حضور خانم فریبا برهانزهی در پارلمان اروپا و تأکید وی بر نقش زنان در آینده
برمش/ روز پنجشنبه ۲۱ خردادماه ۱۴۰۵، در نشستی در پارلمان اروپا در شهر بروکسل، «فریبا برهانزهی» بهعنوان نماینده حزب مردم بلوچستان در کنار نمایندگانی از سایر احزاب ملتهای تحت ستم در ایران حضور یافت و طی سخنرانی خود در مورد نقش مؤثر و پررنگ زنان در آینده سیاسی صحبت کرد.
در این نشست، فریبا برهانزهی به بیان دیدگاهها و مطالبات مربوط به وضعیت ملت بلوچ و دیگر ملتهای ایران پرداخت و بر لزوم توجه نهادهای بینالمللی به مسائل حقوق بشری و سیاسی در ایران تأکید کرد. حضور زنان در این برنامه چشمگیر بوده و مشارکت فعال آنان در طرح مطالبات، از نکات برجسته این نشست عنوان شده است.
این گردهمایی در حالی برگزار شد که نمایندگان احزاب مختلف تلاش داشتند از ظرفیتهای بینالمللی برای بازتاب مطالبات ملتهای تحت ستم ایران استفاده کنند؛ امری که نشاندهنده افزایش نقشآفرینی سیاسی در سطح فراملی است.
#برمش_صدای_زنان_بلوچستان
Bramsh-Balochistan woman’s voice
تلاش برای دستیابی به برابری جنسیتی و رفع هر گونه تبعیض و پیشبرد فعالیتها بر بنیاد حقوق بشر سازمان ملل میتوانید از طریق لینک های زیر با بِرَمْش همراه باشید:
بشاگرد؛ روایتی از جدایی تاریخی از بلوچستان و تداوم محرومیت در سایه بیتوجهی
برمش/ بشاگرد، منطقهای بلوچنشین در شرق هرمزگان کنونی، از نظر تاریخی و فرهنگی بخشی از سرزمین بلوچستان به شمار میرفت. با این حال، در جریان تقسیمات اداری دوران پهلوی، بخشهایی از بلوچستان جدا و به استانهای همجوار از جمله هرمزگان ملحق شدند؛ اقدامی که بسیاری از فعالان و پژوهشگران بلوچ آن را بخشی از سیاستهای تضعیف هویت ملی و فرهنگی بلوچها و پراکندهسازی جغرافیای تاریخی بلوچستان میدانند.
امروزه بشاگرد به عنوان یکی از محرومترین مناطق ایران شناخته میشود. سالها بیتوجهی به زیرساختها، کمبود راههای ارتباطی مناسب، نبود دسترسی کافی به خدمات درمانی و آموزشی و بحران آب آشامیدنی سالم، زندگی را برای ساکنان این منطقه دشوار کرده است. بسیاری از زنان بلوچ در روستاهای بشاگرد همچنان ناچارند برای تأمین هیزم مورد نیاز پختوپز یا جمعآوری مواد اولیه بافت حصیر، مسافتهای طولانی را طی کنند. همچنین کمبود آب سالم موجب شده که بیماریهای کلیوی و گوارشی در میان زنان و کودکان این منطقه شیوع داشته باشد.
بسیاری از کنشگران بلوچ معتقدند که جدایی بشاگرد از بلوچستان نه تنها به توسعه این منطقه کمکی نکرد، بلکه باعث شد مطالبات مردم بلوچ این منطقه در حاشیه قرار گیرد و محرومیت آنان تشدید شود. به باور آنان، بشاگرد امروز حتی در مقایسه با بسیاری از مناطق محروم بلوچستان نیز با مشکلات عمیقتری روبهرو است و ساکنان آن همچنان از کمترین امکانات اولیه زندگی برخوردارند.
از نگاه این فعالان، تداوم محرومیت در بشاگرد تنها یک مسئله اقتصادی نیست، بلکه با مسئله هویت نیز گره خورده است؛ هویتی که در نتیجه تقسیمات اداری، سیاستهای تمرکزگرایانه و نادیده گرفتن ویژگیهای تاریخی و فرهنگی منطقه، در معرض فرسایش و آسیمیلاسیون قرار گرفته است. آنان تأکید میکنند که توسعه پایدار و رفع محرومیت در بشاگرد بدون به رسمیت شناختن هویت بلوچ و توجه به حقوق فرهنگی و اجتماعی ساکنان آن امکانپذیر نخواهد بود.
#برمش_صدای_زنان_بلوچستان
Bramsh-Balochistan woman’s voice
تلاش برای دستیابی به برابری جنسیتی و رفع هر گونه تبعیض و پیشبرد فعالیتها بر بنیاد حقوق بشر سازمان ملل میتوانید از طریق لینک های زیر با بِرَمْش همراه باشید:
برمش/ پنج سال پس از به قدرت رسیدن دوباره، طالبان حقوق زنان در افغانستان را روز به روز بیشتر محدود میکنند. در غرب این کشور، چندین زن توسط صنف موسوم به “پلیس مذهبی” این شبهنظامیان رادیکال اسلامی بازداشت شدهاند؛ چرا که به ادعای آنها، این زنان قوانین مربوط به لباس و پوشش را رعایت نکردهاند.
هیئت معاونت سازمان ملل متحد در افغانستان (یوناما) روز یکشنبه ۷ ژوئن نسبت به “بازداشت و توقیف متعدد زنان” در شهر هرات در غرب کشور به دلیل “عدم رعایت ادعایی دستورالعملهای پوشش” ابراز نگرانی کرد.
به گزارش خبرگزاری آسوشیتدپرس، امامان مساجد هرات روز جمعه ۵ ژوئن دستوراتی را صادر کردند که بر اساس آنها، زنان تنها با پوشش کامل بدن (برقع یا چادر) مجاز به خروج از خانه هستند. درست کوتاهزمانی پس از این اعلامیهها، بازرسیها و کنترل در خیابانها آغاز شد.
شاهدان عینی که به دلایل امنیتی نخواستند نامشان فاش شود، به خبرگزاری فرانسه گزارش دادند که روز شنبه شماری از زنان به دلیل عدم استفاده از پوشش کامل بدن توسط چادر یا برقع، بازداشت شدهاند.
#برمش_صدای_زنان_بلوچستان
Bramsh-Balochistan woman’s voice
تلاش برای دستیابی به برابری جنسیتی و رفع هر گونه تبعیض و پیشبرد فعالیتها بر بنیاد حقوق بشر سازمان ملل میتوانید از طریق لینک های زیر با بِرَمْش همراه باشید:
تبادل دوباره آتش میان ایران و اسرائیل؛ آتشبس شکننده بار دیگر در معرض فروپاشی
برمش/ پس از هفتهها تنش کنترلشده و تلاشهای دیپلماتیک برای حفظ آتشبس، ایران و اسرائیل بار دیگر وارد مرحلهای از درگیری مستقیم شدند؛ رخدادی که نگرانیها درباره گسترش جنگ در خاورمیانه را افزایش داده است.
بر اساس گزارشهای منتشرشده، شامگاه یکشنبه ۱۷ خرداد ۱۴۰۵، ایران در واکنش به حملات منتسب به اسرائیل در لبنان، چندین موشک به سوی اهدافی در اسرائیل شلیک کرد. مقامهای ایرانی این اقدام را پاسخی به آنچه «تجاوزات مکرر اسرائیل» خواندهاند، توصیف کردند.
کمتر از چند ساعت بعد، بامداد دوشنبه ۱۸ خرداد ۱۴۰۵، جنگندههای اسرائیلی حملاتی را علیه مواضع نظامی در مناطق مختلف ایران انجام دادند. ارتش اسرائیل اعلام کرد این عملیات در پاسخ مستقیم به حملات موشکی ایران صورت گرفته و زیرساختهای مرتبط با توان موشکی و دفاعی جمهوری اسلامی را هدف قرار داده است.
این تبادل حملات نخستین رویارویی مستقیم دو طرف از زمان برقراری آتشبس فروردینماه ۱۴۰۵ محسوب میشود و نشان میدهد که توافقهای موجود هنوز از ثبات کافی برخوردار نیستند. بسیاری از تحلیلگران معتقدند چرخه «حمله و پاسخ» میان تهران و تلآویو میتواند هر لحظه به درگیری گستردهتر منطقهای تبدیل شود؛ بهویژه در شرایطی که بازیگران مختلف منطقهای نیز در این بحران نقشآفرینی میکنند.
در حالی که برخی کشورها خواستار خویشتنداری طرفین شدهاند، ادامه این روند میتواند چشمانداز مذاکرات سیاسی و تلاشهای دیپلماتیک برای کاهش تنش را با چالشهای جدی مواجه کند. اکنون پرسش اصلی این است که آیا دو طرف به همین سطح از درگیری بسنده خواهند کرد یا منطقه وارد مرحلهای تازه از رویارویی نظامی خواهد شد.
#برمش_صدای_زنان_بلوچستان
Bramsh-Balochistan woman’s voice
تلاش برای دستیابی به برابری جنسیتی و رفع هر گونه تبعیض و پیشبرد فعالیتها بر بنیاد حقوق بشر سازمان ملل میتوانید از طریق لینک های زیر با بِرَمْش همراه باشید:
بلوچستان و رویای یک زندگی شرافتمندانه؛ از محرومیت تا مطالبه تغییر
برمش/ در سالهای اخیر، اعتراضات و مطالبات تغییر در ایران اغلب از زاویه سیاسی روایت شدهاند؛ اما در بلوچستان، این مطالبات تنها به عرصه سیاست محدود نمیشوند. پشت هر مطالبه برای آزادی، سالها محرومیت اقتصادی، بیکاری، توسعهنیافتگی و نابرابری نیز قرار دارد.
امروز که تورم، گرانی و ناامنی اقتصادی زندگی میلیونها نفر را تحت تأثیر قرار داده است، باید به یاد داشت که بسیاری از مردم بلوچستان پیش از آغاز این بحرانهای سراسری نیز با دشواریهای عمیق معیشتی روبهرو بودند. بسته شدن یا محدود شدن مسیرهای معیشتی، کمبود فرصتهای شغلی و تداوم محرومیتهای ساختاری، فشار مضاعفی بر جامعهای وارد کرده است که سالها در حاشیه توسعه قرار داشته است.
از این رو، مبارزه مردم برای آیندهای متفاوت را نمیتوان تنها در چارچوب رقابتهای سیاسی یا تغییرات حکومتی خلاصه کرد. آنچه بسیاری از شهروندان مطالبه میکنند، حق برخورداری از یک زندگی شرافتمندانه، فرصت برابر، امنیت اقتصادی و کرامت انسانی است.
شاید به همین دلیل باشد که برای بسیاری از مردم، آزادی و عدالت اجتماعی دو خواسته جداگانه نیستند. جامعهای که در آن مردم از حق کار، آموزش، سلامت و معیشت مناسب محروم باشند، نمیتواند به توسعه پایدار و ثبات واقعی دست یابد. آیندهای که مردم برای آن تلاش میکنند، تنها تغییر در ساختار قدرت نیست؛ بلکه ساختن جامعهای است که در آن انسانها بتوانند با امید، امنیت و کرامت زندگی کنند.
#برمش_صدای_زنان_بلوچستان
Bramsh-Balochistan woman’s voice
تلاش برای دستیابی به برابری جنسیتی و رفع هر گونه تبعیض و پیشبرد فعالیتها بر بنیاد حقوق بشر سازمان ملل میتوانید از طریق لینک های زیر با بِرَمْش همراه باشید:
ازمتن جامعه تاعمق بلوچستان؛زنان،پیشرانان اصلی تغییر در ایران
✍️ سانیا میر بلوچ
برمش/ در سالهای اخیر، فضای فعالیت مدنی و رسانهای در ایران بیش از هر زمان دیگری با محدودیت و فشار مواجه شده است. تصویب قوانین امنیتی جدید، گسترش جرمانگاری در حوزه رسانه، فضای مجازی و فعالیتهای مدنی، و افزایش مجازاتهای سنگین، نگرانیهای جدی درباره آینده آزادی بیان و فعالیتهای حقوق بشری ایجاد کرده است.
اما در میان همه این فشارها، یک واقعیت همچنان پابرجاست: نیروی واقعی تغییر در ایران، در داخل ایران حضور دارد.
در حالی که بسیاری از فعالان سیاسی خارج از کشور از جنبشها و مطالبات مردم سخن میگویند، این زنان، خبرنگاران، فعالان مدنی، خانوادههای دادخواه و شهروندان داخل کشور هستند که هر روز هزینه ایستادگی را میپردازند. کسانی که با وجود خطر بازداشت، احضار، زندان، محرومیت از کار و تحصیل و حتی خطر از دست دادن جان خود، همچنان صدای جامعه را زنده نگه داشتهاند.
در سالهای گذشته، بسیاری از مهمترین گزارشهای مربوط به نقض حقوق بشر، سرکوب اعتراضات، بازداشت فعالان، خشونت علیه زنان و فشار بر اقلیتها، توسط افرادی ثبت و مستندسازی شده که در داخل ایران زندگی میکنند. اگر امروز جهان از رنجها، مطالبات و مقاومت مردم ایران آگاه است، بخش بزرگی از آن مرهون تلاش کسانی است که در دشوارترین شرایط، حقیقت را روایت کردهاند.
در این میان، نقش زنان برجستهتر از همیشه است. زنانی که تنها برای حقوق خود مبارزه نمیکنند، بلکه به بخشی از حافظه جمعی و وجدان بیدار جامعه تبدیل شدهاند. از مادران دادخواه تا خبرنگاران مستقل، از فعالان حقوق زنان تا دختران جوانی که در خیابانها و شبکههای اجتماعی صدای اعتراض و مطالبهگری را بلند کردهاند، همگی نشان دادهاند که زنان نه در حاشیه، بلکه در متن تحولات اجتماعی ایران قرار دارند.
واقعیت این است که هیچ جنبش اجتماعی پایداری از بیرون مرزها ساخته نمیشود. حمایت بینالمللی و همبستگی ایرانیان خارج از کشور میتواند ارزشمند و مؤثر باشد، اما موتور اصلی هر تحول اجتماعی، مردمی هستند که در متن جامعه زندگی میکنند و با واقعیتهای روزمره آن روبهرو هستند. تاریخ نیز بارها نشان داده است که تغییرات پایدار، بر دوش کسانی شکل میگیرد که در میدان حضور دارند.
امروز و در شرایطی که فشارهای امنیتی افزایش یافته و فعالیت مدنی با خطرهای بیشتری همراه شده است، حمایت از فعالان داخل کشور اهمیتی دوچندان دارد. دفاع از خبرنگاران مستقل، کنشگران حقوق زنان، مدافعان حقوق بشر و زندانیان عقیدتی، دفاع از حق جامعه برای دانستن، سخن گفتن و مطالبه عدالت است.
جامعه بلوچستان نیز از این قاعده مستثنا نیست. زنان بلوچ در سالهای اخیر نشان دادهاند که با وجود تبعیضهای چندلایه، فشارهای امنیتی و محرومیتهای ساختاری، همچنان در کنار مردان برای ساختن آیندهای عادلانهتر تلاش میکنند. توسعه، عدالت و آزادی در بلوچستان تنها زمانی محقق خواهد شد که زنان و مردان، دوشادوش یکدیگر در این مسیر مشارکت داشته باشند.
امروز بیش از هر زمان دیگری باید در کنار کسانی ایستاد که در داخل ایران، با کمترین امکانات و بیشترین هزینه، از حقیقت، کرامت انسانی و حقوق بنیادین مردم دفاع میکنند. آنان نه تنها راویان رنجهای این سرزمین، بلکه سازندگان آینده آن هستند.
#برمش_صدای_زنان_بلوچستان
Bramsh-Balochistan woman’s voice
تلاش برای دستیابی به برابری جنسیتی و رفع هر گونه تبعیض و پیشبرد فعالیتها بر بنیاد حقوق بشر سازمان ملل میتوانید از طریق لینک های زیر با بِرَمْش همراه باشید:
ثبت «فرش بلوچستان» به نام «بلوچی خراسان»؛ ادامه تاراج میراث فرهنگی بلوچستان
برمش/ ثبت ملی فرش بلوچستان با عنوان «بلوچی خراسان» تنها یک مسئله مربوط به صنایع دستی نیست؛ این رویداد نمادی از روندی است که سالهاست بخشهایی از فرهنگ، هنر و هویت بلوچ را تهدید میکند. فرشی که در بازارهای داخلی و بینالمللی با نام «فرش بلوچستان» شناخته میشود و ریشه در تاریخ، سنت و هنر مردم بلوچستان دارد، امروز با عنوانی دیگر ثبت میشود؛ اتفاقی که برای بسیاری از فعالان فرهنگی بلوچ یادآور روند تدریجی کمرنگسازی هویت این ملت است.
این نخستین بار نیست که عناصر فرهنگی بلوچ در معرض مصادره یا بازتعریف قرار میگیرند. از سوزندوزی زنان بلوچ گرفته تا موسیقی، پوشاک سنتی و دیگر جلوههای فرهنگ بلوچستان، بارها شاهد بودهایم که افراد، شرکتها و حتی نهادهای خارج از بلوچستان از این میراث فرهنگی بهرهبرداری اقتصادی کردهاند، در حالی که صاحبان اصلی این هنرها همچنان با فقر، محرومیت و نبود حمایتهای لازم دستوپنجه نرم میکنند.
امروز بسیاری از بلاگرها، فروشگاههای اینترنتی و فعالان حوزه مد و صنایع دستی از شهرت سوزندوزی زنان بلوچ، فرش بلوچستان و دیگر آثار هنری این سرزمین درآمدهای قابل توجهی کسب میکنند، اما زنان هنرمند بلوچ که نسلها حافظ این هنرها بودهاند، اغلب از ابتداییترین حمایتهای اقتصادی، بیمهای و اجتماعی محروم هستند. این شکاف عمیق میان ارزش اقتصادی آثار و وضعیت زندگی تولیدکنندگان واقعی آن، نتیجه سالها بیتوجهی و نبود سیاستگذاری مؤثر برای حمایت از میراث فرهنگی بلوچستان است.
بخشی از این وضعیت را میتوان در ساختار مدیریتی متمرکز جستوجو کرد؛ جایی که مدیران و مسئولان محلی عمدتاً از سوی مرکز تعیین میشوند و ناگزیر اولویت خود را با سیاستها و خواستههای مرکز هماهنگ میکنند. در چنین شرایطی، حتی مسئولانی که خود بلوچ هستند نیز کمتر امکان یا انگیزهای برای دفاع جدی از هویت فرهنگی و تاریخی بلوچستان پیدا میکنند و حفاظت از میراث بومی در اولویتهای بعدی قرار میگیرد.
ادامه این روند میتواند پیامدهای جبرانناپذیری داشته باشد. اگر ثبت، مستندسازی، حمایت و معرفی آثار فرهنگی بلوچ با هویت واقعی آنها صورت نگیرد، این خطر وجود دارد که در آینده بخشهای بیشتری از این میراث یا از میان بروند یا با نامها و عناوین دیگر به ثبت برسند. آنچه امروز درباره فرش بلوچ رخ داده، برای بسیاری از فعالان فرهنگی هشداری است درباره سرنوشت دیگر عناصر هویت بلوچ؛ هویتی که حفظ آن نیازمند توجه، حمایت و مسئولیتپذیری نهادهای مرتبط و مشارکت فعال جامعه بلوچ است.
#برمش_صدای_زنان_بلوچستان
Bramsh-Balochistan woman’s voice
تلاش برای دستیابی به برابری جنسیتی و رفع هر گونه تبعیض و پیشبرد فعالیتها بر بنیاد حقوق بشر سازمان ملل میتوانید از طریق لینک های زیر با بِرَمْش همراه باشید:
تمدید آتشبس تمدید همراه با جنگ معیشت در زندگی مردم
برمش/ در حالی که ایران و آمریکا بار دیگر وارد مرحلهای از تمدید آتشبس و کاهش تنشهای مستقیم شدهاند، زندگی روزمره میلیونها شهروند ایرانی همچنان زیر فشار سنگین بحرانهای اقتصادی، تورم، بیکاری و کاهش قدرت خرید در حال فرسایش است. برای بخش بزرگی از جامعه، پایان درگیریهای نظامی یا کاهش تنشهای سیاسی به معنای پایان بحران نیست؛ زیرا اثرات سالها تحریم، سوءمدیریت اقتصادی، رکود، تورم و شوکهای ناشی از جنگ همچنان بر زندگی مردم سایه انداخته است.
آمارهای رسمی نشان میدهد شاخص فلاکت در ایران به بیش از ۶۱ درصد رسیده است؛ شاخصی که از مجموع نرخ تورم و بیکاری محاسبه میشود و یکی از مهمترین معیارهای سنجش فشار اقتصادی بر شهروندان به شمار میرود. با این حال، بسیاری از کارشناسان معتقدند آنچه مردم در زندگی روزمره تجربه میکنند، بسیار فراتر از این ارقام است.
شاخص فلاکت رسمی تنها بخشی از بحران را نشان میدهد. در این محاسبات، بسیاری از واقعیتهای زندگی مردم از جمله بیکاری پنهان، اشتغالهای ناپایدار، کاهش شدید قدرت خرید، هزینههای سنگین مسکن، درمان، آموزش و بدهیهای خانوارها لحاظ نمیشود. به همین دلیل، فاصله قابل توجهی میان آمارهای رسمی و تجربه واقعی مردم وجود دارد.
این شکاف را میتوان در زندگی زنان سرپرست خانوار، کارگران روزمزد، جوانان بیکار و خانوادههای کمدرآمد مشاهده کرد. برای این گروهها، فلاکت تنها یک شاخص اقتصادی نیست؛ بلکه واقعیتی روزمره است که در سفرههای کوچکتر، حذف مواد غذایی ضروری، افزایش بدهیها، ناتوانی در پرداخت اجاره مسکن و چشمپوشی از درمان خود را نشان میدهد.
در چنین شرایطی، زنان بیش از دیگران آسیب میبینند. بسیاری از زنانی که در سالهای اخیر از طریق کسبوکارهای اینترنتی، فروش محصولات خانگی، صنایع دستی یا خدمات آنلاین به استقلال مالی نسبی دست یافته بودند، با رکود اقتصادی، محدودیتهای اینترنتی و کاهش تقاضا، منابع درآمد خود را از دست دادهاند. نتیجه این وضعیت، افزایش وابستگی اقتصادی، بازگشت به چرخه فقر و در مواردی ترک محل زندگی مستقل و بازگشت به خانه خانواده بوده است.
همزمان هزینههای درمانی نیز به سطحی رسیده که بسیاری از خانوادهها دیگر توان مراجعه به پزشک یا دندانپزشک را ندارند. در بخش بزرگی از جامعه، درمان به اولویتی ثانویه تبدیل شده و تأمین غذای روزانه جای آن را گرفته است. خانوادههایی که زمانی برای بهبود کیفیت زندگی برنامهریزی میکردند، اکنون تنها برای گذراندن روزهای باقیمانده ماه تلاش میکنند.
به همین دلیل، شاخص فلاکت واقعی را نمیتوان تنها در گزارشهای آماری جستجو کرد. این شاخص را باید در صفهای نان، در دفترهای نسیه سوپرمارکتها، در حذف گوشت و لبنیات از سفرهها، در افزایش کودکان بازمانده از تحصیل، در درمانهای نیمهکاره و در اضطراب میلیونها خانوادهای دید که هر روز نگران تأمین ابتداییترین نیازهای خود هستند.
آنچه امروز در ایران جریان دارد، صرفاً یک بحران اقتصادی نیست؛ بلکه بحرانی اجتماعی و انسانی است که پیامدهای آن بیش از همه بر دوش زنان سرپرست خانوار، بیکاران، سالمندان و اقشار کمدرآمد سنگینی میکند. اگر روند کنونی ادامه یابد، شکافهای اجتماعی عمیقتر، فقر گستردهتر و آسیبپذیری گروههای محروم بیش از پیش افزایش خواهد یافت.
در استانهای محروم از جمله سیستان و بلوچستان، ابعاد این بحران عمیقتر است. نرخ بالای بیکاری، کمبود زیرساختهای درمانی، فقر مزمن و دسترسی محدود به فرصتهای اقتصادی باعث شده زنان و کودکان بیشترین آسیب را متحمل شوند. بسیاری از خانوادهها توانایی پرداخت هزینههای درمانی را ندارند و بیماریهای قابل درمان به مشکلات مزمن و پرهزینه تبدیل میشوند
برای بسیاری از مردم، رؤیای خانهدار شدن، پسانداز یا ارتقای کیفیت زندگی سالهاست که رنگ باخته است. اکنون هدف اصلی، زنده ماندن و گذر از فرداست. وقتی خانوادهای درمان را کنار میگذارد تا غذا بخرد، وقتی مادری وعده غذایی خود را حذف میکند تا فرزندش گرسنه نخوابد و وقتی جوانی با وجود تحصیلات و تلاش، هیچ چشماندازی برای آینده نمیبیند، بحران از مرز اقتصاد عبور کرده و به مسئلهای عمیقاً انسانی و اجتماعی تبدیل شده است؛ بحرانی که هر روز ابعاد گستردهتری پیدا میکند و بیشترین فشار آن بر دوش آسیبپذیرترین اقشار جامعه، بهویژه زنان، قرار دارد.
#برمش_صدای_زنان_بلوچستان
Bramsh-Balochistan woman’s voice
تلاش برای دستیابی به برابری جنسیتی و رفع هر گونه تبعیض و پیشبرد فعالیتها بر بنیاد حقوق بشر سازمان ملل میتوانید از طریق لینک های زیر با بِرَمْش همراه باشید:
کشته شدن یک زن بلوچ در چابهار بر اثر ضربوشتم شدید توسط همسرش
برمش/ روز جمعه ۱ خرداد ماه ۱۴۰۵، یک زن بلوچ در پی ضربوشتم شدید توسط همسرش در شهرستان چابهار جان خود را از دست داد و همسر این زن نیز با مصرف مقادیر زیادی دارو اقدام به خودکشی کرده و اکنون در بخش مراقبتهای ویژه بیمارستان امام علی چابهار بستری و در حالت کما به سر میبرد.
هویت این زن بلوچ کشته شده، «زاهده بلوچ»، ۲۷ ساله، فرزند ابراهیم و هویت همسر وی « ع.ب » ۳۰ ساله، عنوان شده است. این زوج دارای چهار فرزند، از بستگان نزدیک یکدیگر و اهل و ساکن روستای بریس از توابع شهرستان چابهار بودهاند.
بر اساس این گزارش این حادثه صبح روز جمعه ۱ خردادماه ۱۴۰۵ حوالی ساعت ۱۱ در یک پارکینگ شخصی رخ داده است. همسر زاهده پس از ورود به پارکینگ، درب آن را از داخل قفل کرده و در شرایطی که کسی از حضور آنها در محل اطلاع نداشته، همسر خود را بهشدت مورد ضربوشتم قرار داده است.
پس از این حادثه، وی پیکر همسرش را داخل خودرو قرار داده و سپس با مصرف مقدار زیادی دارو و قرص که از قبل تهیه کرده بود، اقدام به خودکشی کرده است.
گفتنی است تا ساعتها کسی از وقوع این حادثه مطلع نبوده و تنها حوالی غروب، برخی افراد با شنیدن صداهایی از داخل پارکینگ مشکوک شدهاند. آنان پس از شکستن بخشی از سقف ایرانیتی پارکینگ وارد محل شده و مرد را در حالی که در کنار خودرو بیهوش افتاده بود مشاهده کردهاند. پیکر زن نیز داخل خودرو کشف شده است.
پیکر زاهده پس از انتقال به پزشکی قانونی مورد بررسی قرار گرفته و علت مرگ، وارد شدن ضربات شدید به ناحیه سر اعلام شده است. همچنین وی از نواحی مختلف بدن از جمله سر، پهلو و کلیهها دچار آسیبهای شدید ناشی از ضربوشتم شده بود.
خانواده و بستگان از انگیزه اصلی این حادثه و علت وقوع آن ابراز بیاطلاعی کردهاند. به گفته آنان، هنوز دلیل دقیق این اقدام مشخص نشده و شوهرش نیز به دلیل قرار داشتن در حالت کما، تاکنون قادر به ارائه توضیح درباره انگیزه و جزئیات حادثه نبوده است.
لازم به ذکر است که در سال ۲۰۲۵، در مجموع ۲۳ مورد مرگ یا جراحت زنان مستندسازی شده که از این میان، ۲۱ نفر جان باختهاند و ۲ نفر مجروح شدهاند. از میان زنان جانباخته، ۱۰ نفر توسط نزدیکان خود، از جمله همسر یا اعضای خانواده، کشته شدهاند. افزون بر این، یک زن نیز در نتیجه تیراندازی توسط یکی از نزدیکانش مجروح شده است. در این دوره، ۸ مورد مرگ ناشی از قصور پزشکی ثبت شده و یک زن بر اثر فشار کاری جان خود را از دست داده است. همچنین یک مورد مرگ در اثر گزیدگی مار و یک مورد تیراندازی ناخواسته نیز گزارش شده است که در جریان آن یک زن کشته و یک زن دیگر مجروح شده است.
برمشصدایزنان_بلوچستان
Bramsh-Balochistan woman’s voice
تلاش برای دستیابی به برابری جنسیتی و رفع هر گونه تبعیض و پیشبرد فعالیتها بر بنیاد حقوق بشر سازمان ملل میتوانید از طریق لینک های زیر با بِرَمْش همراه باشید:
کودکآزاری در برابر دوربین؛ وقتی قانون و وجدان اجتماعی غایباند
برمش/ انتشار ویدئوی هولناک ضرب و شتم دو کودک به بهانه اتهام «سرقت»، بار دیگر ابعاد نگرانکننده خشونت علیه کودکان و ضعف ساختارهای حمایتی در جامعه را آشکار کرده است. در این تصاویر، کودکانی دیده میشوند که در فضایی بسته و بدون امکان دفاع از خود، هدف ضربات مکرر قرار میگیرند؛ کودکانی که فریاد میزنند، التماس میکنند و تنها خواستهشان متوقف شدن خشونتی است که بر آنها اعمال میشود.
فارغ از اینکه این کودکان چه اتهامی داشتهاند، هیچ فرد یا گروهی حق ندارد خود را در جایگاه قاضی و مجری قانون قرار دهد. وجود چنین صحنههایی نشان میدهد که قوانین موجود یا از بازدارندگی کافی برخوردار نیستند و یا اجرای آنها به اندازهای ضعیف است که برخی افراد با اطمینان از مصونیت، دست به چنین رفتارهایی میزنند. هنگامی که کودکان به این شکل مورد ضرب و جرح قرار میگیرند و بیم آن میرود که دچار آسیبهای جسمی و روانی ماندگار شوند، این پرسش مطرح میشود که نقش نهادهای مسئول در حفاظت از آنان کجاست و چه سازوکاری برای جلوگیری از تکرار چنین فجایعی وجود دارد.
این حادثه تنها یک پرونده کودکآزاری نیست؛ بلکه نمادی از شکافهای عمیق اجتماعی و ضعف حمایت از آسیبپذیرترین اقشار جامعه است. کودکانی که بسیاری از آنها قربانی فقر، محرومیت و شرایط دشوار اقتصادی هستند، به جای برخورداری از حمایت و فرصت برای بازگشت به زندگی عادی، با خشونتی مواجه میشوند که میتواند آینده آنها را برای همیشه تحت تأثیر قرار دهد.
در کنار عاملان این خشونت، بخش دیگری از این ماجرا نیز تأملبرانگیز است؛ حضور افرادی که به جای تلاش برای متوقف کردن ضرب و شتم یا کمک به کودکان، تنها نظارهگر مانده و از صحنه فیلمبرداری میکنند. این رفتار، زنگ خطری جدی درباره فقر فرهنگی و عادی شدن خشونت در بخشی از جامعه است. جامعهای که در آن ثبت تصاویر درد و رنج انسانها جایگزین احساس مسئولیت و مداخله برای نجات قربانیان شود، نیازمند بازنگری جدی در ارزشهای اجتماعی و انسانی خود است.
حقوق کودکان نباید قربانی فقر، خشم، انتقامجویی یا بیتفاوتی اجتماعی شود. برخورد با تخلف احتمالی کودکان، تنها در چارچوب قانون و با رعایت اصول انسانی امکانپذیر است. هرگونه خشونت علیه کودک، صرفنظر از اتهام یا موقعیت او، نقض آشکار کرامت انسانی و نشانهای از ناکامی جامعه در حفاظت از نسل آینده است.این نسخه لحن انتقادی و تحلیلی دارد و بر ضعف قانونگذاری، نبود بازدارندگی، کودکآزاری و بیتفاوتی اجتماعی تأکید میکند.
#برمش_صدای_زنان_بلوچستان
Bramsh-Balochistan woman’s voice
تلاش برای دستیابی به برابری جنسیتی و رفع هر گونه تبعیض و پیشبرد فعالیتها بر بنیاد حقوق بشر سازمان ملل میتوانید از طریق لینک های زیر با بِرَمْش همراه باشید: