برمش/ یورش به گونیچ فقط یک حادثه نبود، بلکه فریادی بود از دل خاک که دوباره ما را به یاد آورد زن بلوچ همیشه در صف اول ایستاده است.
زنانی از طایفه بامری، دلیر، بی باک و ریشهدار با دستانی خالی اما قلبهایی سرشار از ایمان و عزت، حماسهای آفریدند که تا همیشه در حافظه بلوچستان خواهد ماند. دختران و مادرانی که در سکوت و وقارشان، کوهها شرمندهاند؛ زنانی که وقتی خاک و حـــرمت در خطــــر افتاد، نه عقب کشیدند، نه ترسیدند و نه سکوت کردند.
اما این حماسه تنها به گونیچ محدود نمیشود، اینجا سرزمین شیرزنانیست از آذربایجان تا کردستان، از خراسان تا احواز، از لرستان تا گیلان، از گلستان تا بلوچستان. در هر گوشه از این خاک، زنانی بودهاند که ” انقـلاب ” ساختند، فرهنگ را پاس داشتند، دلاورزنانی که در جبههها دارو رساندند، در مدرسهها معلمی کردند، در خانهها تربیت کردند، در اقتصاد شهامت رقم زدند و در علم جایگاه ساختند و در جامعه دوشادوش مردان جنگیدند و ساختند.
زن، در هر قوم، ملت و قبیلهای که باشد، همواره ستون خانه و سرباز بیادعای وطن خود بوده است. آنچه در گونیچ اتفاق افتاد، نه فقط یک دفاع از خانه، بلکه تلنگری بود برای همه ما که به دخترانمان بیاموزیم زن بودن یعنی مسئول بودن، قوی بودن، شریک بودن و به پسرانمان بیاموزیم که پشت هر مرد وطنپرست، مادری ایستاده با آغوشی ایمن ، دستی سخاوتمند و دیدی عمیق.
سرزمین بلوچستان با دستان مهربانوهای بلوچ ساخته شده و آینده با گامهای دلیر دخترانش شکوه خواهد یافت.
در لحظات یورش سنگین نیروهای مسلح به روستای گونیچ، از توابع شهرستان خاش لالبیبی بامری، زنی از تبار شرافت و مادرانگی، آماج گلوله قرار گرفت و به شهادت رسید.
لالبیبی یک زن معمولی نبود، ستون خانهای بود که سالها پیش، پس از مرگ شوهرش عهده دار شد، مادر پنج فرزند، زنی که بیآنکه تکیهگاهی داشته باشد، فرزندانش را با عزت و پاکی بزرگ کرد.
#برمش_صدای_زنان_بلوچستان
Bramsh-Balochistan woman’s voice
تلاش برای دستیابی به برابری جنسیتی و رفع هر گونه تبعیض و پیشبرد فعالیتها بر بنیاد حقوق بشر سازمان ملل میتوانید از طریق لینک های زیر با بِرَمْش همراه باشید:
سهپارهی خاموشی و فریاد: تحلیل تطبیقی وضعیت کنشگری زنان بلوچ در سه جغرافیای بلوچستان
از مهرنگ تا سکوت روزمره؛ چرا برخی میخروشند و برخی خاموش میمانند؟ ✍️ سانیا میر بلوچ
برمش/ بلوچستان، سرزمینی گسترده اما پارهپارهشده است؛ بخشی در شرق پاکستان، بخشی در غرب ایران، و بخشی در افغانستان. زنان بلوچ نیز، همچون جغرافیایشان، در وضعیتهای متفاوت اما همریشهای از تبعیض، حاشیهنشینی، و نادیدهانگاری زیست میکنند.
اما در میان این شباهتها، تفاوتهایی معنادار به چشم میخورد: در شرق بلوچستان، زنانی چون مهرنگ بلوچ، کریمه بلوچ و بیبی گل بیبو، در صف مقدم مقاومتاند؛ حتی با بهای زندان یا ترور. در شمال بلوچستان، زنان در حاشیهی خاموشیاند؛ درگیر بقا، اما بیصدای جمعی. در غرب بلوچستان (ایران)، زنان تحصیلکرده غالباً محافظهکارند، و زنان بیسواد خاموشتر از همیشه.
این مقاله تلاش دارد با نگاهی تطبیقی، عوامل این تفاوتها را واکاوی کرده و دلایل سیاسی، اجتماعی و فرهنگی سکوت یا فریاد زنان بلوچ را تحلیل کند.
۱. ساختار سیاسی: فضا یا فشار ساختار سیاسی هر منطقه، نخستین و تعیینکنندهترین عامل در امکان یا امتناع کنشگری زنان است.
شرق بلوچستان (پاکستان): گرچه نظام سیاسی پاکستان در کل با بحران حقوق بشر روبهروست، اما فضای نسبی برای اعتراض، فعالیت حزبی و حضور رسانهای وجود دارد. فعالان زن بلوچ در پاکستان، حتی در شرایط سخت، میتوانند صدایشان را بلند کنند، گرچه گاه با تهدید، بازداشت یا حتی ترور (نمونه بارز: کریمه بلوچ). نتیجه: فضا برای کنش هست، گرچه خطرناک است.
شمال بلوچستان (افغانستان): این منطقه از مرکز فعالیت سیاسی بلوچها فاصله دارد. سیاست در اینجا کمتر تقابلی و بیشتر پراکنده است. زنان این منطقه نه از حمایت ساختار سیاسی برخوردارند، نه از مشارکت در ساختار مقاومت. نتیجه: کمتحرکی سیاسی، نه بهخاطر ترس بلکه بهخاطر نبود فرصت یا تمرکز.
غرب بلوچستان (ایران): ساختار امنیتی ایران بهویژه در مناطق بلوچ و سنی نشین بسیار سختگیرانه است. زنان بلوچ، اگر فعالیتی مدنی، رسانهای یا سیاسی انجام دهند، بهشدت تحت نظر و تهدید قرار میگیرند. نتیجه: ترس ساختاری از سرکوب، سد اصلی کنشگری زن است.
۲. عرف، سنت و دین: فرهنگ ناظر یا قفل؟ فرهنگ و عرف هر منطقه، میتواند یا نقش ناظر حمایتی داشته باشد یا در نقش قفلی سنگین عمل کند.
شرق: در شرق بلوچستان، مردان مبارز بلوچ، در احزاب، رسانهها و حرکتها کموبیش حضور زنان را پذیرفتهاند. زنانی چون مهرنگ، بیبو، و کریمه، از حمایت نسبی مردان خانواده یا جریانهای سیاسی برخوردار بودند. نتیجه: عرف گرچه سنتی است، اما در جریان مقاومت، زن را به رسمیت شناخته است.
شمال: عرف در شمال بلوچستان بیشتر خنثی است. نه زن را تشویق میکند، نه مستقیماً سرکوب میکند. جامعه درگیر اقتصاد، فقر و حاشیهنشینی است. نتیجه: سنت، نه مانع جدی است نه حامی مؤثر.
غرب (ایران): سنت مذهبی سنی حنفی، همراه با فقر فرهنگی و آموزههای محافظهکارانه دینی، زنان را از نظر اجتماعی “محصور” نگه میدارد. زن اگر صدای بلندی داشته باشد، پیش از اینکه از سوی دولت تهدید شود، توسط محیط و خانواده “خاموش” میشود. نتیجه: عرف، نهفقط قفل کنشگری بلکه سد اعتماد به نفس زن است.
۳. روانشناسی اجتماعی و شبکههای زنان وجود یا نبود یک «شبکه زنانه» از مقاومت، الهام و همدلی، تأثیر عمیقی بر حضور زنان دارد.
شرق: وجود زنان الگو، رسانههای قومی، و ارتباطات سازمانی باعث شده حتی زنان نوجوان بلوچ شرقی با مفاهیمی چون ناپدیدسازی قهری، حقوق بشر، و مقاومت آشنا شوند. نتیجه: زن احساس “تنها نبودن” دارد؛ شبکه، تکیهگاه است.
شمال: زنان شمال بلوچستان عمدتاً فاقد شبکه حمایتی یا الهامبخش هستند. آنها فقط “برای بقا” زندگی میکنند. نتیجه: بیعملی بهدلیل تنهایی و پراکندگی اجتماعی.
غرب (ایران): در غرب، زنان با سواد با هم مرتبط نیستند، زن آگاه غالباً منزویست. زن بیسواد نیز هیچ فضای امنی برای گفتوگو یا یادگیری ندارد. برخی زنان باسواد به سمت رفاهگرایی، مدرکگرایی یا سرگرمیهای روزمره سوق پیدا کردهاند. نتیجه: نبود شبکه، اعتماد به نفس را میکُشد و محافظهکاری را تغذیه میکند.
نتیجهگیری: خاموشی زنان، انتخاب نیست بلکه محاصره است
کنشگری زن، تنها محصول شجاعت فردی نیست؛ بلکه نیازمند بسترهای سیاسی، فرهنگی و اجتماعی است. تفاوت فریادهای زنان شرق بلوچستان با سکوت زنان غرب و شمال بلوچستان، نه به تفاوت “جنسیت” یا “جرأت” آنها، بلکه به تفاوت فرصتها و محدودیتها بازمیگردد.
اگر زن در غرب یا شمال بلوچستان سکوت میکند، نه از ناآگاهی، بلکه از انزوای تحمیلی، ترس ساختاری و فشار عرفیست.
#برمش_صدای_زنان_بلوچستان
Bramsh-Balochistan woman’s voice
تلاش برای دستیابی به برابری جنسیتی و رفع هر گونه تبعیض و پیشبرد فعالیتها بر بنیاد حقوق بشر سازمان ملل میتوانید از طریق لینک های زیر با بِرَمْش همراه باشید:
شش فعال بلوچ به دادگاه ضدتروریسم کوئٹہ منتقل شدند؛ تمدید بازداشت برای ده روز دیگر
برمش/ امروز ۸ ژوئیه ۲۰۲۵ – کوئٹہ: امروز شش تن از فعالان مدنی بلوچ، شامل دکتر ماہرنگ بلوچ، بیبو بلوچ، صبغتالله شاه، جی بیبگر بلوچ، غفار بلوچ و گلزادی، به دادگاه ضدتروریسم (ATC) کوئٹہ منتقل شدند. دادگاه، بهجای رسیدگی منصفانه به اتهامات، تصمیم به تمدید بازداشت موقت این افراد برای ده روز دیگر گرفت.
این افراد از تاریخ ۲۲ مارس ۲۰۲۵، در پی شرکت در اعتراضات مسالمتآمیز علیه ناپدیدسازیهای اجباری و سیاستهای سرکوبگرانه در بلوچستان، ابتدا تحت قانون بحثبرانگیز «MPO» بازداشت شدند. با وجود انقضای این حکم در ماه آوریل، اکنون بهجای آزادی، با اتهامات تروریستی بیپایه روبهرو شدهاند.
#برمش_صدای_زنان_بلوچستان
Bramsh-Balochistan woman’s voice
تلاش برای دستیابی به برابری جنسیتی و رفع هر گونه تبعیض و پیشبرد فعالیتها بر بنیاد حقوق بشر سازمان ملل میتوانید از طریق لینک های زیر با بِرَمْش همراه باشید:
زنان گونیچ تاریخ سازانی با دستهای خالی و دلهایی دلیر
✍️بانلی بامری
برمش/ در سرزمین گونیچ، جایی که ریشههای ملت بلوچ به عمق تاریخ گره خورده، زنانِ این طایفه بلوچ حماسهای از جنس غیرت، شرافت و مقاومت آفریدند.
مادران و دخترانی که نه تنها حافظان حریم خانه و خانوادهاند، بلکه اینبار با چادرهای خاکیشان، سینه سپر کردند برابر گلولههایی که غرور سرزمینشان را نشانه گرفته بود.
زنانی بی باک و شجاع که تمام عمرشان را در سکوت و وقار گذراندند و امروز فریاد بیصدای یک ملت شدند.
آنها بیآنکه سلاحی در دست داشته باشند، با شجاعتی که از قلب و اصالت برمیخیزد، مقابل یورش ایستادند؛ نه برای خود بلکه برای خاک، برای حیثیت، برای کودکان آیندهای که نباید در سایه ترس قد بکشند.
زنان طایفه بامری نه تنها همسرانی وفادار و مادرانی مسئولاند، بلکه شریکان واقعی مردانشان در تصمیم، کار، تولید و کرامتاند. اغلب این خانوادهها، با وجود ثروت و امکانات، ساده زندگی می کنند و آنانکه از رفاه دورند، دلهایی دارند که گنج سخاوت در آن موج میزند.
زن بلــــــــوچ روایتگر فرهنگی است که در آن عزت زن، ستون خانه و قوام جامعه است و گونیچ نام یک روستا نیست، نماد ایستادگی نسلی است که تاریخ را با افتخار خواهد نوشت.
#برمش_صدای_زنان_بلوچستان
Bramsh-Balochistan woman’s voice
تلاش برای دستیابی به برابری جنسیتی و رفع هر گونه تبعیض و پیشبرد فعالیتها بر بنیاد حقوق بشر سازمان ملل میتوانید از طریق لینک های زیر با بِرَمْش همراه باشید:
نوک پیکان انتقام رژیم جمهوری اسلامی ایران پس از جنگ ۱۲ روزه بهسوی مهاجران؛ ملت بلوچ در کنار افغانستانیها ایستاد
برمش/ در پی آتشبس میان جمهوری اسلامی ایران و اسرائیل، رژیم ایران که از مقابله با دشمنان خارجی ناتوان مانده، خشم و سرکوب خود را متوجه اقشار آسیبپذیر داخلی کرده است. یکی از جلوههای آشکار این انتقامجویی، بازداشت گسترده مهاجران افغانستانی در نقاط مختلف کشور بهویژه در استانهای شرقی است.
در حالی که بسیاری از شهروندان ایران تحت تاثیر تبلیغات دولتی، نسبت به مهاجران افغانستانی موضع خصمانه گرفتهاند، مردم بلوچ در اقدامی انسانی و شرافتمندانه، در کنار همسایگان افغانستانی خود ایستادهاند. در مناطقی که مهاجران افغانستانی جهت دیپورت نگه داری می شوند، شهروندان بلوچ با فراهم کردن آب و غذا برای بازداشتشدگان، با بیمهری و بیرحمی نهادهای امنیتی مقابله کردهاند.
این برخورد انسانی، برخلاف تصویرسازی رسانههای رسمی تلویزیون ملی ایران، چهرهای واقعی از مردم بلوچ را نشان میدهد: مردمانی رنجکشیده، اما با قلبهایی وسیع و روحیهای همبسته، که نهتنها زیر بار ظلم نمیروند، بلکه در اوج فقر و فشار، پناه دیگر مظلومان نیز میشوند.
تاریخ، بار دیگر شاهد این حقیقت است که مهربانی و انسانیت در بلوچستان نه یک شعار، بلکه یک شیوه زندگیست.
#برمش_صدای_زنان_بلوچستان
Bramsh-Balochistan woman’s voice
تلاش برای دستیابی به برابری جنسیتی و رفع هر گونه تبعیض و پیشبرد فعالیتها بر بنیاد حقوق بشر سازمان ملل میتوانید از طریق لینک های زیر با بِرَمْش همراه باشید:
صدای خاموش، قدرت پنهان: زن، رنج و آگاهی در دل تبعیض جهانی
نگاهی به ظرفیت بیداری و توانمندسازی زنان فرودست با الهام از تجربههای جهانی
برمش/ در دل سکوت جوامع فرودست، در لابهلای زخمهای فقر و دیوارهای تبعیض، صدایی خاموش اما قدرتمند وجود دارد: صدای زنانی که گرچه به چشم نمیآیند، اما قلب تپندهی رنج، بقا و مقاومتاند. زنانی که سهمی از آموزش رسمی، منابع سیاسی یا ساختارهای قدرت ندارند، اما در تجربیات روزمرهی خود حامل آگاهیهای ژرف و بالقوهاند.
این مقاله تلاشی است برای به رسمیت شناختن آن آگاهی پنهان، و ترسیم راههایی برای شکوفایی آن؛ راههایی که از دل تجربههای موفق زنان در سراسر جهان الهام گرفته شدهاند.
۱. زن، تجربه و سیاست: آگاهی از دل رنج
زنان فرودست اغلب با برچسبهایی چون «بیسواد»، «بیتجربه» یا «ناآگاه» شناخته میشوند؛ در حالیکه آنان دقیقاً در معرض شکل خالصتر و صریحتری از واقعیت سیاسی و اجتماعیاند. فقر، خشونت، تبعیض جنسی و جنسیتی و تبعیض ملی، نه مفاهیمی انتزاعی بلکه بخشی از زندگی روزمره آنان است.
آگاهی آنان از رنج، از تبعیض، از فقدان فرصت، یک آگاهی زیسته است؛ آگاهیای که هرچند خاموش، ولی واقعیتر از بسیاری گفتمانهای نخبگانی است. آنچه این آگاهی را به کنش سیاسی و اجتماعی بدل میکند، فراهمسازی فضا، زبان و ابزار است؛ نه صرفاً سواد رسمی.
۲. تجربههای جهانی: از خاموشی تا حرکت
برخی از تاثیرگذارترین جنبشهای زنان در جهان، دقیقاً از دل همین طبقات فرودست و بیصدا آغاز شدهاند. در ادامه به چند نمونه الهامبخش اشاره میشود:
🔹 اتحادیه زنان خوداشتغال – SEWA (هند)
در شهر احمدآباد هند، زنانی که اغلب بیسواد و شاغل در بازارهای غیررسمی بودند، در دهه ۱۹۷۰ گرد هم آمدند تا اتحادیهای برای دفاع از حقوقشان تشکیل دهند. آنها با آموزشهای ساده در زمینه قوانین کار، پسانداز، تعاونیها و بیمه، توانستند هزاران زن را به استقلال اقتصادی و آگاهی اجتماعی برسانند. این تجربه نشان داد که آموزش از پایین به بالا و مبتنی بر نیازهای واقعی، حتی در دل فقر نیز ممکن است.
🔹 مادران میدان مایو (آرژانتین)
مادرانی که فرزندانشان در دوران دیکتاتوری نظامی ناپدید شدند، با وجود بیسوادی یا دوری از سیاست، در میدان اصلی بوئنوسآیرس گرد هم آمدند. سکوت و راهپیماییهای هفتگی آنان به نمادی از مقاومت مدنی و وجدان بیدار جهانی بدل شد. آگاهی این زنان نه از نظریات سیاسی، بلکه از درد مادرانه نشأت گرفت.
🔹 مدارس شبانه زنان در افغانستان
در دوران محرومیت زنان از آموزش، گروههای مردمی و محلی اقدام به راهاندازی کلاسهای شبانه برای دختران و زنان کردند. آموزشهای ابتدایی مانند سواد، قرآن، تاریخ و حقوق زن در فضای خانگی برگزار میشد و گاه مادران بیسواد، همراه دخترانشان آموزش میدیدند. این فضاها بذر اعتمادبهنفس و آگاهی را در دل جامعهای سنتی کاشتند.
🔹 زنان سیاه در حال حرکتاند (آفریقای جنوبی)
زنان کارگر و خانهدار، با تکیه بر جلسات غیررسمی و حمایت از یکدیگر، جنبشی مردمی برای مسکن، آب سالم، و زندگی بهتر ایجاد کردند. آموزشهای آنان ساده، کاربردی و مبتنی بر گفتگوهای روزمره بود؛ اما منجر به شکلگیری جنبشی شد که توانست دولت محلی را به پاسخگویی وادار کند.
۳. امکانپذیری در بستر محلی: طرحی برای زنان بلوچ
تجربههای فوق به ما نشان میدهد که حتی بدون زیرساختهای گسترده، میتوان فضای آموزش، آگاهی و شجاعت را آفرید. بر این اساس، میتوان در مناطق محروم مانند برخی مناطق بلوچستان، کمپینی محلی راهاندازی کرد که ویژگیهای زیر را داشته باشد:
جلسات کوچک خانگی برای گفتگو درباره حقوق، تبعیض، بدن و شجاعت
استفاده از زبان محلی و داستانهای واقعی زنان هممحلهای
آموزشهای صوتی و تصویری کوتاه از طریق تلفن همراه (در حد ۱ دقیقه روزانه)
حضور تسهیلگر زن از دل خود جامعه، نه نیروی بیرونی
نام چنین کمپینی میتواند باشد: «صدای خاموش، قدرت پنهان»
این فضاها اگر با احترام به فرهنگ، زبان، و تجربه زیسته زنان طراحی شوند، میتوانند جرقهای باشند برای شکلگیری موجی از بیداری، مطالبهگری، و تغییر آرام اما عمیق.
زنانی که در سکوت و سختی زیستهاند، حاملان آگاهیهاییاند که در هیچ دانشگاهی تدریس نمیشود. اگر راهی برای شنیده شدن آنها باز شود، چه از طریق آموزش محلی، چه همیاری اجتماعی، چه روایتگری ساده، میتوانند از جایگاه «قربانی» به جایگاه «کنشگر» منتقل شوند.
آگاهی قدرت است و قدرت همیشه پر سر و صدا نیست؛ گاهی در زمزمهی مادری است که تازه آموخته حق اعتراض دارد، یا دختری که جرأت کرده بپرسد: «چرا فقط ما باید سکوت کنیم؟»
#برمش_صدای_زنان_بلوچستان
Bramsh-Balochistan woman’s voice
تلاش برای دستیابی به برابری جنسیتی و رفع هر گونه تبعیض و پیشبرد فعالیتها بر بنیاد حقوق بشر سازمان ملل میتوانید از طریق لینک های زیر با بِرَمْش همراه باشید:
تجمع زنان بلوچ در برابر فرمانداری خاش؛ حماسه سازانی که نیاز به منجی ندارند
برمش/ امروز جمعه ۱۳ تیر ماه ۱۴۰۴، زنان بلوچ در پی حمله بیرحمانه و تکاندهنده نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی ایران به زنان بیدفاع در روستای گونِیچ خاش، با شجاعتی مثالزدنی در برابر فرمانداری دست به تجمعی مسالمتآمیز زدند.
در این تجمع که بهصورت مسالمتآمیز برگزار شد، زنان بلوچ با در دست داشتن پلاکاردهایی چون «لالی کشته شد، خانبیبی هم؛ دنیا چرا ساکته؟» و سردادن شعارهایی از جمله «مرگ بر رژیم بچهکش»، «لالی مرگت فراموش نشدنیست» و «ما نه میبخشیم، نه فراموش میکنیم»، خشم خود را از تداوم سرکوب و کشتار بیپاسخ زنان بلوچ به نمایش گذاشتند.آنها ایستادند تا نشان دهند دادخواه خون خواهران خود هستند و الگویی الهامبخش برای دیگر زنان ایران.
در شرایطی که رسانهها سکوت کردهاند، نهادهای مدعی حقوق بشر چشم بستهاند و فضای خبری با بایکوت روبهروست، زنان بلوچ به انتظار منجی ننشستند و خود برخاستند، خود فریاد زدند و خود امید آفریدند.
زن بلوچ، برخلاف کلیشههای رایج، هرگز حاشیهنشین نبوده؛ او در متن تاریخ ایستاده، رنج دیده اما خم نشده، صبور بوده اما ساکت نمانده. امروز هم همان زن است: زنی که منجی خود است.
بیتردید، این مقاومت بیادعا و شجاعت در دفاع از کرامت انسانی، میتواند الگویی روشن برای تمامی زنان ایران باشد؛ الگویی برای ایستادگی، برای کنشگری و برای ساختن آیندهای عادلانهتر.
لازم به ذکر است لالی بامری که در جریان یورش سهشنبه ۱۰ تیر ماه از ناحیه کلیه هدف گلوله قرار گرفته بود، بهدلیل شدت جراحات و نارسایی کلیوی ناشی از آن، پس از سه روز بستری بودن در بیمارستان امام خمینی خاش، صبح امروز جان باخت. پیش از او، «خانبیبی بامری» نیز در همان حادثه جان خود را از دست داده بود و دستکم ده زن دیگر نیز زخمی شدهاند.
#برمش_صدای_زنان_بلوچستان
Bramsh-Balochistan woman’s voice
تلاش برای دستیابی به برابری جنسیتی و رفع هر گونه تبعیض و پیشبرد فعالیتها بر بنیاد حقوق بشر سازمان ملل میتوانید از طریق لینک های زیر با بِرَمْش همراه باشید:
جانباختن «لالی بامری» و استمرار چرخه سرکوب زنان بلوچ
برمش/ خبر جانباختن «لالی بامری»، زن ۴۰ ساله بلوچ و یکی از مجروحان حمله نیروهای نظامی به روستای «گونیچ»، تنها یک خبر تلخ نیست، بلکه ادامه یک چرخه خشونت چندلایه است که سالهاست زنان و شهروندان بلوچ را در غرب بلوچستان قربانی میکند.
یورش نیروهای نظامی جمهوری اسلامی ایران با پهپاد، خودروهای نظامی و سلاحهای جنگی به خانههای مردم، و تیراندازی به زنانی که هیچ سلاحی در دست نداشتند، نشان از بیپروایی کامل حاکمیت در استفاده از خشونت عریان علیه زنان و مردم غیرمسلح بلوچ دارد. جانباختن لالی بامری پس از سه روز در بیمارستان، پس از مرگ «خانبیبی بامری» و زخمی شدن ۱۰ زن دیگر، سندی دیگر بر این حقیقت تلخ است که جان زنان بلوچ کمارزشتر از سیاستهای امنیتی حکومت شمرده میشود.
آنچه این فاجعه را عمیقتر میکند، سکوت و روایتگری محافظهکارانه جریانهای مذهبی در بلوچستان است. در شرایطی که زنان بلوچ قربانی خشونت میشوند، بسیاری از رهبران مذهبی یا سکوت میکنند یا این جنایات را به «حادثه» و «بیتدبیری» تقلیل میدهند، در حالیکه شواهد میدانی و تکرار این حملات نشان میدهد که این اقدامات بخشی از یک الگوی امنیتی برای کنترل و سرکوب جامعه بلوچ است.
این فاجعه همچنین یادآور وجه پنهان و کمتر گفتهشده تبعیض جنسیتی در بلوچستان است. در جامعهای که زنان به دلیل ساختار مردسالارانه کمتر فرصت اعتراض و مطالبهگری دارند، حکومت نیز از این ضعف ساختاری سوءاستفاده کرده و زنان را بیصدا سرکوب میکند، زیرا میداند زنان، صبورترین قربانیان این چرخه خشونت خواهند بود.
آنچه اکنون روشن است:
پرونده لالی بامری و سایر زنان قربانی در گونیچ نباید به عنوان یک خبر مقطعی فراموش شود.
فعالان حقوق بشر، رسانهها و مردم باید مکانیزمهای پاسخگویی و ثبت حقیقت را تقویت کنند تا مسئولان این جنایات پاسخگو شوند.
رهبران مذهبی و اجتماعی بلوچستان مسئول هستند که در کنار مردم بایستند، نه در کنار روایتهای حکومتی.
مرگ لالی بامری، مرگ یک زن تنها نیست؛ مرگ یک فرصت برای توقف چرخه خشونت است، اگر امروز خاموش نمانیم.
تصاویری از «لالی بامری» در تخت بیمارستان پیش از جان باختن
برمشصدایزنان_بلوچستان
Bramsh-Balochistan woman’s voice
تلاش برای دستیابی به برابری جنسیتی و رفع هر گونه تبعیض و پیشبرد فعالیتها بر بنیاد حقوق بشر سازمان ملل میتوانید از طریق لینک های زیر با بِرَمْش همراه باشید:
جان باختن یکی از مجروحان یورش خونین نظامیان به روستای گونِیچ در بیمارستان خاش
برمش/ بامداد امروز جمعه ۱۳ تیر ماه ۱۴۰۴، یکی از مجروحان یورش نظامیان جمهوری اسلامی ایران به روستای گونِیچ از توابع شهرستان خاش، که در پی شدت جراحات وارده در بخش مراقبتهای ویژه (ICU) بیمارستان خمینی خاش بسر میبرد پس از سه روز در این بیمارستان جان باخت.
هویت این زن بلوچ «لالی بامری»، حدوداً ۴۰ ساله عنوان شده است.
گفتنی است کلیههای لالی بامری بهطور کامل از کار افتاده بودند و تنها با دستگاه دیالیز زنده نگه داشته میشد و پزشکان اعلام کرده بودند که امیدی به زنده ماندن وی نیست.
لالی بامری در جریان تیراندازی مستقیم نیروهای نظامی در یورش به خانههای مردم در روستای گونِیچ هدف گلوله قرار گرفت، حملهای که یک زن بلوچ با هویت «خانبیبی بامری» با اصابت گلوله به ناحیه کلیه جان خود را از دست داد و یازده زن بیدفاع دیگر از جمله «لالی بامری» زخمی شدند.
لازم به ذکر است روز سهشنبه ۱۰ تیرماه ۱۴۰۴، نیروهای امنیتی و نظامی با پهپاد، خودروهای نظامی و پلاک شخصی و سلاحهای جنگی به روستای گونیچ یورش برده و اقدام به تیراندازی کردند که منجر به کشته و زخمی شدن ۱۲ زن بلوچ شد. در این یورش، یک زن ۴۰ ساله با اصابت گلوله جنگی به ناحیه کلیه جان باخت و یک مادر باردار جنین خود را بر اثر ضربات لگد نیروهای نظامی از دست داد.
هویت زن جانباخته در روز جنایت، «خانبیبی بامری» ۴۰ ساله متأهل و هویت مادر باردار «ریحانه بامری» ۲۱ ساله احراز شده و هویت مجروحان دیگر «صبا بامری» ۱۷ ساله، «اسرا بامری» ۱۸ ساله، «فاطمه بامری» ۲۶ ساله، «مدینه بامری» ۲۴ ساله، «رحمبیبی بامری» ۳۲ ساله، «سنجملک بامری» ۴۵ ساله، «عسل بامری» ۲۰ ساله، «محدثه بامری» ۱۶ ساله، «مهتاب بامری» ۵۰ ساله و همچنین «لالی بامری» ۴۰ ساله از ساکنین روستا بودهاند.
#برمش_صدای_زنان_بلوچستان
Bramsh-Balochistan woman’s voice
تلاش برای دستیابی به برابری جنسیتی و رفع هر گونه تبعیض و پیشبرد فعالیتها بر بنیاد حقوق بشر سازمان ملل میتوانید از طریق لینک های زیر با بِرَمْش همراه باشید:
برمش/ در طی جنگ ۱۲ روزه میان ایران و اسرائیل، نه سوختبری کشته شد، نه بلوچ بیشناسنامهای رد مرز یا بازداشت شد، و نه حکم اعدام برای بلوچها اجرا گردید.
اما با پایان جنگ و اجرای آتشبس، ورق برگشت. رژیم جمهوری اسلامی ایران بلافاصله ماشین سرکوب را دوباره به حرکت درآورد؛ بازداشتهای فلهای آغاز شد و در یکی از بیرحمانهترین اقدامات، روز سهشنبه ۱۰ تیر ماه ۱۴۰۴، در گونیچ از توابع شهرستان خاش به زنان بیدفاع بلوچ حمله شد و این حمله منجر به کشته شدن دستکم یک زن و زخمی شدن چند نفر دیگر شد.
در جنایتکار بودن رژیم جمهوری اسلامی ایران شکی نیست؛ اما آنچه عمیقاً نگرانکنندهتر است، سکوت شرمآور اپوزیسیون، رسانههای مدعی آزادی بیان، فعالان فمینیست و گروههای حقوق بشری در برابر این جنایات است.
گویی زن بلوچ، به دلیل زن بودن، سنی بودن و بلوچ بودن، نه فقط در نگاه رژیم بلکه در نگاه جامعه مدنی ایران نیز دیده نمیشود؛ انسانی است حذفشده، بیصدا، و محکوم به فنا.
اگر این سطح از خشونت و بیعدالتی در هر نقطهای دیگر از ایران رخ میداد، شاید موجی از واکنشها، پوشش رسانهای، و بیانیههای محکومیت شکل میگرفت. اما در مورد زن بلوچ؟ سکوتی سنگین و بایگانی خبری.
این، نه فقط نابرابری که نمادی از تبعیض سیستماتیک و ریشهدار علیه زنان و کودکان بلوچ در ایران است.
#برمش_صدای_زنان_بلوچستان
Bramsh-Balochistan woman’s voice
تلاش برای دستیابی به برابری جنسیتی و رفع هر گونه تبعیض و پیشبرد فعالیتها بر بنیاد حقوق بشر سازمان ملل میتوانید از طریق لینک های زیر با بِرَمْش همراه باشید: