برمش

  • فولکلور بلوچ؛ حافظه زنده یک ملت

    فولکلور بلوچ؛ حافظه زنده یک ملت

    برمش/ ۲۲ آگوست در بسیاری از کشورها به‌عنوان «روز جهانی فولکلور» گرامی داشته می‌شود؛ روزی برای پاسداشت فرهنگ عامه، سنت‌های شفاهی، موسیقی، رقص، پوشش، داستان‌ها، افسانه‌ها، آیین‌ها و شیوه‌های زندگی جوامع مختلف.

    فولکلور تنها مجموعه‌ای از رسوم قدیمی نیست؛ بخشی از هویت و حافظه تاریخی ملت‌هاست و نسل به نسل منتقل می‌شود. حفظ آن به معنای حفظ بخشی از تاریخ و هویت یک جامعه است.

    برای بلوچ‌ها، این روز فرصتی است برای یادآوری اهمیت زبان بلوچی، موسیقی و سازهای بومی، شعر و ادبیات شفاهی، پوشاک سنتی، صنایع‌دستی، داستان‌ها، افسانه‌ها و آیین‌های بلوچ؛ میراثی که طی قرن‌ها نسل به نسل منتقل شده است.

    در شرایطی که بسیاری از زبان‌ها و فرهنگ‌های بومی در جهان با خطر فراموشی و کمرنگ‌شدن روبه‌رو هستند، حفاظت از فولکلور بلوچ تنها وظیفه نسل‌های گذشته نیست. ثبت و آموزش زبان، موسیقی، داستان‌ها و سنت‌های بومی به نسل جوان می‌تواند نقش مهمی در زنده نگه‌داشتن این میراث داشته باشد.

    حفظ فولکلور، حفظ حافظه یک ملت است؛ فرهنگی که فراموش شود، بخشی از تاریخ و هویت آن جامعه نیز از دست خواهد رفت.

    #برمش_صدای_زنان_بلوچستان

    Bramsh-Balochistan woman’s voice

    تلاش برای دستیابی به برابری جنسیتی و رفع هر گونه تبعیض و پیشبرد فعالیتها بر بنیاد حقوق بشر سازمان ملل میتوانید از طریق لینک های زیر با بِرَمْش همراه باشید:

    وبسایت برمش :
    www.Bramsh.org
    Instagram:
    https://www.instagram.com/bramsh_org
    Telegram:
    https://t.me/bramshbalochistan

  • ثروت برای دولت، محرومیت برای مردم

    ثروت برای دولت، محرومیت برای مردم

    برمش/ تصاویری که از منطقه کوهشاه در شهرستان ریگان منتشر شده، بخشی از مشکلات و محرومیت‌های مردم این منطقه را به تصویر کشیده است؛ مردمی که به دلیل نبود راه مواصلاتی مناسب، برای رفت‌وآمد روزمره و حتی انتقال بیماران به مراکز درمانی با مشکلات جدی مواجه‌اند.

    در برخی موارد، بیماران منطقه ناچارند با موتورسیکلت یا در قسمت بار خودروهای تویوتا به مراکز درمانی منتقل شوند؛ وضعیتی که برای بیماران بدحال و شرایط اورژانسی می‌تواند خطرات جانی به همراه داشته باشد.

    اما این مشکلات تنها به کوهشاه محدود نمی‌شود. بسیاری از روستاها و شهرهای بلوچستان نیز از مسیرهای ارتباطی مناسب و جاده‌های ایمن محروم‌اند. دشواری دسترسی به مراکز درمانی، پزشک، بازار و دیگر خدمات ضروری، بخش قابل‌توجهی از زندگی روزمره مردم را تحت تأثیر قرار داده است. نبود و نامناسب بودن مسیرهای ارتباطی همچنین یکی از عوامل تشدیدکننده حوادث و تصادفات جاده‌ای در منطقه است.

    این محرومیت‌ها در حالی ادامه دارد که بلوچستان از منابع طبیعی عظیمی، از جمله ذخایر ارزشمند طلا، برخوردار است و از طریق چابهار به آب‌های آزاد دسترسی دارد؛ با این حال، بخش بزرگی از مردم این سرزمین همچنان در فقر و محرومیت زندگی می‌کنند و از ابتدایی‌ترین زیرساخت‌های توسعه محروم‌اند.

    آنچه در کوهشاه دیده می‌شود، تنها یک نمونه از وضعیت گسترده‌تر بلوچستان است؛ سرزمینی که منابعش مورد بهره‌برداری قرار می‌گیرد، اما توسعه و رفاه آن به اندازه منابعش مورد توجه قرار نگرفته است.

    حکومت ایران منابع بلوچستان را می‌خواهد، اما زندگی و رفاه مردم بلوچستان همچنان در اولویت قرار ندارد؛ مردمی که برای رسیدن به پزشک، مدرسه، بازار و حتی یک مسیر امن برای رفت‌وآمد، با مشکلاتی روبه‌رو هستند که در بسیاری از مناطق دیگر، ابتدایی‌ترین زیرساخت‌های زندگی محسوب می‌شوند.

    #برمش_صدای_زنان_بلوچستان

    Bramsh-Balochistan woman’s voice

    تلاش برای دستیابی به برابری جنسیتی و رفع هر گونه تبعیض و پیشبرد فعالیتها بر بنیاد حقوق بشر سازمان ملل میتوانید از طریق لینک های زیر با بِرَمْش همراه باشید:

    وبسایت برمش :
    www.Bramsh.org
    Instagram:
    https://www.instagram.com/bramsh_org
    Telegram:
    https://t.me/bramshbalochistan

  • فریبا برهانزهی: جنگ در بلوچستان چیزی جز ویرانی اقتصادی و تشدید سرکوب به همراه نداشته است

    فریبا برهانزهی: جنگ در بلوچستان چیزی جز ویرانی اقتصادی و تشدید سرکوب به همراه نداشته است

    برمش/ فریبا برهانزهی عضو گروه حقوق بشر بلوچستان و از اعضای حزب مردم بلوچستان، در گفت‌وگو با TV5MONDE گفت حکومت ایران در جریان جنگ، بسیاری از شهرهای بلوچستان، به‌ویژه مناطق ساحلی، را به پایگاه‌های نظامی و انبارهای مهمات تبدیل کرده است. او تأکید می‌کند که این مناطق از گذشته نیز تحت یک ساختار امنیتی به‌شدت نظامی اداره می‌شده‌اند. خانم برهانزهی همچنین می‌گوید اگرچه جنگ ممکن است حکومت ایران را تا حدی تضعیف کرده باشد، اما واکنش حکومت، افزایش اعدام‌ها و گسترش بازداشت‌ها بوده است.

    فریبا برهانزهی همچنین از وضعیت اقتصادی وخیم مردم خبر داده و می‌گوید برخی کالاهای غذایی یا بسیار گران شده‌اند یا دیگر در بازار پیدا نمی‌شوند. گزارش TV5MONDE نیز با اشاره به تورم ۸۷.۹ درصدی در ایران در ماه ژوئیه، از ورود اقتصاد کشور به مرحله ابرتورم خبر داده است؛ شرایطی که در بلوچستان، به دلیل فقر و محرومیت گسترده، آثار شدیدتری بر زندگی مردم گذاشته است.

    گزارش تازه شبکه TV5MONDE از تشدید بحران در بلوچستان همزمان با ادامه جنگ میان ایران، آمریکا و اسرائیل خبر می‌دهد؛ منطقه‌ای که پیش از جنگ نیز از محرومیت، فقر و کمبود زیرساخت رنج می‌برد. این گزارش با اشاره به قطعی آب و برق، کمبود دارو، افزایش شدید قیمت‌ها و اختلال در فعالیت‌های اقتصادی، می‌گوید جنگ وضعیت شکننده مردم این استان را بیش از گذشته وخیم کرده است.

    همچنین TV5MONDE در ادامه به ثبت اعدام دست‌کم ۲۴ بلوچ از ابتدای سال جاری میلادی توسط سازمان ملل اشاره کرده و می‌نویسد افراد بیشتری نیز در معرض خطر اعدام قرار دارند. در همین حال، شهروندان بلوچ از قطعی طولانی‌مدت آب، آسیب به زیرساخت‌ها، کمبود دارو و فشارهای روانی ناشی از جنگ سخن گفته‌اند؛ شرایطی که نشان می‌دهد مردم بلوچستان همزمان با پیامدهای جنگ، با بحران‌های قدیمی فقر، محرومیت و سرکوب نیز دست‌وپنجه نرم می‌کنند.

    #برمش_صدای_زنان_بلوچستان

    Bramsh-Balochistan woman’s voice

    تلاش برای دستیابی به برابری جنسیتی و رفع هر گونه تبعیض و پیشبرد فعالیتها بر بنیاد حقوق بشر سازمان ملل میتوانید از طریق لینک های زیر با بِرَمْش همراه باشید:

    وبسایت برمش :
    www.Bramsh.org
    Instagram:
    https://www.instagram.com/bramsh_org
    Telegram:
    https://t.me/bramshbalochistan

  • روایت مادر پرنیان؛ از شلیک به دختر ۱۶ ساله تا جست‌وجوی پیکر او

    روایت مادر پرنیان؛ از شلیک به دختر ۱۶ ساله تا جست‌وجوی پیکر او

    برمش/ تصاویر ویدیویی منتشرشده از مادر پرنیان دبیری آبکناری، نوجوان ۱۶ ساله‌ای که در جریان اعتراضات ۱۹ دی ۱۴۰۴ در شهرستان بهارستان استان تهران جان باخت، روایتی دردناک از کشته‌شدن فرزندش و تلاش خانواده برای یافتن پیکر او را بازگو می‌کند.

    مادر پرنیان دبیری با انتشار ویدیویی گفت: دختر ۱۶ ساله‌اش پس از اصابت گلوله به کهریزک منتقل شد و پیکرش در محوطه این مرکز روی سطح آسفالت قرار داشت. هنگام پیگیری تحویل پیکر دخترش، یکی از ماموران با قنداق تفنگ به او ضربه زد و تهدید شد که در صورت ادامه اعتراض، پیکر پرنیان تحویل داده نخواهد شد.

    بر اساس روایت‌های منتشرشده، پرنیان شامگاه ۱۹ دی همراه پدر و مادرش در اعتراضات حضور داشت. خانواده در جریان تلاش برای کمک به یک زوج، شاهد تیراندازی بودند و پرنیان از ناحیه پشت سر هدف گلوله قرار گرفت. مادرش پیکر زخمی دخترش را به بیمارستان رساند، اما پرنیان در آغوش مادر جان باخت.

    اما رنج خانواده به همان‌جا ختم نشد. طبق روایت منتشرشده، پس از جان‌باختن پرنیان، خانواده برای یافتن پیکر او راهی کهریزک شدند و سرانجام روز بعد پیکر نوجوان ۱۶ ساله را شناسایی کردند.

    روایت مادر پرنیان تنها روایت یک مادر داغدار نیست؛ روایت خانواده‌ای است که در فاصله چند ساعت، فرزند نوجوان خود را از دست داد و سپس برای یافتن پیکر او نیز با رنج و سرگردانی مواجه شد.

    لازم به ذکر است اعتراضات ۱۸ و ۱۹ دی‌ماه ۱۴۰۴ در پی گسترش اعتراضات سراسری، با حضور گسترده مردم در شهرهای مختلف همراه شد و در جریان سرکوب خونین این اعتراضات، شمار زیادی از معترضان کشته و زخمی شدند؛ هم‌زمان قطع اینترنت و ارتباطات، دسترسی به اطلاعات و ثبت دقیق وقایع را دشوار کرد.

    #برمش_صدای_زنان_بلوچستان

    Bramsh-Balochistan woman’s voice

    تلاش برای دستیابی به برابری جنسیتی و رفع هر گونه تبعیض و پیشبرد فعالیتها بر بنیاد حقوق بشر سازمان ملل میتوانید از طریق لینک های زیر با بِرَمْش همراه باشید:

    وبسایت برمش :
    www.Bramsh.org
    Instagram:
    https://www.instagram.com/bramsh_org
    Telegram:
    https://t.me/bramshbalochistan

  • کاهش ذخایر خونی در بلوچستان؛ بیماران تالاسمی و اورژانسی در معرض خطر

    کاهش ذخایر خونی در بلوچستان؛ بیماران تالاسمی و اورژانسی در معرض خطر

    برمش/ ذخایر خون و فرآورده‌های خونی در بلوچستان کاهش یافته و ادامه این وضعیت می‌تواند روند درمان بسیاری از بیماران، به‌ویژه بیماران تالاسمی و افرادی را که در شرایط اورژانسی به خون و پلاکت نیاز دارند، با مشکل جدی مواجه کند.

    بلوچستان بیشترین تعداد بیماران تالاسمی در کشور را دارد. بر اساس آمارهای منتشرشده در سال جاری، حدود ۳۶۰۰ بیمار تالاسمی ماژور در استان زندگی می‌کنند و حدود ۶۰ درصد خون مصرفی استان برای بیماران تالاسمی اختصاص پیدا می‌کند. این بیماران به‌صورت مستمر و منظم به تزریق خون نیاز دارند و کاهش ذخایر خونی می‌تواند مستقیماً روند درمان آنها را تحت تأثیر قرار دهد.

    در کنار بیماران تالاسمی، مجروحان تصادفات، مادران باردار، بیماران نیازمند جراحی، مبتلایان به بیماری‌های خونی و افرادی که در شرایط اورژانسی به پلاکت و سایر فرآورده‌های خونی نیاز دارند نیز وابسته به وجود ذخایر کافی خون هستند.

    جان‌باختن ملیکا همت‌زاده، دختر ۱۳ ساله بلوچ از روستای دسک نیکشهر، نمونه‌ای تلخ از پیامدهای کمبود امکانات درمانی و فرآورده‌های خونی است. ملیکا پس از عقرب‌گزیدگی به بیمارستان نیکشهر منتقل شد، اما بنا بر روایت خانواده، پلاکت مورد نیاز او در بیمارستان موجود نبود و تهیه آن از شهرهای دیگر با چندین ساعت تأخیر همراه شد. او در نهایت همان شب جان خود را از دست داد.

    این وضعیت در حالی است که بلوچستان با پراکندگی گسترده جمعیت، فاصله زیاد بسیاری از روستاها تا مراکز درمانی و کمبود امکانات پزشکی مواجه است. در چنین شرایطی، نبود خون یا فرآورده‌های خونی در یک بیمارستان می‌تواند به معنای از دست رفتن زمان حیاتی برای یک بیمار باشد.

    از مردم بلوچستان که شرایط اهدای خون دارند درخواست می‌شود برای اهدای خون اقدام کنند و دیگران را نیز به این کار تشویق کنند. کاهش ذخایر خونی موضوعی نیست که بتوان نسبت به آن بی‌تفاوت بود؛ خون اهدایی می‌تواند برای یک بیمار تالاسمی، یک مصدوم، یک مادر یا بیماری که در شرایط اورژانسی قرار دارد، حیاتی باشد.

    در عین حال، تأمین پایدار خون، پلاکت و سایر فرآورده‌های خونی و تجهیز مراکز درمانی، وظیفه دولت و نهادهای مسئول است و نمی‌توان تأمین نیازهای اساسی نظام درمانی را بر دوش مردم گذاشت.

    #برمش_صدای_زنان_بلوچستان

    Bramsh-Balochistan woman’s voice

    تلاش برای دستیابی به برابری جنسیتی و رفع هر گونه تبعیض و پیشبرد فعالیتها بر بنیاد حقوق بشر سازمان ملل میتوانید از طریق لینک های زیر با بِرَمْش همراه باشید:

    وبسایت برمش :
    www.Bramsh.org
    Instagram:
    https://www.instagram.com/bramsh_org
    Telegram:
    https://t.me/bramshbalochistan

  • از فقر‌فروشی تا خشونت‌فروشی؛ اینفلوئنسرها با بلوچستان چه می‌کنند؟

    از فقر‌فروشی تا خشونت‌فروشی؛ اینفلوئنسرها با بلوچستان چه می‌کنند؟

    برمش/ این روزها بلوچستان بیش از همیشه شاهد حضور اینفلوئنسرهایی است که گویی برای چند لایک و دیده‌شدن بیشتر، حاضرند بلوچستان را بدنام کنند و هر تصویری را از این سرزمین به نمایش بگذارند؛ حتی اگر آن تصویر، تحریف‌شده، خطرناک و آسیب‌زننده به هویت و چهره مردم بلوچ باشد.

    اگر این افراد مهره‌ای برای پروژه‌های امنیتی جمهوری اسلامی ایران نیستند و هدفشان این نیست که بلوچستان را سرزمینی ناامن، خطرناک و پر از انسان‌های خشن و جنگجو نشان دهند، پس باید گفت با پدیده‌ای از جنس کوته‌بینی، ساده‌انگاری و بی‌مسئولیتی روبه‌رو هستیم.

    اینکه فردی با لباس بلوچی، به‌ویژه با پوشش زنان بلوچ، تفنگ به دست بگیرد و تصویر خود را در شبکه‌های اجتماعی منتشر کند، نه یک شوخی بی‌ضرر محسوب می شود و نه صرفاً تلاشی برای جذب مخاطب است. چنین تصاویری می‌توانند به شکل مستقیم بر تصویری که مخاطبان ناآشنا با بلوچستان از مردم این منطقه دارند، اثر بگذارند.

    این اولین بار نیست که بلوچستان به صحنه‌ای برای نمایش‌های سطحی اینفلوئنسرها تبدیل می‌شود. پیش‌تر نیز گروهی به بلوچستان می‌آمدند تا فقر، محرومیت و بدبختی مردم را به تصویر بکشند، از درد مردم محتوا تولید کنند، لایک و بازدید جمع کنند، درآمدی به دست بیاورند و بعد بروند. حالا ظاهراً فصل جدیدی از این نمایش آغاز شده است؛ این بار نه با نمایش فقر، بلکه با نمایش خشونت.

    نگران‌کننده‌تر از همه، استفاده این اشخاص از لباس زنان بلوچ برای ساختن چنین تصاویری است. زن بلوچ، که خود سال‌ها با کلیشه‌ها و قضاوت‌های نادرست روبه‌رو بوده، نباید به ابزاری برای بازتولید تصویر «زن بلوچِ مسلح و خشن» تبدیل شود.

    مخاطبی که هیچ شناختی از بلوچستان ندارد، پس از دیدن چنین تصاویر و ویدئوهایی و شنیدن خبر یک درگیری یا حادثه امنیتی در گونیچ یا تفتان، همان تصویر جعلی در ذهنش تبدیل به پیش‌فرض شود و به این نتیجه می‌رسد که حتما زنان بلوچ مسلح بوده‌اند» یا «پس طبیعی است که چنین اتفاقی آنجا رخ داده باشد.» این دقیقاً همان خطری است که باید جدی گرفته شود: وقتی یک تصویر جعلی بارها تکرار شود، می‌تواند جای واقعیت را بگیرد.

    این افراد یا به ساختارهای قدرت و پروژه‌های امنیتی متصل‌اندو هدفشان تخریب وجهه بلوچ و بلوچستان است؛ و یا انسان‌هایی جاهل و کوته اندیش هستند که برای چند لایک و چند دنبال‌کننده، حاضرند هویت و اعتبار یک جامعه را قربانی کند.

    بلوچستان نه ویترین نمایش فقر است، نه صحنه نمایش خشونت و نه مکانی برای جمع‌آوری لایک برای اینفلوئنسرهایی که برای دیده‌شدن، هر تصویری را به مخاطب می‌فروشند. بلوچستان مردم دارد؛ انسان‌هایی با زندگی، فرهنگ، رنج، شادی و کرامت. تصویر یک سرزمین را نمی‌توان با چند عکس ساختگی، چند اسلحه تحریف کرد.

    #برمش_صدای_زنان_بلوچستان

    Bramsh-Balochistan woman’s voice

    تلاش برای دستیابی به برابری جنسیتی و رفع هر گونه تبعیض و پیشبرد فعالیتها بر بنیاد حقوق بشر سازمان ملل میتوانید از طریق لینک های زیر با بِرَمْش همراه باشید:

    وبسایت برمش :
    www.Bramsh.org
    Instagram:
    https://www.instagram.com/bramsh_org
    Telegram:
    https://t.me/bramshbalochistan

  • شش سال بی‌آبی در گونگان؛ زنان و کودکان، قربانیان خاموش بحران آب

    شش سال بی‌آبی در گونگان؛ زنان و کودکان، قربانیان خاموش بحران آب

    برمش/ روستای گونگان از توابع بخش مینان شهرستان سرباز در بلوچستان، با وجود نزدیکی به مرکز بخش و مرکز شهرستان، حدود شش سال است با بحران دسترسی به آب آشامیدنی سالم و پایدار روبه‌روست.

    در این سال‌ها، آب برای مردم روستا نه یک خدمت عمومی در دسترس، بلکه به مسئله‌ای روزمره برای بقا تبدیل شده است. ساکنان ناچارند با دبه و گالن و در شرایط دشوار، آب مورد نیاز خانواده‌های خود را جابه‌جا کنند؛ وضعیتی که علاوه بر تحمیل هزینه‌های اقتصادی، زمان، انرژی و امنیت خانواده‌ها را نیز تحت تأثیر قرار می‌دهد.

    اما در چنین بحرانی، زنان و دختران معمولاً نخستین کسانی هستند که بار کمبود آب را بر دوش می‌کشند. تأمین آب، مراقبت از کودکان، مدیریت مصرف محدود آب و حفظ بهداشت خانواده در شرایط کم‌آبی، بخشی از کارهای روزمره‌ای است که اغلب بدون دستمزد و بدون دیده‌شدن بر عهده زنان قرار می‌گیرد.

    کمبود آب برای زنان و دختران تنها به دشواری تأمین آب برای خانه محدود نمی‌شود؛ دسترسی نداشتن به آب کافی می‌تواند رعایت بهداشت فردی را نیز دشوار کند و زمینه را برای شیوع بیشتر عفونت‌ها و بیماری‌های مرتبط با بهداشت زنان فراهم کند. از سوی دیگر، حمل مداوم دبه‌ها و گالن‌های آب و رفت‌وآمد برای تهیه آن، فشار جسمی و روانی سنگینی را بر زنان و دیگر اعضای خانواده وارد می‌کند؛ باری که گاه روزها و ماه‌ها تکرار می‌شود.

    کودکان و نوزادان نیز از پیامدهای این کمبود در امان نیستند. در خانواده‌هایی که نوزاد با شیرخشک تغذیه می‌شود، دسترسی به آب سالم و کافی و حتی آب جوش برای آماده‌کردن شیر، یک ضرورت روزمره است. نبود آب در دسترس می‌تواند مراقبت از نوزادان و کودکان را دشوارتر و سلامت آنان را در معرض خطر قرار دهد.

    بحران آب در گونگان، بنابراین، فقط مسئله تشنگی نیست؛ مسئله سلامت، بهداشت، امنیت و کیفیت زندگی خانواده‌هایی است که سال‌هاست با ابتدایی‌ترین نیاز زندگی خود دست‌وپنجه نرم می‌کنند. ادامه این وضعیت می‌تواند فشار بیشتری بر زنان، کودکان و دیگر اعضای خانواده وارد کند و در بلندمدت، زندگی در روستا را دشوارتر و مهاجرت را به تنها گزینه پیش روی برخی خانواده‌ها تبدیل کند.

    آب یک نیاز اولیه و حق اساسی برای زندگی است. هیچ روستایی نباید به دلیل نبود این حق، خالی از سکنه شود و هیچ زنی نباید هزینه ناکارآمدی در تأمین آب را با وقت، سلامت و توان جسمی خود پرداخت کند.

    #برمش_صدای_زنان_بلوچستان

    Bramsh-Balochistan woman’s voice

    تلاش برای دستیابی به برابری جنسیتی و رفع هر گونه تبعیض و پیشبرد فعالیتها بر بنیاد حقوق بشر سازمان ملل میتوانید از طریق لینک های زیر با بِرَمْش همراه باشید:

    وبسایت برمش :
    www.Bramsh.org
    Instagram:
    https://www.instagram.com/bramsh_org
    Telegram:
    https://t.me/bramshbalochistan

  • شورای انقلابی زنان؛”ساختن میز قدرت به جای گرفتن صندلی در آن”

    شورای انقلابی زنان؛”ساختن میز قدرت به جای گرفتن صندلی در آن”

    برمش/ روز شنبه ۲۴ مرداد ماه ۱۴۰۵، “شورای انقلابی زنان” رسما اعلام موجودیت کرد. این شورا خود را “شبکه‌ای دموکراتیک، متکثر، فراگیر و فمینیستی” تعریف کرده که “با هدف تقویت قدرت سیاسی زنان و سازماندهی حضور مستقل، موثر و تعیین‌کننده آنان در عرصه عمومی و سیاسی ایران” شکل گرفته است.

    بنا بر اطلاعیه‌های منتشرشده، این شورا کار خود را در اول آوریل امسال (۱۲ فروردین ۱۴۰۵) با پنج بنیان‌گذار آغاز کرد: سمانه سوادی، صنم دولتشاهی، مینا خانی، نعیمه دوستدار و یاسمین فهبد.

    از آن زمان تا کنون ۱۴ کنشگر دیگر از حوزه‌های مختلف سیاسی، مدنی، رسانه‌ای، حقوق زنان و حقوق بشر نیز به این جمع پیوستند: آزاده دواچی، اعظم بهرامی، بهار دهکردی، بهاران مجیدی، دکتر پروانه حسینی، رها آجودانی، شلر شبلی، غزل عبدالهی، فریبا بلوچ، مریم دهکردی، مهدیه گلرو، ملیکا زر، نگین بهکام و نگین شیرآقایی.

    موسسان می‌گویند: «این ترکیب، تلاشی برای کنار هم قرار دادن نسل‌ها، تجربه‌ها و صداهای متفاوت در جنبش زنان ایران است؛ از کنشگری سیاسی و حقوق بشر تا روزنامه‌نگاری، پژوهش، محیط زیست، حقوق اتنیکی و حقوق LGBTQIA+.»

    علاوه بر این دکتر هما هودفر، دکتر نیره توحیدی، مهرانگیز کار و شادی صدر نیز به عنوان مشاور این شورا را همراهی می‌کنند.
    #برمش_صدای_زنان_بلوچستان

    Bramsh-Balochistan woman’s voice

    تلاش برای دستیابی به برابری جنسیتی و رفع هر گونه تبعیض و پیشبرد فعالیتها بر بنیاد حقوق بشر سازمان ملل میتوانید از طریق لینک های زیر با بِرَمْش همراه باشید:

    وبسایت برمش :
    www.Bramsh.org
    Instagram:
    https://www.instagram.com/bramsh_org
    Telegram:
    https://t.me/bramshbalochistan

  • «جنوب ایران فدای جنوب لبنان»؛ از نفت احواز تا طلای بلوچستان؛ منابع را می‌خواهند، مردم را نه

    «جنوب ایران فدای جنوب لبنان»؛ از نفت احواز تا طلای بلوچستان؛ منابع را می‌خواهند، مردم را نه

    برمش/ روز یکشنبه ۲۵ مرداد ماه ۱۴۰۵، ریحانه قاسمی‌نژاد، مجری تلویزیون جمهوری اسلامی ایران، در برنامه تلویزیونی «برداشت» با بیان جمله‌ای درباره جنوب ایران و جنوب لبنان، گفت: «جنوب ایران فدای جنوب لبنان.»

    این اظهارنظر که در واقع جایگاه مردم جنوب ایران در نگاه جمهوری اسلامی ایران و رسانه‌های وابسته به آن را مطرح می کند، گرچه در ظاهر، از سوی یک مجری تلویزیونی بیان شده است، اما محل طرح آن اهمیت زیادی دارد. صداوسیما رسانه رسمی جمهوری اسلامی ایران است و محتوای برنامه‌های آن در چارچوب سیاست‌ها و خطوط فکری حاکم بر این رسانه تولید و منتشر می‌شود. از همین رو، چنین اظهاراتی را نمی‌توان صرفاً به دیدگاه شخصی یک مجری تقلیل داد؛ بلکه می‌توان آن را نشانه‌ای از گفتمانی دانست که در آن، منافع و اولویت‌های حکومت می‌تواند بر زندگی و حقوق مردم ساکن جنوب ایران مقدم شود.

    جنوب ایران، از بلوچستان تا احواز، بوشهر و هرمزگان، سرزمینی است که بخش مهمی از منابع و موقعیت‌های راهبردی ایران را در خود جای داده است؛ از نفت و گاز احواز و آب‌های خلیج فارس گرفته تا معادن بلوچستان و موقعیت استراتژیک تنگه هرمز. با این حال، مردم این مناطق سال‌هاست با فقر، محرومیت، تبعیض، کمبود زیرساخت و بی‌توجهی گسترده مواجه‌اند.

    برای بسیاری از مردم بلوچ و عرب، این تناقض بارها تکرار شده است: منابع و موقعیت جغرافیایی جنوب برای حکومت اهمیت دارد، اما خود مردم جنوب نه تنها در اولویت قرار نمی‌گیرند، بلکه با آنها به عنوان غیرخودی ترین ساکنین ایران برخورد می شود.

    نفت احواز خواسته می‌شود، اما مردم عرب با بحران‌های متعدد زیست‌محیطی و اقتصادی دست‌وپنجه نرم می‌کنند. منابع بلوچستان مورد بهره‌برداری قرار می‌گیرد، اما سهم مردم بلوچ از توسعه و رفاه ناچیز است. تنگه هرمز برای حکومت اهمیتی حیاتی دارد، اما مشکلات مردم شهرهای ساحلی و بندرعباس و بوشهر همچنان پابرجاست.

    از این منظر، جمله «جنوب ایران فدای جنوب لبنان» تنها یک عبارت بحث‌برانگیز نیست؛ بلکه می‌تواند بازتاب‌دهنده شکافی عمیق میان اولویت‌های حکومت و مطالبات مردمی باشد که در جنوبی‌ترین مناطق ایران زندگی می‌کنند.

    پرسش اصلی این است: اگر حکومت خود را نماینده همه مردم ایران می‌داند، چرا در گفتمان رسانه رسمی آن، گاهی سرنوشت مردم جنوب ایران چنان به تصویر کشیده می‌شود که گویی می‌توان آنان را قربانی اهداف و سیاست‌های منطقه‌ای کرد و بود یا نبود آنها را به هیچ پنداشت؟

    آنچه این اظهارات را نگران‌کننده‌تر می‌کند، همین احساس «خودی و غیرخودی» بودن است؛ احساسی که سال‌هاست در میان بخشی از مردم بلوچ و عرب درباره نحوه برخورد حکومت با مناطق و جوامعشان شکل گرفته است.

    به بیان دیگر، گویی آنچه از جنوب ایران اهمیت دارد، نفت، طلا، دریا و موقعیت جغرافیایی آن است؛ اما مردمی که قرن‌ها در این سرزمین‌ها زندگی کرده‌اند، در بسیاری از تصمیم‌ها و سیاست‌ها سهمی هم‌سنگ منابع سرزمینشان ندارند.

    #برمش_صدای_زنان_بلوچستان

    Bramsh-Balochistan woman’s voice

    تلاش برای دستیابی به برابری جنسیتی و رفع هر گونه تبعیض و پیشبرد فعالیتها بر بنیاد حقوق بشر سازمان ملل میتوانید از طریق لینک های زیر با بِرَمْش همراه باشید:

    وبسایت برمش :
    www.Bramsh.org
    Instagram:
    https://www.instagram.com/bramsh_org
    Telegram:
    https://t.me/bramshbalochistan

  • گروگان‌گیری در بلوچستان؛ خشونتی که قربانیانش فقط گروگان‌ها نیستند

    گروگان‌گیری در بلوچستان؛ خشونتی که قربانیانش فقط گروگان‌ها نیستند

    برمش/ گروگان‌گیری یکی از شکل‌های خشن و ویرانگر نقض امنیت و حقوق انسانی در بلوچستان است؛ پدیده‌ای که آثار آن بسیار فراتر از فردی است که ربوده می‌شود. اگرچه در بسیاری از موارد، قربانیان مستقیم گروگان‌گیری مردان هستند، اما در واقع یک خانواده، یک خانه و گاه یک نسل، هزینه این خشونت را می‌پردازد.

    وقتی مرد یک خانواده، پدر، شوهر، پسر یا برادر خانه ربوده می‌شود، زندگی اعضای خانواده از همان لحظه تغییر می‌کند. زن خانواده دیگر با احساس امنیت به خواب نمی‌رود. کودکان با پرسش‌هایی بزرگ می‌شوند که پاسخی برای آنها ندارند: «بابا برمی‌گردد؟»، «برادرم زنده است؟»، «چه اتفاقی برایش افتاده؟» و «ممکن است یک روز نوبت ما هم برسد؟»

    حتی اگر گروگان پس از مدتی آزاد شود، الزاماً ترس به پایان نمی‌رسد. تجربه ربوده‌شدن یک عضو خانواده می‌تواند احساس امنیت را برای سال‌ها و حتی تا پایان عمر از خانواده بگیرد. صدای یک خودرو، یک تماس تلفنی ناشناس، دیر رسیدن یکی از اعضای خانواده به خانه یا ناپدیدشدن چندساعته یک عزیز، می‌تواند دوباره همان ترس را زنده کند.

    زنان؛ قربانیانی که کمتر دیده می‌شوند

    در بسیاری از روایت‌های مربوط به گروگان‌گیری، تمرکز اصلی بر فرد ربوده‌شده است؛ اما زنانی که در خانه باقی می‌مانند، بخش بزرگی از بار این خشونت را به دوش می‌کشند.

    زنی که همسرش گروگان گرفته شده، ممکن است ناگهان مسئولیت تأمین امنیت و زندگی خانواده را به تنهایی بر عهده بگیرد. مادری که فرزندش ربوده شده، ممکن است هر روز با اضطراب، بی‌خبری و ترس از شنیدن بدترین خبر زندگی کند. خواهران و دختران خانواده نیز در محیطی رشد می‌کنند که ناامنی دیگر یک مفهوم دور و انتزاعی نیست؛ بلکه بخشی از زندگی روزمره آنهاست.

    در چنین شرایطی، ترس می‌تواند به یک تجربه دائمی تبدیل شود؛ ترسی که لزوماً دیده نمی‌شود، اما بر روابط خانوادگی، تصمیم‌های روزمره، احساس امنیت و آینده اعضای خانواده تأثیر می‌گذارد.

    کودکان؛ قربانیان خاموش خشونت

    کودکان شاید هیچ نقشی در اختلافات، درگیری‌ها یا جرایمی که موجب گروگان‌گیری شده‌اند نداشته باشند، اما آنها از نخستین قربانیان غیرمستقیم این خشونت هستند.

    کودکی که شاهد ناپدیدشدن پدر، برادر یا یکی از نزدیکان خود است، ممکن است سال‌ها با احساس ناامنی زندگی کند. برای او جهان دیگر الزاماً جای امنی نیست. ممکن است یاد بگیرد که به غریبه‌ها اعتماد نکند، از رفت‌وآمد اعضای خانواده بترسد و هر بار دیر رسیدن پدر یا برادر را با احتمال یک حادثه تلخ پیوند دهد.

    اما مسئله فقط آسیب روانی یک کودک نیست. مسئله، آینده همان کودک است. کودکی که با خشم، ترس، تحقیر و احساس بی‌عدالتی بزرگ می‌شود، ممکن است در آینده بخشی از همان چرخه خشونتی شود که زندگی خانواده‌اش را نابود کرده است. اگر جامعه نتواند برای او امنیت، حمایت روانی، عدالت و امکان عبور از این تجربه را فراهم کند، خشم می‌تواند به کینه تبدیل شود و کینه به میل به انتقام.

    این به معنای آن نیست که هر کودکی که قربانی خشونت می‌شود، در آینده به خشونت روی خواهد آورد؛ اما تداوم خشونت، بی‌عدالتی و نبود حمایت می‌تواند زمینه بازتولید خشونت را در جامعه افزایش دهد.

    چگونه خشونت، خشونت دیگری تولید می‌کند؟

    یکی از خطرناک‌ترین پیامدهای گروگان‌گیری این است که خشونت می‌تواند از یک قربانی به قربانی دیگر منتقل شود.

    ممکن است پدری ربوده شود و فرزند او سال‌ها با خشم و احساس انتقام‌جویی زندگی کند. ممکن است برادری ناپدید شود و برادر کوچک‌ترش با این باور بزرگ شود که باید روزی «حق خانواده» را بگیرد. ممکن است کودکی شاهد رنج مادرش باشد و تمام زندگی خود را تحت تأثیر این تجربه سپری کند.

    اگر چنین فردی در محیطی رشد کند که در آن خشونت عادی شده، قانون دسترسی مؤثری به عدالت فراهم نمی‌کند و راهی برای بیان و درمان این زخم‌ها وجود ندارد، احتمال دارد خشم شخصی با خشونت اجتماعی پیوند بخورد.

    در این نقطه، یک گروگان‌گیری فقط یک حادثه منفرد باقی نمی‌ماند؛ بلکه می‌تواند به حلقه‌ای از ترس، خشم، انتقام و خشونت تبدیل شود.

    قربانی دیروز ممکن است فردا به دنبال قربانی دیگری برود و قربانی جدید نیز ممکن است خانواده‌ای داشته باشد که فرزندانش با خشم و کینه بزرگ شوند. به این ترتیب، چرخه‌ای شکل می‌گیرد که پایان آن دشوارتر و قربانیانش بیشتر می‌شوند.

    #برمش_صدای_زنان_بلوچستان

    Bramsh-Balochistan woman’s voice

    تلاش برای دستیابی به برابری جنسیتی و رفع هر گونه تبعیض و پیشبرد فعالیتها بر بنیاد حقوق بشر سازمان ملل میتوانید از طریق لینک های زیر با بِرَمْش همراه باشید:

    وبسایت برمش :
    www.Bramsh.org
    Instagram:
    https://www.instagram.com/bramsh_org
    Telegram:
    https://t.me/bramshbalochistan

دکمه بازگشت به بالا