن زمینهای خانوادگی و کشاورزی و ورود جمعیت جدید میتواند به تدریج جایگاه مردم بومی را در سرزمین خود تضعیف کند. منتقدان این روند را عاملی برای تغییر ترکیب جمعیتی و تضعیف هویت و حضور تاریخی جامعه بلوچ میدانند.
در حالی که یکی از اصول مورد تأکید در حقوق مردمان بومی، مشارکت آنان در تصمیمگیری درباره سرزمینها و منابع طبیعیشان است، اجرای پروژههای بزرگ اقتصادی و عمرانی بدون مشارکت واقعی مردم بومی میتواند با روح این اصل در تضاد قرار گیرد. پرسش اساسی این است که اگر قرار است در سرزمین یک جامعه بومی معدن استخراج شود، شهرک ساخته شود و زمینهای آن تغییر کاربری پیدا کند، خود آن جامعه چه نقشی در تعیین آینده سرزمینش دارد؟
روز جهانی «مردمان بومی» از همین منظر برای بلوچستان اهمیتی فراتر از یک مناسبت تقویمی دارد؛ فرصتی است برای طرح مطالباتی درباره حق مردم بلوچ بر سرزمینهای آباء و اجدادی، مشارکت در تصمیمگیری درباره منابع طبیعی، برخورداری عادلانه از درآمدهای حاصل از منابع، مشارکت در برنامههای توسعه شهری و جلوگیری از حذف تدریجی مردم بومی از سرزمین خود.
توسعه زمانی میتواند عادلانه و پایدار باشد که مردم بومی نه قربانی توسعه، بلکه شریک و تصمیمگیرنده درباره آینده سرزمین خود باشند.
#برمش_صدای_زنان_بلوچستان
Bramsh-Balochistan woman’s voice
تلاش برای دستیابی به برابری جنسیتی و رفع هر گونه تبعیض و پیشبرد فعالیتها بر بنیاد حقوق بشر سازمان ملل میتوانید از طریق لینک های زیر با بِرَمْش همراه باشید:
مرگ یک مادر باردار در چابهار؛ تکرار مرگ مادران در بیمارستان امام علی
برمش/ مرگ یک مادر باردار پس از زایمان در بیمارستان امام علی چابهار، بار دیگر نگرانیها درباره وضعیت خدمات درمانی و مراقبت از زنان باردار در این شهر را افزایش داده است؛ نگرانیای که تنها به این مورد محدود نمیشود و طی سالهای گذشته نیز بارها گزارشهایی از مرگ مادران باردار و زنان در جریان زایمان در همین بیمارستان منتشر شده است.
بر اساس گزارشهای منتشرشده، این مادر پس از بروز عارضه در بیمارستان امام علی چابهار به زاهدان منتقل شده، اما جان خود را از دست داده است. در پی این حادثه، استاندار سیستان و بلوچستان دستور بررسی ویژه پرونده را صادر کرده و تیم بازرسی برای بررسی سوابق پزشکی، روند درمان، اقدامات انجامشده پس از بروز عارضه و نحوه انتقال بیمار به زاهدان به چابهار اعزام شده است.
تا زمان تنظیم این گزارش، هویت این مادر، سن او، علت دقیق مرگ و وضعیت نوزادش در دسترس نیست.
احتمال خطا یا قصور پزشکی نیز یکی از محورهای بررسی اعلام شده است. استاندار تأکید کرده در صورت احراز قصور یا تخلف، موضوع از مسیر قانونی پیگیری و با عوامل مسئول برخورد خواهد شد.
اما مسئله اینجاست که این نخستین بار نیست که خبر مرگ یک مادر در بیمارستان امام علی چابهار منتشر میشود. در سالهای گذشته نیز مادران دیگری در این بیمارستان جان خود را از دست دادهاند و هر بار پس از چنین حوادثی، موضوع بررسی و وعده برخورد با متخلفان مطرح شده است.
برای خانوادههایی که مادر، همسر یا دختر خود را از دست دادهاند، «بررسی ویژه» بهتنهایی کافی نیست. آنان حق دارند بدانند عزیزشان چرا جان باخته، آیا امکان جلوگیری از مرگ او وجود داشته است، چه اقداماتی در زمان بروز عارضه انجام شده و در صورت اثبات قصور، چه کسانی مسئول شناخته شدهاند.
تکرار این حوادث، ضرورت بررسی ریشهای وضعیت خدمات درمانی و مراقبتهای مربوط به بارداری و زایمان در چابهار را بیش از پیش آشکار میکند. زنان نباید برای برخورداری از حق ابتدایی خود یعنی دسترسی به مراقبتهای درمانی ایمن و استاندارد، جان خود را به خطر بیندازند.
اکنون انتظار میرود نتیجه بررسی این پرونده، برخلاف موارد گذشته، بهصورت شفاف به خانواده و افکار عمومی اعلام شود و این پرونده نیز به سرنوشت مواردی دچار نشود که با وعده «بررسی ویژه» آغاز شدند اما نتیجه و مسئولیت احتمالی آنها هیچگاه بهطور روشن برای افکار عمومی مشخص نشد.
مرگ یک مادر هنگام بارداری یا زایمان نباید به یک خبر کوتاه و سپس یک پرونده فراموششده تبدیل شود؛ پشت هر یک از این مرگها، خانوادهای است که زندگیاش برای همیشه تغییر کرده است.
#برمش_صدای_زنان_بلوچستان
Bramsh-Balochistan woman’s voice
تلاش برای دستیابی به برابری جنسیتی و رفع هر گونه تبعیض و پیشبرد فعالیتها بر بنیاد حقوق بشر سازمان ملل میتوانید از طریق لینک های زیر با بِرَمْش همراه باشید: