از تشنگی تا سیلاب؛ زندگی در چرخه بحران بلوچستان

از تشنگی تا سیلاب؛ زندگی در چرخه بحران بلوچستان

✍️سانیا میر بلوچ

برمش/ هر سال با آغاز بارش‌های موسمی، مردم بلوچستان با اضطرابی قدیمی زندگی می‌کنند؛ اضطرابی که نه از خود باران، بلکه از پیامدهای سال‌ها بی‌توجهی و توسعه نابرابر سرچشمه می‌گیرد.

در بسیاری از نقاط جهان، باران نویدبخش زندگی است، اما در بلوچستان، بارندگی می‌تواند به معنای مرگ، آوارگی و نابودی تنها سرمایه یک خانواده باشد.

نجات نوجوان بلوچ گرفتار در سیلاب روستای هیتُمک شهرستان سرباز بار دیگر نشان داد که مردم بلوچستان هنوز بیش از آنکه به زیرساخت‌های دولتی متکی باشند، به شجاعت و همبستگی یکدیگر وابسته‌اند. اگر چند دقیقه دیرتر اقدام می‌شد، احتمالاً این نوجوان نیز به فهرست قربانیان سیلاب‌های سال‌های اخیر اضافه می‌شد.

بلوچستان سال‌هاست هم‌زمان با دو بحران متضاد زندگی می‌کند؛ ماه‌ها خشکسالی، کمبود آب آشامیدنی، فرونشست منابع آب زیرزمینی و مهاجرت اجباری، و چند هفته بعد سیلاب‌هایی که میلیون‌ها مترمکعب آب را بدون هیچ برنامه‌ای از منطقه خارج می‌کنند و تنها ویرانی بر جای می‌گذارند.

اما در بلوچستان، آب یا وجود ندارد، یا وقتی می‌آید، به فاجعه تبدیل می‌شود. یکی از تلخ‌ترین ابعاد این بحران، وضعیت مسکن در مناطق روستایی و حاشیه‌نشین بلوچستان است. هزاران خانواده بلوچ در خانه‌هایی زندگی می‌کنند که از خشت، گل، بلوک‌های غیراستاندارد یا مصالح فرسوده ساخته شده‌اند؛ خانه‌هایی که در برابر بارندگی شدید، سیلاب یا طوفان کوچک‌ترین مقاومتی ندارند. برای بسیاری از خانواده‌ها، یک شب بارندگی کافی است تا سقف خانه فرو بریزد، دیوارها ترک بخورند و تمام دارایی چندین ساله‌شان زیر گل و آب مدفون شود.

پس از هر سیلاب، تصاویر کودکان بلوچی منتشر می‌شود که در میان گل‌ولای، کنار دیوارهای فروریخته یا زیر چادرهای موقت زندگی می‌کنند؛ کودکانی که مدرسه، کتاب، لباس و حتی احساس امنیت را از دست می‌دهند.در چنین شرایطی، زنان بیشترین بار بحران را بر دوش می‌کشند. زنانی که باید از کودکان، سالمندان و بیماران مراقبت کنند، غذای خانواده را تأمین کنند، آب پیدا کنند، خانه را دوباره بسازند و هم‌زمان با اضطراب دائمی از آینده زندگی کنند. فقر، این بحران را چند برابر کرده است.

همین چرخه، نسل‌هاست که فقر را بازتولید می‌کند. از سوی دیگر، معیشت مردم نیز در برابر هر بارندگی آسیب می‌بیند. صیادانی که لنج‌هایشان در اثر نبود موج‌شکن‌های استاندارد نابود می‌شود، کشاورزانی که زمین‌هایشان زیر آب می‌رود، دامدارانی که دام‌های خود را از دست می‌دهند و کارگرانی که هفته‌ها امکان کار کردن ندارند، همگی قربانی ساختاری هستند که سال‌هاست از سرمایه‌گذاری در زیرساخت‌های ضروری محروم مانده است.

حق سلامت، زمانی نقض می‌شود که پس از هر بحران، مردم به آب آشامیدنی سالم، خدمات درمانی و امکانات بهداشتی دسترسی نداشته باشند. حق آموزش، زمانی نقض می‌شود که مدارس تخریب شوند یا کودکان هفته‌ها از تحصیل بازبمانند و حق توسعه، زمانی نقض می‌شود که یک استان با وجود ظرفیت‌های عظیم طبیعی، همچنان در چرخه دائمی فقر، بحران و محرومیت باقی بماند.

پرسش اساسی اینجاست که چرا استانی که سال‌ها با کمبود آب دست‌وپنجه نرم می‌کند، هنوز فاقد برنامه‌ای جامع برای مهار و ذخیره سیلاب است؟ چرا میلیاردها مترمکعب آب هر سال به دریای مکران( عمان) سرازیر می‌شود، در حالی که هزاران خانواده بلوچ برای تأمین آب آشامیدنی به تانکر وابسته‌اند؟ چرا ساخت یک پل، یک موج‌شکن، یک سیل‌بند یا مقاوم‌سازی خانه‌های روستایی باید سال‌ها به تعویق بیفتد، اما منابع عمومی در اولویت‌های دیگر هزینه شود؟

بلوچستان به کمک‌های مقطعی نیاز ندارد؛ به عدالت در سیاست‌گذاری و توسعه نیاز دارد. مردم این استان حق دارند در خانه‌هایی امن زندگی کنند، از آب سالم برخوردار باشند، در برابر بلایای طبیعی حمایت شوند و مطمئن باشند که با هر بارش، جان و معیشتشان به خطر نمی‌افتد.

تا زمانی که توسعه بلوچستان به یک اولویت واقعی تبدیل نشود، هر فصل بارندگی یادآور این حقیقت تلخ خواهد بود که مردم این سرزمین نه قربانی طبیعت، بلکه قربانی سال‌ها بی‌توجهی، تبعیض ساختاری و مدیریت ناکارآمد هستند.

#برمش_صدای_زنان_بلوچستان

Bramsh-Balochistan woman’s voice

تلاش برای دستیابی به برابری جنسیتی و رفع هر گونه تبعیض و پیشبرد فعالیتها بر بنیاد حقوق بشر سازمان ملل میتوانید از طریق لینک های زیر با بِرَمْش همراه باشید:

وبسایت برمش :
www.Bramsh.org
Instagram:
https://www.instagram.com/bramsh_org
Telegram:
https://t.me/bramshbalochistan

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا