سازمان صدای زنان بلوچستان

  • از مرز میلک تا مرز وجدان، فقر را مجازات نکنید

    از مرز میلک تا مرز وجدان، فقر را مجازات نکنید

    برمش/ در مرزهای خشک و داغ بلوچستان، جایی که زمین تشنه است و زندگی با رنج آمیخته شده، دو زن سالخورده و تنها برای تأمین نان شب، بطری کوچکی از بنزین در دست داشتند. اما نیروهای نظامی، نه فقر را دیدند، نه چهره چروک‌خورده‌ آنان را؛ لگد زدند، فریاد کشیدند، و شرافت زن بلوچ را در برابر چشم جهان به خاک انداختند.

    این حادثه در اول آبان ۱۴۰۴ در پایانه مرزی میلک هیرمند رخ داد؛ جایی که فقر و بیکاری آن‌قدر ریشه دوانده که زنان سالخورده ناچار شده‌اند برای بقا، کولبری و فروش چند لیتر سوخت را بر دوش بکشند. اما در کشوری که فقر جرم است و قدرت مصونیت، این زنان نه قربانی شرایط، که مجرم شناخته می‌شوند.

    آنچه در میلک اتفاق افتاد، فقط توهین به دو زن نبود؛ توهین به مفهوم انسانیت بود. وقتی سربازی با لباس رسمی دولت، به پیرزنی که نان ندارد لگد می‌زند، ما با یک حادثه ساده روبه‌رو نیستیم؛ این نمادی است از فروریختن اخلاق، نابودی کرامت و شکست وجدان جمعی.

    در همان سرزمینی که مسیرهای اصلی قاچاق سوخت در اختیار مافیاهای وابسته به نهادهای نظامی است، زنان و مردان فقیر بلوچ برای حمل یک بطری بنزین، تحقیر و کتک می‌خورند.
    این تناقض تلخ، چهره واقعی حکومتی را نشان می‌دهد که قانون را فقط برای ضعیفان به کار می‌گیرد و قدرت را سپر مجرمان سازمان‌یافته می‌کند.

    سال‌هاست که وعده‌ “برخورد با خاطیان” تکرار می‌شود، اما نتیجه همیشه یکی است: سکوت، انکار و پاک کردن رد حقیقت.
    مردم بلوچستان دیگر به این وعده‌ها باور ندارند. زیرا عدالت، اگر از دل مردم نیاید، از بالا هرگز نخواهد آمد.

    در نظامی که تبعیض ساختاری، فقر و نابرابری را ابزار کنترل کرده است، تحقیر زنان فقیر تنها بخشی از سیاست بزرگ‌تری است: شکستن عزت مردم تا سکوتشان را بخرد. اما هر لگدی بر پیکر پیرزنی در مرز، ضربه‌ای بر وجدان ملی است؛ و هر توهینی، جرقه‌ای برای بیداری.

    این زنان تنها کولبر نبودند، آن‌ها تصویر تمام مادرانی هستند که با دستان خالی فرزندانشان را بزرگ کردند، نان ساختند، دعا خواندند، و حالا با همان دستان لرزان، سوخت می‌فروشند تا زنده بمانند.

    عدالت اگر واقعی است، باید از مرز میلک آغاز شود. از همان‌جا که فقر، جرم نامیده می‌شود و قدرت، بی‌گناه و تا روزی که مردم بلوچ با صدای بلند فریاد نزنند «کرامت انسانی خط قرمز ماست»، این چرخه‌ی تحقیر ادامه خواهد داشت.

    #برمش_صدای_زنان_بلوچستان

    Bramsh-Balochistan woman’s voice

    تلاش برای دستیابی به برابری جنسیتی و رفع هر گونه تبعیض و پیشبرد فعالیتها بر بنیاد حقوق بشر سازمان ملل میتوانید از طریق لینک های زیر با بِرَمْش همراه باشید:

    وبسایت برمش :
    www.Bramsh.org
    Instagram:
    https://www.instagram.com/bramsh_org
    Telegram:
    https://t.me/bramshbalochistan

  • درد بی پایان خشونت خانگی، زنان بلوچی که قربانی مردسالاری می شوند

    درد بی پایان خشونت خانگی، زنان بلوچی که قربانی مردسالاری می شوند

    برمش/ قتل‌های اخیر زنان بلوچ، مانند ساجده سندکزهی در خاش و ریحانه درزاده در نیکشهر، بار دیگر درد بی‌پایان خشونت خانگی را در بلوچستان آشکار کرد. زنانی که هنوز جوان بودند، با کودکانی در آغوش که قربانی مردسالاری و ساختاری شدند که سال‌ها به حقوق و کرامت آنان بی‌توجه بوده است.

    این اتفاق‌ها نشان می‌دهد که خشونت خانگی فقط یک حادثه شخصی نیست؛ این یک بحران اجتماعی است که هر روز در گوشه و کنار خانه‌ها، کوچه‌ها و روستاها رخ می‌دهد و همه ما را متاثر می‌کند. زنان بلوچ زمانی ستون خانواده و جامعه بودند و احترام به کرامت آن‌ها بخشی از شرافت مردان به شمار می‌رفت. امروز اما فقر، مردسالاری مذهبی و فقدان آموزش باعث شده است زن نه تنها محور زندگی، بلکه هدف خشونت و سلطه باشد.

    خشونت خانگی در بلوچستان حاصل ترکیبی از فقر، محرومیت آموزشی و مردسالاری تحمیلی است. مردانی که خود در فقر و ناامنی بزرگ شده‌اند، سلطه را در خانه تجربه می‌کنند و زنان قربانی این چرخه می‌شوند. زنان نوجوان یا جوان، درگیر ازدواج‌های اجباری یا اجباری اقتصادی شده‌اند و هیچ حمایت مؤثری از آن‌ها وجود ندارد.

    قتل ساجده و ریحانه نه تنها جانشان را گرفت، بلکه پیامدهای اجتماعی گسترده‌ای بر جای گذاشت:

    زنان اعتماد خود به نزدیکان و جامعه را از دست می‌دهند.

    کودکان شاهد خشونت، خشونت را الگویی طبیعی می‌بینند و این چرخه در نسل‌های بعد ادامه می‌یابد.

    ارزش‌های اخلاقی و کرامت انسانی در جامعه آسیب می‌بیند و فروپاشی فرهنگی و روانی رخ می‌دهد.

    قتل‌های ساجده و ریحانه، فریاد خاموش جامعه‌ای است که در آن خشونت علیه زنان به بخشی از زندگی تبدیل شده است. اگر مردم امروز دست به اقدام نزنند، فردا قربانیان بیشتری خواهند بود. این تغییر، از خانه‌ها و دل‌های مردم شروع می‌شود، نه از دستورالعمل‌های دولت و حکومتی که مردم ما را در بدترین شرایط، از لحاظ سواد، آموزش، امنیت، و حتی حق زندگی، تحت فشار و تهدید قرار داده است.

    سال‌ها است که فقر، محرومیت آموزشی و قوانین مردسالارانه، زنان بلوچ را در برابر خشونت آسیب‌پذیر کرده است. مردانی که در چنین ساختاری رشد کرده‌اند، خشونت را ابزار قدرت و کنترل می‌دانند و زنانی که باید محور خانواده باشند، به قربانی تبدیل شده‌اند. هر روز که سکوت ادامه یابد، این چرخه خشونت عمیق‌تر می‌شود و نسل‌های بعد را نیز تحت تاثیر قرار می‌دهد.

    تغییر واقعی زمانی رخ می‌دهد که خود مردم، از خانه و جامعه کوچک خود شروع کنند: آموزش و گفتگو درباره حقوق زنان، حمایت از قربانیان خشونت، بازتعریف غیرت و مردانگی به معنای احترام و مسئولیت، و توانمندسازی اقتصادی زنان. هر اقدام کوچک محلی، هر صدای حمایتگر، و هر روایت ثبت شده از زنان قربانی می‌تواند موجی از تغییر ایجاد کند و چرخه خشونت را بشکند.

    این مسیر، مسیر مردمی است، مسیر دل‌ها و وجدان‌ها، و تنها راهی است که می‌تواند کرامت زن را بازگرداند و جامعه بلوچ را از فروپاشی اخلاقی و روانی نجات دهد. سکوت دیگر جایی ندارد؛ حالا وقت بیداری و اقدام است.

    #برمش_صدای_زنان_بلوچستان

    Bramsh-Balochistan woman’s voice

    تلاش برای دستیابی به برابری جنسیتی و رفع هر گونه تبعیض و پیشبرد فعالیتها بر بنیاد حقوق بشر سازمان ملل میتوانید از طریق لینک های زیر با بِرَمْش همراه باشید:

    وبسایت برمش :
    www.Bramsh.org
    Instagram:
    https://www.instagram.com/bramsh_org
    Telegram:
    https://t.me/bramshbalochistan

  • قتل دلخراش ریحانه درزاده توسط همسرش

    قتل دلخراش ریحانه درزاده توسط همسرش

    برمش/ روز شنبه ۲۶ مهرماه ۱۴۰۴، یک زن جوان بلوچ به نام ریحانه درزاده، فرزند عبدالرحمن و مادر دو دختر خردسال، در روستای شگیم بالا از توابع شهرستان نیکشهر، بر اثر خفگی به دست همسرش به قتل رسیده است.

    گفتنی است این حادثه در پی اختلاف خانوادگی میان زن و شوهر و پس از درگیری لفظی بر سر تحویل ندادن طلاهای شخصی ریحانه رخ داده است. همسر وی که قصد ازدواج مجدد داشته، پس از مخالفت ریحانه او را مورد ضرب و جرح قرار داده و در ادامه با دستان خود خفه کرده است.

    قاتل پس از ارتکاب جرم، جسد همسرش را در اتاق خواب رها کرده و حدود ساعت ۴ صبح با این ادعا که «ریحانه بیهوش شده»، خانواده خود را به خانه فراخوانده است. با حضور بستگان و اطلاع اهالی روستا، موضوع به پلیس گزارش داده شده و همسر مقتول به عنوان مظنون اصلی بازداشت شده است.

    پیکر ریحانه درزاده روز بعد به پزشکی قانونی چابهار منتقل شد. طبق گزارش رسمی، علت مرگ خفگی اعلام گردیده است. تحقیقات قضایی درباره‌ی این پرونده همچنان در جریان است.

    ریحانه تنها ۲۳ سال داشت و دو دختر خردسال از او به جا مانده است.

    این حادثه تازه‌ترین نمونه از افزایش نگران‌کننده‌ی خشونت خانگی علیه زنان در بلوچستان است؛ پدیده‌ای که ریشه در فقر، نبود حمایت‌های قانونی مؤثر و ساختار مردسالار جامعه دارد.

    #برمش_صدای_زنان_بلوچستان

    Bramsh-Balochistan woman’s voice

    تلاش برای دستیابی به برابری جنسیتی و رفع هر گونه تبعیض و پیشبرد فعالیتها بر بنیاد حقوق بشر سازمان ملل میتوانید از طریق لینک های زیر با بِرَمْش همراه باشید:

    وبسایت برمش :
    www.Bramsh.org
    Instagram:
    https://www.instagram.com/bramsh_org
    Telegram:
    https://t.me/bramshbalochistan

  • ضرب و شتم دو زن سالمند بلوچ در پایانه مرزی میلک واقع توسط یک سرباز وظیفه

    ضرب و شتم دو زن سالمند بلوچ در پایانه مرزی میلک واقع توسط یک سرباز وظیفه

    برمش/ امروز پنجشنبه ۱ آبان‌ ماه ۱۴۰۴، دو زن سالمند بلوچ در پایانه مرزی میلک واقع در شهرستان هیرمند، توسط یک سرباز وظیفه مورد ضرب و شتم و فحاشی قرار گرفتند.

    در تصاویر منتشر شده مشخص است که دو زن سالمند بر روی زمین افتادند و یکی از سربازان به یکی از آنها لگد زده و به هردو توهین و فحاشی می‌کنند و در حالی که یکی از افراد تلاش دارد مانع از ادامه حمله شوند، اما سرباز با پرخاشگری به او نیز واکنش نشان می‌دهد.

    از هویت این دو زن تا زمان تنظیم گزارش اطلاعی در دسترس نیست.

    این حد از خشونت در حالی اتفاق می افتد که این دو پیرزن از سر فقر و ناچاری مجبور به فروش چند لیتر بنزین برای تهیه لقمه ای نان شده اند. سیاست‌های تبعیض آمیز رژیم ایران در مناطق مرزی منجر به گسترش فقر و روی آوردن شهروندان مرزنشین به مشاغل کاذبی همچون دستفروشی و سوختبری شده است و این سیاست‌ها همواره منجر به جفای مضاعف بر زنان و کودکان می شود که به دلیل فقر از یکسو مجبور به انجام کارهای کاذب می شوند و از سویی دیگر توسط نیروهای رژیم جمهوری اسلامی ایران مورد ضرب و شتم و تحقیر قرار می گیرند.

    #برمش_صدای_زنان_بلوچستان

    Bramsh-Balochistan woman’s voice

    تلاش برای دستیابی به برابری جنسیتی و رفع هر گونه تبعیض و پیشبرد فعالیتها بر بنیاد حقوق بشر سازمان ملل میتوانید از طریق لینک های زیر با بِرَمْش همراه باشید:

    وبسایت برمش :
    www.Bramsh.org
    Instagram:
    https://www.instagram.com/bramsh_org
    Telegram:
    https://t.me/bramshbalochistan

  • رسم خطرناک تیراندازی، سنتی که جان می‌گیرد

    رسم خطرناک تیراندازی، سنتی که جان می‌گیرد

    برمش/ حادثه تلخ ایرانشهر، که در آن یک زن جوان جان باخت و زنی دیگر زخمی شد، بار دیگر نشان داد که رسم تیراندازی در مراسم‌های شادی و عزا نه‌تنها سنتی نادرست، بلکه تهدیدی مستقیم علیه جان انسان‌ها و امنیت عمومی است. این اتفاق‌ها دیگر «تصادف» نیستند، بلکه نتیجه تداوم بی‌قانونی، سهل‌انگاری و نبود فرهنگ‌سازی در برابر دسترسی آسان به سلاح در برخی مناطق کشور هستند.

    در بسیاری از شهرهای بلوچستان، تیراندازی در مراسم‌ها نوعی «نمایش مردانگی و شادی» تلقی می‌شود، اما در عمل تبدیل به آیین مرگ و اندوه شده است. هر سال ده‌ها خانواده به دلیل همین رسم اشتباه داغدار می‌شوند؛ قربانیانی که اغلب زن و کودک‌اند و هیچ نقشی در حادثه ندارند.

    چندین پیشنهاد برای تغییر و پیشگیری در این امر تا شاهد همچنین فاجعه تاسف باری نباشیم:

    ۱- نهادهای فرهنگی، رسانه‌ها و فعالان اجتماعی باید در جهت تغییر نگرش عمومی نسبت به «تیراندازی در مراسم» اقدام کنند؛ استفاده از الگوهای محلی، روحانیون و بزرگان طوایف برای آگاهی‌بخشی می‌تواند مؤثر باشد.

    ۲-برخورد قانونی با تیراندازی در مراسم‌ها باید جدی‌تر و بازدارنده‌تر شود. عدم پیگیری مؤثر از سوی مسئولان باعث شده این رفتار پرخطر به عادت اجتماعی بدل شود.

    ۳- موسیقی محلی، رقص‌های آیینی، یا آتش‌بازی‌های ایمن می‌توانند جایگزینی بی‌خطر و زیباتر برای این رسم خطرناک باشند.

    در نهایت، حادثه ایرانشهر تنها یک تراژدی خانوادگی نیست، بلکه هشداری اجتماعی است: تا زمانی که جامعه در برابر سنت‌های خطرناک سکوت کند، هر جشن می‌تواند به سوگ بدل شود.

    #برمش_صدای_زنان_بلوچستان

    Bramsh-Balochistan woman’s voice

    تلاش برای دستیابی به برابری جنسیتی و رفع هر گونه تبعیض و پیشبرد فعالیتها بر بنیاد حقوق بشر سازمان ملل میتوانید از طریق لینک های زیر با بِرَمْش همراه باشید:

    وبسایت برمش :
    www.Bramsh.org
    Instagram:
    https://www.instagram.com/bramsh_org
    Telegram:
    https://t.me/bramshbalochistan

  • یائسگی؛ فصلی فراموش‌شده در زندگی زنان ایرانی

    یائسگی؛ فصلی فراموش‌شده در زندگی زنان ایرانی

    برمش/ ۱۸ اکتبر روز جهانی یائسگی است. یائسگی یکی از مراحل طبیعی در زندگی زنان است، اما در جامعه ایران همچنان با سکوت، شرم و ناآگاهی همراه است. بسیاری از زنان در این دوره حساس، نه‌تنها با چالش‌های جسمی و روانی روبه‌رو هستند، بلکه با نگاه‌های قضاوت‌گر و فضای فرهنگی مردسالار نیز مواجه می‌شوند.

    در بسیاری از فرهنگ‌های غالب، زنان پس از پایان دوران باروری، نادیده گرفته می‌شوند و ارزش اجتماعی آن‌ها کاهش می‌یابد. چنین نگرشی باعث می‌شود که زنان یائسه احساس انزوا، افسردگی، و طردشدگی کنند. تغییرات هورمونی مانند گرگرفتگی، اختلالات خواب، و نوسانات خلقی نیز بدون حمایت و آگاهی، فشار مضاعفی بر آن‌ها وارد می‌کند.

    نبود آموزش عمومی، عدم دسترسی به منابع اطلاعاتی علمی و محرومیت از خدمات مشاوره‌ای باعث شده زنان نتوانند با آرامش و آمادگی وارد این مرحله شوند. بسیاری از آن‌ها حتی در درون خانواده یا نزد پزشکان نیز نمی‌توانند آزادانه درباره مشکلاتشان صحبت کنند.

    کارشناسان تأکید می‌کنند که باید تابوی یائسگی شکسته شود و آموزش، آگاهی‌رسانی و حمایت روانی در دستور کار قرار گیرد. یائسگی پایان زن بودن نیست، بلکه آغاز فصلی جدید در زندگی است؛ فصلی که شایسته احترام، توجه و همراهی است.

    #برمش_صدای_زنان_بلوچستان

    Bramsh-Balochistan woman’s voice

    تلاش برای دستیابی به برابری جنسیتی و رفع هر گونه تبعیض و پیشبرد فعالیتها بر بنیاد حقوق بشر سازمان ملل میتوانید از طریق لینک های زیر با بِرَمْش همراه باشید:

    وبسایت برمش :
    www.Bramsh.org
    Instagram:
    https://www.instagram.com/bramsh_org
    Telegram:
    https://t.me/bramshbalochistan

  • از الهه تا قربانی؛ تحلیلی بر قتل ساجده سندکزهی و فروپاشی ارزش‌های انسانی در بلوچستان

    از الهه تا قربانی؛ تحلیلی بر قتل ساجده سندکزهی و فروپاشی ارزش‌های انسانی در بلوچستان

    ✍️ سانیا میربلوچ

    برمش/ بامداد شنبه ۱۹ مهر ماه ۱۴۰۴، در روستای قاسم‌آباد خاش، ساجده سندکزهی، زن جوان ۲۰ ساله بلوچ و مادر دو کودک خردسال، با شلیک مستقیم همسرش به قتل رسید.
    او نه قربانی یک لحظه خشم، بلکه قربانی نظامی از بی‌عدالتی، سکوت و باورهای تحریف‌شده شد؛ نظامی که در آن زن بلوچ از جایگاه «الهه خانواده» به «ملک مرد» تنزل یافته است.

    در فرهنگ اصیل بلوچ، زن جایگاهی مقدس داشت. زن بلوچ نه تنها مادر و همسر، بلکه ستون شرافت و نماد تداوم قبیله بود. غیرت بلوچ، پاسداری از حرمت زن بود، نه سلطه بر او. هیچ جنگی بدون احترام به زن معنا نداشت، هیچ مردی بدون رضایت زن به بزرگی نمی‌رسید.

    اما آنچه امروز در بلوچستان شاهدیم، نتیجه‌ی تحمیل اندیشه‌های مردسالار مذهبی و فقر ساختاری است، نه فرهنگ بلوچ. در دهه‌های اخیر، سلطه‌ی روحانیت مذهبی – چه در ساختار شیعه‌ی حاکم و چه در جریان‌های سنی سنتی – با تفسیرهای بسته و سیاسی از دین، مفهوم مردانگی را از «پناه و حمایت» به «مالکیت و کنترل» تغییر داده است.
    مذهبِ آلوده به سیاست، از زن انسان ساخت، ولی حق حیات، تصمیم و کرامت را از او گرفت.

    وقتی فقر و مذهب دست به دست هم می‌دهند

    بلوچستان در دهه‌های اخیر، زیر فشار سنگین فقر و تبعیض له شده است. مردی که در جامعه بی‌قدرت است، در خانه با خشونت به دنبال بازسازی قدرت می‌گردد.
    ساجده، در ۱۶ سالگی ازدواج کرد با مردی که پیش‌تر همسر دیگری را طلاق داده بود. چهار سال در سکوت، خشونت، تحقیر و ضرب و شتم زیست؛ تا آن شب که گفت:

    «اگر مُردم، من را حلال کنید.»
    و چند ساعت بعد، همان مرد با اسلحه به زندگی‌اش پایان داد.

    قتل او تنها جنایت یک فرد نیست؛ نشانه‌ی بحران جمعی است که از بی‌پناهی زنان و نبود قانون و نهاد حمایتی ریشه می‌گیرد. زنی که کتک بخورد، جایی برای پناه ندارد. حتی اگر شکایت کند، باید دوباره به همان خانه‌ی خشونت برگردد.

    بلوچستان گرفتار بحران سه وجهی شده:

    ۱. انحراف فرهنگی: فرهنگ بلوچ در اصل زن‌محور و عدالت‌خواه بود. اما در دهه‌های اخیر، با نفوذ تفکرات مذهبی مردسالار، معنای غیرت و مردانگی تحریف شد. زن از شریک زندگی به “دارایی” تبدیل شد.
    ۲. بحران اقتصادی: فقر، بیکاری و نبود امنیت روانی، خشونت را نهادینه کرده است.
    ۳. بحران دینی-سیاسی: وقتی دین ابزار قدرت شود، قربانی نخستش زن است. زن در منبرها به سکوت و اطاعت دعوت می‌شود، نه به زندگی و آگاهی.

    نجات جامعه‌ی بلوچ در بازگشت به هویت اصیل خود است؛ فرهنگی که در آن زن «ناموس» نیست که پنهانش کنند، بلکه «انسان» است که باید در کنار مرد بایستد.
    غیرت حقیقی، حفظ کرامت زن است نه کنترل او. مرد بلوچ باید دوباره معنای مردانگی را بیابد؛ مردی که تکیه‌گاه است، نه تهدید.

    زنان بلوچ نیز باید بدانند که سکوت، زنجیر است. هر زنی که سکوت کند، راه را برای خشونت بعدی هموار می‌سازد. باید آموزش دید، آگاه شد، و از ترس عبور کرد.
    بیداری زنان، تهدید نیست؛ احیای جامعه است.

    قتل ساجده سندکزهی تنها یک فاجعه خانوادگی نیست؛ نشانه‌ی فروپاشی ارزش‌های انسانی در سایه‌ی فقر، سیاست مذهبی و بی‌عدالتی است.
    اگر مردان بلوچ به هویت اصیل خود بازنگردند و زنان بلوچ به آگاهی نرسند، قربانی بعدی همین امروز میان ما قدم می‌زند.

    ساجده مرد، اما صدای او باید زنده بماند.
    نه به عنوان یادگار اندوه، بلکه به عنوان فریاد بیداری برای بلوچستان.

    #برمش_صدای_زنان_بلوچستان

    Bramsh-Balochistan woman’s voice

    تلاش برای دستیابی به برابری جنسیتی و رفع هر گونه تبعیض و پیشبرد فعالیتها بر بنیاد حقوق بشر سازمان ملل میتوانید از طریق لینک های زیر با بِرَمْش همراه باشید:

    وبسایت برمش :
    www.Bramsh.org
    Instagram:
    https://www.instagram.com/bramsh_org
    Telegram:
    https://t.me/bramshbalochistan

  • یازدهم اکتبر روز جهانی دختر و رویای تحصیلِ ناتمام دختران بلوچ

    یازدهم اکتبر روز جهانی دختر و رویای تحصیلِ ناتمام دختران بلوچ

    برمش/ ۱۱ اکتبر، روز جهانی دختر، فرصتی است برای یادآوری حقوقی که میلیون‌ها دختر در سراسر جهان از آن محرومند. این روز نه تنها به نابرابری‌های جنسیتی، ازدواج زودهنگام و محدودیت در دسترسی به آموزش اشاره دارد، بلکه توجه ما را به دخترانی جلب می‌کند که در دل تبعیض‌های چندلایه رشد می‌کنند.

    در ایران، دختران بلوچ از مصادیق بارز این تبعیض مضاعف هستند. آن‌ها نه فقط به‌خاطر دختر بودن، بلکه به‌دلیل ملیت بلوچ و مذهب سنی، با تبعیض ساختاری، فقر آموزشی و بی‌عدالتی مضاعف مواجه‌ هستند. در بسیاری از مناطق بلوچستان، مدارس ابتدایی وجود ندارد و حتی در مناطقی که مدارس ابتدایی هست، نبود مدارس راهنمایی و دبیرستان باعث ترک تحصیل اجباری دختران می‌شود.

    این روزها اما، بحران بی‌شناسنامه‌بودن، رویای تحصیل بسیاری از دختران بلوچ را نابود کرده است. بسیاری از آن‌ها به‌دلیل نداشتن شناسنامه، از ثبت‌نام در مدرسه محروم شده یا از کلاس‌ها اخراج می‌شوند. کودکانی که بدون هیچ گناهی، قربانی سیاست‌های تبعیض‌آمیز حاکمیت در ثبت احوال‌اند.

    در کنار این‌ها، فقر، نبود امکانات و فشارهای فرهنگی باعث افزایش کودک‌همسری در این مناطق شده است؛ مسئله‌ای که آینده و آزادی این دختران را در همان ابتدای زندگی از آن‌ها می‌گیرد.

    روز جهانی دختر، فقط یک مناسبت نیست؛ یادآور مسئولیت همه انسان‌ها در برابر دخترانی‌ست که صدایشان شنیده نمی‌شود. دختران بلوچ هم سهمی برابر از زندگی، آموزش و رویاپردازی دارند. جامعه‌ای که رویاهای کودکانش را به خاک می‌سپارد، فردایی برای ساختن نخواهد داشت.

    #برمش_صدای_زنان_بلوچستان

    Bramsh-Balochistan woman’s voice

    تلاش برای دستیابی به برابری جنسیتی و رفع هر گونه تبعیض و پیشبرد فعالیتها بر بنیاد حقوق بشر سازمان ملل میتوانید از طریق لینک های زیر با بِرَمْش همراه باشید:

    وبسایت برمش :
    www.Bramsh.org
    Instagram:
    https://www.instagram.com/bramsh_org
    Telegram:
    https://t.me/bramshbalochistan

  • در سحرگاه‌های ایران، زندگی اعدام می‌شود

    در سحرگاه‌های ایران، زندگی اعدام می‌شود

    برمش/ امروز ۱۰ اکتبر، روز جهانی «نه به اعدام» است. روزی برای یادآوری این حقیقت تلخ که هنوز در گوشه‌هایی از جهان، مرگ به نام عدالت اجرا می‌شود. در ایران، هر سحر پیش از آن‌که خورشید طلوع کند نام‌هایی خوانده می‌شوند.
    پشت دیوارهای زاهدان، بیرجند و ده‌ها زندان دیگر انسان‌هایی را می‌برند که بسیاری‌شان هرگز دادرسی عادلانه نداشته‌اند. زندگی‌شان پایان می‌یابد، در سکوت، بی‌خبر از افکار عمومی بد‌ون ‌حق دفاع.

    در میان آنان نام‌های بسیاری از مردم بلوچ به چشم می‌خورد، ملتی که تنها سه درصد از جمعیت ایران را تشکیل می‌دهد اما سهمی سنگین از آمار اعدام‌ها دارد. محاکمه‌ها اغلب چند دقیقه طول می‌کشند و اعتراف‌ها زیر فشار و شکنجه گرفته می‌شود.

    اتهام‌ها مبهم‌اند: «اقدام علیه امنیت ملی»، «فساد فی‌الارض»، «قاچاق». اما آنچه واقعاً در حال محاکمه است هویت، فقر و حاشیه‌نشینی است.

    رژیم ایران نه تنها مردان بلوچ را به چوبه‌ی دار می‌سپارد، بلکه زنان بلوچ را نیز اعدام می‌کند. اعدام گسترده‌ مردان در بلوچستان پیامدهای ویرانگری به‌جا گذاشته است: زنانی که ناگهان سرپرست خانواده می‌شوند، کودکان خردسالی که به‌جای رفتن به مدرسه ناچارند کار کنند و خانواده‌هایی که در فقر مطلق دست و پا می‌زنند.

    در بلوچستان اعدام دیگر فقط مجازات نیست زبانی است برای ترساندن و خاموش کردن.
    خانواده‌ها نه می‌دانند چه زمانی عزیزشان را اعدام می‌کنند، نه جسدی برای خاکسپاری تحویل می‌گیرند. تنها چیزی که باقی می‌ماند سکوت است و داغی که فراموش نمی‌شود.

    امروز در روز جهانی نه به اعدام، باید به یاد بیاوریم: این مسئله آمار نیست مسئله‌ی انسان است. حقِ زندگی حقِ هر انسانی است حتی برای آنان که حکومت‌ها می‌خواهند حذفشان کنند.

    #برمش_صدای_زنان_بلوچستان

    Bramsh-Balochistan woman’s voice

    تلاش برای دستیابی به برابری جنسیتی و رفع هر گونه تبعیض و پیشبرد فعالیتها بر بنیاد حقوق بشر سازمان ملل میتوانید از طریق لینک های زیر با بِرَمْش همراه باشید:

    وبسایت برمش :
    www.Bramsh.org
    Instagram:
    https://www.instagram.com/bramsh_org
    Telegram:
    https://t.me/bramshbalochistan

  • تحلیل ساختاری: معلم در روز جهانی خود، قربانی دوگانگی ستم بر حق آموزش زنان در ایران

    تحلیل ساختاری: معلم در روز جهانی خود، قربانی دوگانگی ستم بر حق آموزش زنان در ایران

    برمش/ در روز جهانی معلم فرصتی است تا فراتر از تقدیرهای مرسوم،نگاهی عمیق‌تر به چالش‌ها و موانعی بیندازیم که مانع از تحقق رسالت این قشر فداکار و حق اساسی آموزش برای تمام کودکان به‌ویژه دختران در ایران می‌شود. معلم در ایران امروز نه تنها یک آموزگار بلکه شاهد و قربانی همزمان دو سیاست سیستماتیک است که حق بنیادین آموزش را از زنان و کودکان سلب می‌کند. این وضعیت، ساختار آموزشی کشور را به محیطی امنیتی و تبعیض‌آلود تبدیل کرده که آینده نسل‌های آتی را تحت تأثیر قرار می‌دهد.
    ۱. محرومیت هویتی: دیوار بلندی که جلوی کودکان بلوچ می‌ایستد
    یکی از دردناک‌ترین ابعاد نقض حق آموزش، موضوع کودکان فاقد شناسنامه در مناطق محروم به‌ویژه در سیستان و بلوچستان است. نبود اوراق هویتی که ریشه در بوروکراسی سنگین، فقر ساختاری و رویکردهای امنیتی دولت دارد، به طور مستقیم دختران بلوچ را از ثبت‌نام در مدرسه محروم می‌کند. این معضلی عمیق است که گزارش‌های متعددی از جمله رسانک ‌نیوز، بر آن تأکید کرده‌اند.

    بعد حقوق بشری: این سیاست نقض صریح ماده ۲۶ اعلامیه جهانی حقوق بشر (حق آموزش) و کنوانسیون حقوق کودک است. در اینجا حق آموزش نه به دلیل ناتوانی فردی بلکه به دلیل یک ناکارآمدی و تبعیض سیستماتیک دولتی سلب می‌شود که هویت و وجود این کودکان را نادیده می‌گیرد.

    بعد معلمی: معلمان در این مناطق عملاً به کارمندانی تبدیل شده‌اند که مأمور به اجرای قوانین تبعیض‌آمیز هستند. آن‌ها مجبورند با دستان خود، درهای مدرسه را به روی کودکانی ببندند که طبق قانون جهانی، حق تحصیل دارند. این امر، وظیفه اخلاقی و حرفه‌ای معلم را تحت فشاری کمرشکن قرار می‌دهد و احساس یأس را در آن‌ها تقویت می‌کند.
    ۲. محرومیت ایدئولوژیک: حجاب اجباری و کنترل بر بدن زن
    در مقابل محرومیت ناشی از «نبود هویت» در محیط‌های دانشگاهی و مدرسه‌های سراسر کشور شاهد محرومیت ناشی از «هویت مستقل» هستیم. اعمال سخت‌گیرانه قوانین حجاب اجباری به ابزاری برای کنترل اجتماعی و سیاسی تبدیل شده و به بهانه رعایت آن حقوق اساسی پایمال می‌گردد.

    ابعاد خشونت‌آمیز: حکم‌های تعلیق، اخراج و منع ورود به دانشگاه برای دانشجویان و دانش‌آموزان دختر در واقع مجازات‌هایی با هدف وادار کردن آن‌ها به اطاعت از یک هنجار ایدئولوژیک است. هدف این فشارها، عقب راندن زنان از فضاهای عمومی و سرکوب استقلال فردی آن‌هاست. این سیاست‌ها، به‌طور سیستماتیک مانع از حضور فعال و آزادانه زنان در محیط‌های آموزشی و در نتیجه، جامعه می‌شود.

    وضعیت اساتید: علاوه بر دانش‌آموزان بسیاری از اساتید و معلمان نیز به دلیل حمایت از آزادی پوشش یا حتی صرفاً عدم مشارکت در سرکوب مورد توبیخ، تعلیق یا قطع همکاری قرار گرفته‌اند. این فشار نه تنها بر آزادی بیان آن‌ها، بلکه بر کیفیت و استقلال آموزش تأثیر می‌گذارد، زیرا محیط آکادمیک را به فضایی ناامن و پلیسی تبدیل می‌کند.

    تلاقی فقر و ایدئولوژی در روز معلم در روز جهانی معلم، این تحلیل تلخ نشان می‌دهد که محرومیت از تحصیل دیگر یک پیامد جانبیناخواسته نیست، بلکه به یک ابزار سیاسی تبدیل شده است. این ابزار از دو مسیر اصلی عمل می‌کند:

    1. از طریق فقر و حاشیه‌نشینی سیستماتیک (با سلب شناسنامه از کودکان بلوچ).
    2. از طریق سیاست‌های ایدئولوژیک و کنترل اجتماعی (با سلب آزادی پوشش از دختران و زنان در محیط‌های آموزشی).
      معلم در این فضا به طور فزاینده‌ای از نقش اصلی خود یعنی روشنگری و بالندگی دور شده و به عنصری در معرض تهدید یا اجراکننده دستورات امنیتی تبدیل می‌شود. این دوگانگی در ستم حق آموزش را نه به عنوان یک حق جهان‌شمول، بلکه به عنوان امتیازی مشروط و در خطر تعریف می‌کند و در روزی که قرار است از معلمان قدردانی شود این واقعیت‌ها یادآور مسئولیت سنگین جامعه جهانی برای حمایت از حق آموزش و معلمان در ایران است.

    #برمش_صدای_زنان_بلوچستان

    Bramsh-Balochistan woman’s voice

    تلاش برای دستیابی به برابری جنسیتی و رفع هر گونه تبعیض و پیشبرد فعالیتها بر بنیاد حقوق بشر سازمان ملل میتوانید از طریق لینک های زیر با بِرَمْش همراه باشید:

    وبسایت برمش :
    www.Bramsh.org
    Instagram:
    https://www.instagram.com/bramsh_org
    Telegram:
    https://t.me/bramshbalochistan

دکمه بازگشت به بالا