وقتی «آبرو و حفظ سنتها» از جان و حق انتخاب یک دختر مهمتر میشود
برمش/ قتل آزیتا (سهیلا) رحمتزهی را نمیتوان فقط یک مورد خشونت خانگی دانست. پشت این جنایت، اگر روایتهای منتشرشده درست باشد، زنجیرهای از باورها و سنتهای غلط قرار دارد؛ سنتهایی که گاهی «آبرو» و حرف مردم را از خواست، آزادی، امنیت و حتی جان یک دختر مهمتر میکنند.
سهیلا پیش از ازدواج گفته بود که از رفتار عبدالله رضایت ندارد و نمیخواهد با او ازدواج کند. اما نگرانی خانواده از حرف فامیل و مردم باعث شد مخالفت او جدی گرفته نشود. این همان جایی است که یک دختر، پیش از آنکه قربانی خشونت شود، قربانی نادیده گرفته شدن حق انتخابش میشود.
بعد از ازدواج نیز، بنا بر اطلاعات منتشرشده، اجازه ادامه کار در داروخانه و تحصیل در دانشگاه از او گرفته شد. تنها ۱۲ روز بعد، زندگی دختری ۲۴ ساله با خشونتی مرگبار پایان یافت؛ در حالی که هنوز آثار حنای عروسی روی دستانش باقی مانده بود.
مسئله فقط این نیست که چه کسی ماشه را کشید یا چه کسی ضربه زد. باید پرسید چرا وقتی یک دختر میگوید «من این ازدواج را نمیخواهم»، صدای او گاهی در برابر جملههایی مانند «آبرویمان میرود»، «مردم چه میگویند» و «حرف فامیل چه میشود» بیاهمیت میشود؟
آبرو نباید بهانهای برای گرفتن حق انتخاب از زنان باشد. هیچ سنتی، هیچ قضاوتی و هیچ حرف مردمی نباید از جان و آینده یک انسان مهمتر باشد.
سهیلا اگر از ابتدا شنیده میشد، شاید امروز زنده بود. این همان پرسشی است که باید در برابر خانوادهها و جامعه قرار بگیرد: چند زن باید قربانی شوند تا بفهمیم «نه» یک دختر، باید جدی گرفته شود؟
#برمش_صدای_زنان_بلوچستان
Bramsh-Balochistan woman’s voice
تلاش برای دستیابی به برابری جنسیتی و رفع هر گونه تبعیض و پیشبرد فعالیتها بر بنیاد حقوق بشر سازمان ملل میتوانید از طریق لینک های زیر با بِرَمْش همراه باشید:
روز جهانی «مردمان بومی»؛ منابع و سرزمین بلوچستان بدون مشارکت مردم بومی
برمش/ امروز یکشنبه ۱۸ مرداد ماه ۱۴۰۵ برابر با نهم آگوست ۲۰۲۶، روز جهانی «مردمان بومی» است که سازمان ملل متحد برای افزایش آگاهی درباره حقوق مردمان بومی و حفاظت از هویت، فرهنگ، سرزمینها و منابع طبیعی آنان تعیین کرده است. مجمع عمومی سازمان ملل در سال ۱۹۹۴ با تصویب قطعنامه ۴۹/۲۱۴، نهم آگوست را به عنوان این مناسبت تعیین کرد؛ تاریخ آن نیز به نخستین نشست گروه کاری سازمان ملل درباره جمعیتهای بومی در سال ۱۹۸۲ بازمیگردد.
یکی از محورهای مهم حقوق مردمان بومی، حق مشارکت و تصمیمگیری درباره سرزمینها و منابع طبیعی محل زندگی آنان است. در بلوچستان نیز این مسئله اهمیت ویژهای دارد؛ منطقهای که از منابع طبیعی قابلتوجهی برخوردار است، اما مردم بومی بلوچ در بسیاری از پروژههای مرتبط با استخراج و بهرهبرداری از این منابع، نقش تعیینکنندهای در تصمیمگیری و سهم متناسبی از منافع ندارند.
طلای تفتان نمونهای از همین نگرانیهاست. در حالی که این معدن در سرزمین بلوچستان قرار دارد، پرسش اساسی این است که مردم بومی چه نقشی در تصمیمگیری درباره نحوه بهرهبرداری از این منابع دارند و چه سهمی از منافع اقتصادی حاصل از آن به خود منطقه و ساکنان آن میرسد. منتقدان میگویند منابع سرزمین بلوچستان استخراج و منتقل میشوند، اما مردم بومی که نسلها در این سرزمین زندگی کردهاند، از سهم واقعی و متناسبی از ثروت ایجادشده برخوردار نیستند.
موضوع تنها به معادن محدود نمیشود. زمینهای آباء و اجدادی مردم بلوچ نیز در روند توسعه شهری و شهرکسازی با تغییر کاربری مواجه میشوند. از میناب و چابهار گرفته تا دیگر مناطق بلوچستان، پروژههای شهرسازی، ساخت شهرکها و مجتمعهای مسکونی در زمینهایی اجرا میشوند که متعلق به جوامع محلی و مردم بومی میباشند.
نگرانی مهم این است که در برخی موارد، زمینهای متعلق به مردم بومی از اختیار آنان خارج میشوند و در همان مناطق شهرکها و مجتمعهای مسکونی برای جمعیت غیربومی با طرحی موسوم به «توسعه سواحل مکران» ساخته میشود؛ بدون آنکه مردم بلوچ در تصمیمگیری درباره این پروژهها مشارکت مؤثر داشته باشند یا سهم عادلانهای از زمین، مسکن و منافع اقتصادی ناشی از این شهرکسازیها دریافت کنند.
چنین روندی تنها یک مسئله اقتصادی یا عمرانی نیست؛ بلکه میتواند پیامدهای عمیق اجتماعی و جمعیتی داشته باشد. افزایش قیمت زمین، دشوار شدن دسترسی مردم محلی به مسکن، از دست رفتن زمینهای خانوادگی و کشاورزی و ورود جمعیت جدید میتواند به تدریج جایگاه مردم بومی را در سرزمین خود تضعیف کند. منتقدان این روند را عاملی برای تغییر ترکیب جمعیتی و تضعیف هویت و حضور تاریخی جامعه بلوچ میدانند.
در حالی که یکی از اصول مورد تأکید در حقوق مردمان بومی، مشارکت آنان در تصمیمگیری درباره سرزمینها و منابع طبیعیشان است، اجرای پروژههای بزرگ اقتصادی و عمرانی بدون مشارکت واقعی مردم بومی میتواند با روح این اصل در تضاد قرار گیرد. پرسش اساسی این است که اگر قرار است در سرزمین یک جامعه بومی معدن استخراج شود، شهرک ساخته شود و زمینهای آن تغییر کاربری پیدا کند، خود آن جامعه چه نقشی در تعیین آینده سرزمینش دارد؟
روز جهانی «مردمان بومی» از همین منظر برای بلوچستان اهمیتی فراتر از یک مناسبت تقویمی دارد؛ فرصتی است برای طرح مطالباتی درباره حق مردم بلوچ بر سرزمینهای آباء و اجدادی، مشارکت در تصمیمگیری درباره منابع طبیعی، برخورداری عادلانه از درآمدهای حاصل از منابع، مشارکت در برنامههای توسعه شهری و جلوگیری از حذف تدریجی مردم بومی از سرزمین خود.
توسعه زمانی میتواند عادلانه و پایدار باشد که مردم بومی نه قربانی توسعه، بلکه شریک و تصمیمگیرنده درباره آینده سرزمین خود باشند.
#برمش_صدای_زنان_بلوچستان
Bramsh-Balochistan woman’s voice
تلاش برای دستیابی به برابری جنسیتی و رفع هر گونه تبعیض و پیشبرد فعالیتها بر بنیاد حقوق بشر سازمان ملل میتوانید از طریق لینک های زیر با بِرَمْش همراه باشید:
مرگ یک مادر باردار در چابهار؛ تکرار مرگ مادران در بیمارستان امام علی
برمش/ مرگ یک مادر باردار پس از زایمان در بیمارستان امام علی چابهار، بار دیگر نگرانیها درباره وضعیت خدمات درمانی و مراقبت از زنان باردار در این شهر را افزایش داده است؛ نگرانیای که تنها به این مورد محدود نمیشود و طی سالهای گذشته نیز بارها گزارشهایی از مرگ مادران باردار و زنان در جریان زایمان در همین بیمارستان منتشر شده است.
بر اساس گزارشهای منتشرشده، این مادر پس از بروز عارضه در بیمارستان امام علی چابهار به زاهدان منتقل شده، اما جان خود را از دست داده است. در پی این حادثه، استاندار سیستان و بلوچستان دستور بررسی ویژه پرونده را صادر کرده و تیم بازرسی برای بررسی سوابق پزشکی، روند درمان، اقدامات انجامشده پس از بروز عارضه و نحوه انتقال بیمار به زاهدان به چابهار اعزام شده است.
تا زمان تنظیم این گزارش، هویت این مادر، سن او، علت دقیق مرگ و وضعیت نوزادش در دسترس نیست.
احتمال خطا یا قصور پزشکی نیز یکی از محورهای بررسی اعلام شده است. استاندار تأکید کرده در صورت احراز قصور یا تخلف، موضوع از مسیر قانونی پیگیری و با عوامل مسئول برخورد خواهد شد.
اما مسئله اینجاست که این نخستین بار نیست که خبر مرگ یک مادر در بیمارستان امام علی چابهار منتشر میشود. در سالهای گذشته نیز مادران دیگری در این بیمارستان جان خود را از دست دادهاند و هر بار پس از چنین حوادثی، موضوع بررسی و وعده برخورد با متخلفان مطرح شده است.
برای خانوادههایی که مادر، همسر یا دختر خود را از دست دادهاند، «بررسی ویژه» بهتنهایی کافی نیست. آنان حق دارند بدانند عزیزشان چرا جان باخته، آیا امکان جلوگیری از مرگ او وجود داشته است، چه اقداماتی در زمان بروز عارضه انجام شده و در صورت اثبات قصور، چه کسانی مسئول شناخته شدهاند.
تکرار این حوادث، ضرورت بررسی ریشهای وضعیت خدمات درمانی و مراقبتهای مربوط به بارداری و زایمان در چابهار را بیش از پیش آشکار میکند. زنان نباید برای برخورداری از حق ابتدایی خود یعنی دسترسی به مراقبتهای درمانی ایمن و استاندارد، جان خود را به خطر بیندازند.
اکنون انتظار میرود نتیجه بررسی این پرونده، برخلاف موارد گذشته، بهصورت شفاف به خانواده و افکار عمومی اعلام شود و این پرونده نیز به سرنوشت مواردی دچار نشود که با وعده «بررسی ویژه» آغاز شدند اما نتیجه و مسئولیت احتمالی آنها هیچگاه بهطور روشن برای افکار عمومی مشخص نشد.
مرگ یک مادر هنگام بارداری یا زایمان نباید به یک خبر کوتاه و سپس یک پرونده فراموششده تبدیل شود؛ پشت هر یک از این مرگها، خانوادهای است که زندگیاش برای همیشه تغییر کرده است.
#برمش_صدای_زنان_بلوچستان
Bramsh-Balochistan woman’s voice
تلاش برای دستیابی به برابری جنسیتی و رفع هر گونه تبعیض و پیشبرد فعالیتها بر بنیاد حقوق بشر سازمان ملل میتوانید از طریق لینک های زیر با بِرَمْش همراه باشید:
از تهدید زنان بیحجاب به قتل تا ادعای استعفای ۲۸باره پزشکیان؛ محمدباقر خرازی و مجموعهای از اظهارات جنجالی
برمش/ محمدباقر خرازی، روحانی و دبیرکل حزبالله ایران، طی روزهای اخیر با مجموعهای از اظهارات جنجالی و متناقض بار دیگر خبرساز شده است؛ اظهاراتی که از پیشنهاد برخورد خشونتآمیز با زنان به دلیل نوع پوشش تا طرح ادعاهایی درباره استعفای مسعود پزشکیان و واکنش منتسب به رهبر جمهوری اسلامی ایران را دربر میگیرد.
خرازی در یکی از ویدئوهای منتشرشده در شبکههای اجتماعی درباره مقابله با زنان بیحجاب، از تشکیل نیرویی ۵۰ هزارنفری برای حضور در خیابانها و برخورد با زنان به دلیل نوع پوشش آنان سخن گفته است. در بخش دیگری از این اظهارات، او حتی از صدور «فتوا» درباره برخورد مرگبار با بیحجابها سخن گفته است. ویدئوی این اظهارات در شبکههای اجتماعی منتشر شده و رسانههای مختلف نیز آن را بازنشر کردهاند.
این سخنان در حالی مطرح شده که اجبار زنان به رعایت حجاب و برخوردهای امنیتی و قضایی با زنانی که از پوشش اجباری جمهوری اسلامی ایران سرپیچی میکنند، سالهاست یکی از محورهای اصلی نقض حقوق زنان در ایران بوده است. طرح ایده سازماندهی نیرویی برای حضور خیابانی و برخورد با زنان به دلیل پوشش، در صورت اجرا، میتواند به افزایش خشونت علیه زنان و ناامنتر شدن فضای عمومی برای آنان منجر شود.
اظهارات اخیر خرازی اما به موضوع حجاب محدود نمیشود. او پیش از آن در ویدئویی مدعی شده بود که مسعود پزشکیان، رئیسجمهور ایران، «۲۷ یا ۲۸ بار» استعفا کرده یا تهدید به استعفا کرده است. خرازی همچنین مدعی شده بود که مجتبی خامنهای در واکنش به این موضوع گفته است اگر پزشکیان بار دیگر استعفا کند، استعفای او پذیرفته خواهد شد.
این ادعاها از سوی نهادهای رسمی جمهوری اسلامی ایران رد شد. دفتر رئیسجمهور سخنان خرازی درباره استعفاهای پزشکیان را «واهی و کذب محض» خواند و دفتر رهبر جمهوری اسلامی نیز نقلقول منتسب به مجتبی خامنهای را تکذیب کرد. پزشکیان نیز در واکنش به اخبار مربوط به استعفای خود اعلام کرد که استعفا نخواهد داد و «خواهد ایستاد».
با وجود این تکذیبها، خرازی در ویدئوهای دیگری تلاش کرد روایت خود را توضیح دهد و مدعی شد ویدئویی که از سخنانش با زیرنویس انگلیسی منتشر شده، «تقطیعشده» و «تقریباً جعلی» است. پس از انتشار این توضیحات، ویدئوهای مربوط به ادعای استعفای پزشکیان و همچنین ویدئوهای توضیحی خرازی از حساب اینستاگرام او حذف شد.
مجموعه این اظهارات، خرازی را در روزهای اخیر به یکی از چهرههای خبرساز و جنجالی فضای سیاسی ایران تبدیل کرده است؛ چهرهای که از یک سو درباره مسائل سیاسی و اختلافات درون ساختار قدرت ادعاهایی مطرح میکند که از سوی نهادهای رسمی تکذیب میشوند و از سوی دیگر درباره زنان و مسئله حجاب، از برخوردهایی سخن میگوید که دربرگیرنده تهدید و خشونت علیه شهروندان زن به دلیل انتخاب پوشش آنان است.
در شرایطی که زنان ایرانی طی سالهای گذشته در اعتراض به حجاب اجباری هزینههای سنگینی پرداختهاند، اظهاراتی از این دست نگرانیها درباره تداوم و تشدید خشونت علیه زنان در فضای عمومی را افزایش میدهد. این سخنان همچنین پرسشهایی جدی درباره مسئولیت نهادهای حکومتی در قبال تهدید شهروندان و بهویژه زنان به دلیل استفاده از حقوق و آزادیهای فردیشان ایجاد میکند.
#برمش_صدای_زنان_بلوچستان
Bramsh-Balochistan woman’s voice
تلاش برای دستیابی به برابری جنسیتی و رفع هر گونه تبعیض و پیشبرد فعالیتها بر بنیاد حقوق بشر سازمان ملل میتوانید از طریق لینک های زیر با بِرَمْش همراه باشید:
رکوردشکنی دختر بلوچ در بلاروس؛ زهرا زارعی قهرمان شد و رکورد ملی را ارتقا داد
برمش/ روز پنجشنبه ۱۵ مرداد ماه ۱۴۰۵، زهرا زارعی، دونده بلوچ و اهل منوجان تیم ملی دوومیدانی، در مسابقات بینالمللی جام بلاروس که در استادیوم دینامو شهر مینسک برگزار شد، با نمایشی درخشان موفق شد ضمن کسب مدال طلای ماده ۴۰۰ متر، رکورد ملی ایران را نیز بهبود ببخشد.
زارعی در این رقابتها با ثبت زمان ۵۱٫۰۵ ثانیه از خط پایان عبور کرد و رکورد پیشین خود، ۵۱٫۹۷ ثانیه، را که چند ماه قبل در مسابقات جایزه بزرگ بندرترکمن به ثبت رسانده بود، ارتقا داد. او همچنین ساعاتی بعد در ماده ۲۰۰ متر نیز با زمان ۲۳٫۰۰ ثانیه به مقام قهرمانی رسید و رکورد ملی این ماده را نیز شکست.
این ورزشکار بلوچ که این روزها یکی از امیدهای اصلی دوومیدانی زنان ایران به شمار میرود، هدف خود را ادامه روند پیشرفت، حضور موفق در بازیهای آسیایی ناگویا ۲۰۲۶ و کسب سهمیه و افتخارآفرینی در رقابتهای جهانی عنوان کرده است.
از دیگر افتخارات وی میتوان به شکستن رکورد ۱۴ ساله دوی ۴۰۰ متر زنان ایران در مسابقات جایزه بزرگ بندرترکمن (اردیبهشت ۱۴۰۵) با ثبت زمان ۵۱٫۹۷ ثانیه و عبور از رکورد پیشین مریم طوسی و همچنین مدال نقره مسابقات دوومیدانی داخل سالن قهرمانی آسیا ۲۰۲۶ در چین، در ماده ۴۰۰ متر، با ثبت زمان ۵۴٫۱۸ ثانیه که بهترین عملکرد تاریخ ایران در این رقابتها برای او محسوب میشود، اشاره کرد.
توضیح: تصاویر مربوط به نایب قهرمانی زهرا زارعی در مسابقات قهرمانی داخل سالن آسیا در چین می باشد.
#برمش_صدای_زنان_بلوچستان
Bramsh-Balochistan woman’s voice
تلاش برای دستیابی به برابری جنسیتی و رفع هر گونه تبعیض و پیشبرد فعالیتها بر بنیاد حقوق بشر سازمان ملل میتوانید از طریق لینک های زیر با بِرَمْش همراه باشید:
“یعقوب مهرنهاد” قلم بلوچستان که هیچگاه خاموش نخواهد شد
برمش/ امروز یکشنبه ۱۴ مرداد ماه ۱۴۰۳، سالگرد اعدام “یعقوب مهرنهاد” فعال مدنی، روزنامهنگار و وبلاگنویس بلوچ است که به دلیل فعالیتهایش در زمینه حقوق بشر و حقوق ملتها، به ویژه حقوق مردم بلوچ، شناخته شده است. او بنیانگذار و دبیرکل «انجمن جوانان صدای عدالت» بود که یک سازمان غیردولتی متمرکز بر مسائل اجتماعی و فرهنگی بلوچستان بود.
مهرنهاد در فعالیتهای خود به نقدهای جدی و صریح از سیاستهای دولت جمهوری اسلامی ایران پرداخت و تلاش کرد تا صدای مردم بلوچ را به گوش جهانیان برساند. این فعالیتها باعث شد که او بارها تحت فشار و تهدید قرار گیرد. نهایتاً، یعقوب مهرنهاد در سال ۱۳۸۶ توسط نیروهای امنیتی ایران دستگیر و به اتهاماتی از قبیل «وبلاگ نویسی و همکاری با گروههای معاند» محاکمه شد.
محاکمه مهرنهاد به شدت مورد انتقاد سازمانهای بینالمللی حقوق بشر قرار گرفت که معتقد بودند وی به دلیل فعالیتهای مسالمتآمیز و بیان آزادانه نظراتش، دستگیر و محکوم شده است. با وجود درخواستهای متعدد برای تجدید نظر در حکم و توقف اجرای آن، یعقوب مهرنهاد در تاریخ ۱۴ مرداد ۱۳۸۷ اعدام شد.
یاد و خاطره یعقوب مهرنهاد به عنوان یک مدافع حقوق بشر و فردی که جان خود را در راه مبارزه برای عدالت و آزادی فدا کرد، همچنان در اذهان مردم و مدافعان حقوق بشر باقی مانده است. سالگرد اعدام او، نمادی از مقاومت و پایداری در برابر سرکوب و ظلم است و همواره یادآور اهمیت حفاظت از حقوق بشر و آزادی بیان خواهد بود.
#برمش_صدای_زنان_بلوچستان
Bramsh-Balochistan woman’s voice
تلاش برای دستیابی به برابری جنسیتی و رفع هر گونه تبعیض و پیشبرد فعالیتها بر بنیاد حقوق بشر سازمان ملل میتوانید از طریق لینک های زیر با بِرَمْش همراه باشید:
برمش/ از ۱ تا ۷ اوت هر سال، جهان «هفته جهانی ترویج تغذیه با شیر مادر» را گرامی میدارد. این مناسبت از سال ۱۹۹۲ به ابتکار «ائتلاف جهانی اقدام برای تغذیه با شیر مادر» (WABA) پایهگذاری شد و زمان برگزاری آن به مناسبت سالگرد تصویب «اعلامیه اینوسنتی» در سال ۱۹۹۰ انتخاب شد؛ بیانیهای که با حمایت سازمان جهانی بهداشت (WHO) و یونیسف، بر اهمیت حمایت از تغذیه با شیر مادر و بهبود سلامت مادران و کودکان در سراسر جهان تأکید دارد.
شیر مادر تنها یک منبع تغذیه نیست، بلکه یکی از بنیادیترین حقوق هر کودک برای برخورداری از آغازی سالم در زندگی و یکی از حقوق اساسی زنان برای دریافت حمایتهای بهداشتی، اجتماعی و اقتصادی است. بر اساس توصیه سازمان جهانی بهداشت، نوزادان باید در شش ماه نخست زندگی به طور انحصاری از شیر مادر تغذیه شوند و پس از آن نیز در کنار غذای کمکی، شیردهی تا دو سالگی یا بیشتر ادامه یابد.
با وجود این، میلیونها زن در سراسر جهان همچنان برای شیردهی با موانع اجتماعی و ساختاری روبهرو هستند. در بسیاری از کشورها، مادران هنگام شیردهی در اماکن عمومی با نگاههای تحقیرآمیز، سرزنش یا حتی جلوگیری از شیردهی مواجه میشوند. در حالی که تغذیه کودک یک نیاز طبیعی و حقی بنیادین است، بسیاری از زنان ناچار میشوند از ترس قضاوت دیگران، شیردهی را به تعویق بیندازند یا از حضور در فضاهای عمومی خودداری کنند.
محیطهای کاری نیز برای بسیاری از مادران به مانعی در ادامه شیردهی تبدیل شده است. نبود مرخصی زایمان کافی، نداشتن زمان مناسب برای شیردهی یا دوشیدن شیر، فقدان اتاقهای اختصاصی و بهداشتی، نبود امکانات نگهداری شیر و نگرشهای تبعیضآمیز در برخی محیطهای کاری، سبب میشود بسیاری از زنان برخلاف میل خود شیردهی را زودتر از زمان توصیهشده متوقف کنند. ایجاد محیطهای کاری دوستدار مادر و کودک، فراهم کردن امکانات لازم و حمایت از زنان شاغل، بخشی از تعهد دولتها و کارفرمایان به رعایت حقوق بشر و برابری جنسیتی است.
در بسیاری از مناطق محروم، از جمله بلوچستان، این مشکلات با فقر، سوءتغذیه، کمبود امکانات درمانی، نبود مراقبتهای کافی در دوران بارداری و پس از زایمان و دسترسی محدود به خدمات بهداشتی دوچندان میشود. بسیاری از مادران در چنین مناطقی از ابتداییترین خدمات سلامت و حمایتهای تغذیهای محروم هستند و این وضعیت، سلامت آنان و آینده کودکانشان را به طور مستقیم تهدید میکند.
هفته جهانی ترویج تغذیه با شیر مادر یادآور این واقعیت است که سلامت مادر و کودک، امتیازی ویژه نیست، بلکه حقی بنیادین است. دولتها موظفاند با رفع تبعیض، گسترش خدمات بهداشتی، حمایت از مادران در محیطهای عمومی و محل کار و تضمین دسترسی برابر به خدمات سلامت، شرایطی فراهم کنند که هیچ مادری به دلیل فقر، تبعیض یا نبود حمایت، از حق شیردهی و هیچ کودکی از حق برخورداری از بهترین آغاز ممکن در زندگی محروم نشود.
#برمش_صدای_زنان_بلوچستان
Bramsh-Balochistan woman’s voice
تلاش برای دستیابی به برابری جنسیتی و رفع هر گونه تبعیض و پیشبرد فعالیتها بر بنیاد حقوق بشر سازمان ملل میتوانید از طریق لینک های زیر با بِرَمْش همراه باشید:
تداوم خاموشیها در گرمای طاقتفرسای چابهار؛ سلامت کودکان و سالمندان در معرض خطر
برمش/ امروز شنبه ۱۰ مرداد ماه ۱۴۰۵، گزارشهای دریافتی از شهرک بهار چابهار حاکی از قطعی گسترده و مکرر برق از حدود ساعت ۱۳ امروز است. به گفته ساکنان، برق این منطقه تنها برای دقایقی وصل شده و بار دیگر قطع میشود؛ وضعیتی که علاوه بر مختل کردن زندگی روزمره، موجب آسیب دیدن وسایل سرمایشی و خسارتهای مالی به شهروندان شده است.
این خاموشیها در شرایطی رخ میدهد که چابهار و دیگر مناطق بلوچستان روزهای بسیار گرم تابستان را سپری میکنند و دسترسی به وسایل سرمایشی برای بسیاری از خانوادهها یک ضرورت حیاتی است، نه یک امکان رفاهی. ادامه قطعی برق در چنین شرایطی میتواند سلامت کودکان، سالمندان، بیماران، زنان باردار و افراد دارای بیماریهای زمینهای را با خطراتی مانند گرمازدگی، کمآبی و تشدید بیماریها روبهرو کند.
شهروندان همچنین از خسارتهای ناشی از نوسانات برق به وسایل برقی و سرمایشی خبر میدهند؛ خسارتهایی که در سایه مشکلات اقتصادی، فشار مضاعفی بر خانوادهها وارد میکند. قطع برق علاوه بر تهدید سلامت عمومی، نگهداری داروهای حساس به دما، فعالیت مراکز درمانی و زندگی روزمره ساکنان را نیز با اختلال مواجه میسازد.
قطع مکرر برق در بلوچستان طی سالهای اخیر بارها با اعتراض شهروندان همراه بوده است. با وجود گرمای شدید و شرایط اقلیمی خاص این منطقه، بسیاری از ساکنان همچنان از نبود زیرساختهای پایدار و تداوم خاموشیها گلایه دارند.
دسترسی به برق پایدار، بهویژه در مناطق گرمسیر، از الزامات بهرهمندی از حق سلامت و برخورداری از استاندارد مناسب زندگی است. تداوم خاموشیها در اوج گرمای تابستان، بدون اتخاذ تدابیر مؤثر برای حفاظت از جان و سلامت شهروندان، نگرانیهای جدی حقوق بشری درباره وضعیت ساکنان بلوچستان ایجاد کرده است.
#برمش_صدای_زنان_بلوچستان
Bramsh-Balochistan woman’s voice
تلاش برای دستیابی به برابری جنسیتی و رفع هر گونه تبعیض و پیشبرد فعالیتها بر بنیاد حقوق بشر سازمان ملل میتوانید از طریق لینک های زیر با بِرَمْش همراه باشید:
طلای تفتان؛ ثروتی که برای بلوچستان ویرانی به ارمغان آورده است
برمش/ معدن طلای تفتان، به جای آنکه به موتور توسعه و آبادانی بلوچستان تبدیل شود، به نمادی از ویرانی، محرومیت و بیعدالتی بدل شده است. در سرزمینی که یکی از ارزشمندترین ذخایر معدنی ایران را در خود جای داده، مردم بلوچ همچنان با فقر، کمبود آب، بیکاری و محرومیت از ابتداییترین امکانات زندگی دستوپنجه نرم میکنند.
انفجارهای مداوم در معدن طلای تفتان، خانههای مسکونی روستاهای اطراف را دچار ترکخوردگی و تخریب کرده است. شدت این انفجارها به اندازهای بوده که برخی از خانوادهها ناچار شدهاند خانههای خود را ترک کنند و شماری از ساختمانها نیز در معرض ریزش قرار گرفتهاند. با وجود اعتراضهای مکرر مردم، تاکنون هیچ اقدام مؤثری برای جبران خسارتها یا جلوگیری از ادامه این وضعیت انجام نشده است.
بیش از دوازده سال از آغاز استخراج طلا در تفتان میگذرد، اما نتیجه آن برای مردم بومی نه اشتغال پایدار بوده، نه توسعه زیرساختها و نه بهبود کیفیت زندگی. در مقابل، خشک شدن چشمهها، تخریب محیطزیست، آسیب به کشاورزی و دامداری، نابودی منابع طبیعی و اکنون تخریب خانههای مردم، تنها بخشی از پیامدهایی است که ساکنان منطقه با آن روبهرو هستند.
تفتان امروز تصویری روشن از واقعیتی تلخ در بلوچستان است؛ سرزمینی سرشار از طلا و دیگر ذخایر معدنی که ثروتش به بهبود زندگی صاحبان اصلی آن منجر نشده، بلکه مردمش همچنان در فقر و محرومیت زندگی میکنند و حتی امنیت خانههایشان نیز در سایه فعالیتهای معدنی از بین رفته است. برای بسیاری از ساکنان، سهم بلوچستان از معادنش نه آبادانی، بلکه ویرانی و از دست رفتن منابع طبیعی و شیوه زندگی مردم بومی بوده است.
#برمش_صدای_زنان_بلوچستان
Bramsh-Balochistan woman’s voice
تلاش برای دستیابی به برابری جنسیتی و رفع هر گونه تبعیض و پیشبرد فعالیتها بر بنیاد حقوق بشر سازمان ملل میتوانید از طریق لینک های زیر با بِرَمْش همراه باشید:
مشاهدات میدانی سازمان برمش: بحران درمان در بلوچستان از آمارهای رسمی نیز فراتر رفته است
برمش/ روز دوشنبه ۵ مرداد ۱۴۰۵، پایگاه خبری اقتصادنیوز در گزارشی با عنوان «قسطی شدن درمان؛ الان درمان کن، بعداً پرداخت کن» نوشت که همزمان با تشدید فشارهای اقتصادی، پرداخت اقساطی در بازار سلامت ایران به پدیدهای رو به گسترش تبدیل شده است. بر اساس این گزارش، خدماتی مانند دندانپزشکی، فیزیوتراپی، رواندرمانی، آزمایش و حتی خرید دارو و مکملها بهصورت اقساطی یا اعتباری ارائه میشوند. اقتصادنیوز همچنین گزارش داد که بسیاری از بیماران برای کاهش هزینهها بر سر مبلغ ویزیت با پزشکان چانهزنی میکنند و یا بخشی از روند درمان خود را به تعویق میاندازند؛ وضعیتی که نشاندهنده کاهش شدید توان مالی خانوارها و تأثیر مستقیم بحران اقتصادی بر دسترسی مردم به خدمات درمانی است.
با این حال، بر اساس اطلاعاتی که به دست سازمان برمش رسیده است حاکی از این است که شرایط در بلوچستان بهمراتب وخیمتر از تصویری است که آمارهای سراسری از ایران ارائه میدهند. بر اساس یافتههای این سازمان، شمار زیادی از شهروندان بلوچ به دلیل ناتوانی مالی و نداشتن بیمه سلامت اساساً از مراجعه به پزشک صرفنظر میکنند و بسیاری دیگر هنگام مراجعه به داروخانه، تنها بخشی از داروهای تجویزشده را خریداری میکنند؛ زیرا پول همراهشان کفاف تهیه همه اقلام نسخه را نمیدهد.
گفتنی است بیماران مبتلا به بیماریهای خاص، از جمله بیماران پروانهای، مبتلایان به اماس و دیگر بیماریهای مزمن، بیشترین فشار را از بحران دارویی در بلوچستان متحمل میشوند. بر اساس یافتههای سازمان برمش، بسیاری از داروهای حیاتی این بیماران یا اصلاً در داروخانههای بلوچستان یافت نمیشوند یا تنها بهندرت در دسترس قرار میگیرند. همین کمبود، بسیاری از خانوادهها را ناچار کرده است داروهای مورد نیاز خود را با قیمتهایی چندین برابر نرخ رسمی از بازار آزاد تهیه کنند؛ هزینهای که برای بسیاری از بیماران و خانوادههای کمدرآمد غیرقابل تأمین است و در مواردی به وقفه در درمان یا تشدید وضعیت جسمانی آنان منجر میشود.
#برمش_صدای_زنان_بلوچستان
Bramsh-Balochistan woman’s voice
تلاش برای دستیابی به برابری جنسیتی و رفع هر گونه تبعیض و پیشبرد فعالیتها بر بنیاد حقوق بشر سازمان ملل میتوانید از طریق لینک های زیر با بِرَمْش همراه باشید: