قتل یک دختر نوجوان بلوچ در قلعهگنج؛ خشونتی دیگر در سایه مردسالاری
برمش/ شامگاه چهارشنبه ۱۴ آبان ماه ۱۴۰۴، یک دختر نوجوان بلوچ به نام سوسن چهارشنبهپور، ۱۸ ساله و اهل شهر رمشک از توابع شهرستان قلعهگنج، بر اثر تیراندازی مستقیم برادرش جان خود را از دست داد.
گفتنی است این حادثه در پی اختلاف خانوادگی بر سر ازدواج رخ داده است. سوسن قصد داشته با پسری که پیشتر برای خواستگاریاش آمده بود ازدواج کند، اما برادرش با این ازدواج مخالفت کرده و پس از مشاجره، با شلیک دو گلوله مستقیم جان خواهرش را گرفت و سپس از محل متواری شده است.
این حادثه نمونهای دیگر از خشونت علیه زنان بلوچ در محیط خانوادگی و مردسالارانه است که پیامدهای اجتماعی و روانی گستردهای دارد. زنان نوجوان، بهویژه در مناطق محروم بلوچستان، همواره در معرض کنترل شدید خانواده و محدودیتهای ازدواج و انتخاب شریک زندگی قرار دارند.
فعالان مدنی و حقوق بشری این حادثه را نماد استمرار خشونت سیستماتیک و فقدان حمایت قانونی مؤثر از زنان بلوچ میدانند و خواستار پیگیری سریع و محاکمه عاملان چنین جنایاتی شدهاند.
#برمش_صدای_زنان_بلوچستان
Bramsh-Balochistan woman’s voice
تلاش برای دستیابی به برابری جنسیتی و رفع هر گونه تبعیض و پیشبرد فعالیتها بر بنیاد حقوق بشر سازمان ملل میتوانید از طریق لینک های زیر با بِرَمْش همراه باشید:
برمش/ خبرگزاری «گاردین» در گزارشی تازه به وضعیت دردناک گُلی کوهکن پرداخته است. دختر جوان بلوچ که در سن ۱۲ سالگی مجبور به ازدواج شد و اکنون پس از سالها تحمل خشونت خانگی، با خطر اجرای حکم اعدام روبهروست، مگر آنکه بتواند مبلغی سنگین ۱۰ میلیار تومان (۸۰ هزار پوند) را بهعنوان دیه به خانواده همسرش بپردازد.
گُلی در ۱۸ سالگی بازداشت شد، او گفته بود سالها قربانی خشونت بوده و در روز حادثه وقتی همسرش فرزند کوچکشان را کتک میزد، از یکی از بستگان کمک خواسته و در درگیری ناگهانی، همسرش جان باخته است. او در حالی بازجویی شد که سواد نداشت و وکیلی در کنارش نبود در همان شرایط مجبور به اعتراف شد.
طبق قوانین ایران، خانواده مقتول میتواند حکم قصاص را ببخشد و مجازات را به دیه تبدیل کند. اما برای گُلی، که خانوادهاش از نظر مالی ناتواناند جمعآوری این مبلغ تقریباً غیرممکن است. در صورت تأمین دیه او میتواند از اعدام نجات یابد هرچند احتمال دارد ارتباطش با فرزندش را از دست بدهد کودکی که اکنون نزد خانواده پدریاش زندگی میکند.
این پرونده تنها داستان یک نفر نیست، بلکه بازتابی از چالشهایی است که بسیاری از زنان در مناطق کمبرخوردار ایران با آن روبهرو هستند از ازدواجهای زودهنگام تا فقر، محرومیت از آموزش و محدودیت در دسترسی به عدالت.
زیبا بختیاری، فعال حقوق زنان بلوچ و عضو سازمان برمش، در گفتوگویی دربارهی این پرونده میگوید:
«گُلی کوهکن نماد صدها دختر و زنی است که در سکوت رنج میکشند. ریشهی مشکل در فقر، تبعیض و نبود حمایت اجتماعی است. تا زمانی که آموزش، عدالت و فرصتهای برابر برای همهی دختران ایران فراهم نشود، چنین تراژدیهایی تکرار میشود.»
این سخن بازتاب واقعیتی تلخ است: زنان در بسیاری از نقاط کشور، بهویژه در مناطق دور از مرکز، با فشارهای اقتصادی، فرهنگی و حقوقی روبهرو هستند. با وجود این، صدای آنها کمکم شنیده میشود؛ صدایی که از مرز قومیت و مذهب میگذرد و به پیام مشترکی میرسد حق زیستن، حق آموختن و حق داشتن انتخاب.
بر اساس معیارهای بینالمللی حقوق بشر، اجرای حکم اعدام برای افرادی که در کودکی مرتکب جرم شدهاند، نقض آشکار قوانین جهانی است. نهادهای بینالمللی بارها از ایران خواستهاند تا چنین احکامی را لغو کند و از رویکردهایی استفاده کند که بازسازی زندگی را جایگزین مجازات مرگ سازد.
#برمش_صدای_زنان_بلوچستان
Bramsh-Balochistan woman’s voice
تلاش برای دستیابی به برابری جنسیتی و رفع هر گونه تبعیض و پیشبرد فعالیتها بر بنیاد حقوق بشر سازمان ملل میتوانید از طریق لینک های زیر با بِرَمْش همراه باشید:
کاهش کمکهای مالی دولتها، ضربهای سنگین به برنامههای مقابله با خشونت علیه زنان
برمش/ سازمان ملل متحد هشدار داده است که کاهش گسترده کمکهای مالی از سوی دولتها، باعث توقف یا تعطیلی بسیاری از برنامههای حمایت از زنان و دختران در برابر خشونت شده است.
به گزارش سازمان زنان ملل متحد (UN Women)، کاهش بودجه بهویژه در حوزه حقوق بشر و کمکهای بشردوستانه، تأثیر مستقیمی بر فعالیت نهادهایی داشته که در سالهای گذشته برای حمایت از قربانیان خشونت فعالیت میکردند. یکی از مهمترین عوامل این کاهش، کاهش شدید کمکهای مالی دولت ایالات متحده در دوران ریاستجمهوری دونالد ترامپ عنوان شده است.
در یک بررسی انجامشده از ۴۲۸ نهاد حقوق بشری، بخش بزرگی از این نهادها اعلام کردهاند که بهدلیل کمبود منابع مالی، ناچار به کاهش فعالیت یا توقف کامل برنامههای خود شدهاند.
سازمان ملل همچنین هشدار داده است که در صورت تداوم این وضعیت، بسیاری از پناهگاهها، مراکز مشاوره و برنامههای آموزشی در کشورهای آفریقایی و آمریکای لاتین بهطور کامل از بین خواهند رفت. این وضعیت میتواند به بازگشت جامعه به عقب و از بین رفتن دستاوردهای دو دهه گذشته در زمینه برابری جنسیتی منجر شود.
طبق برآورد این سازمان، یکسوم زنان جهان در طول زندگی خود دستکم یکبار خشونت جسمی یا جنسی را تجربه میکنند و در اغلب موارد، این خشونت از سوی شریک زندگی آنها رخ میدهد. نهادهای حقوق بشری همچنین از افزایش مصونیت عاملان خشونت و عادیشدن این پدیده در برخی جوامع خبر دادهاند.
سازمان ملل خواستار بازنگری فوری دولتها در سیاستهای حمایتی شده و تأکید کرده است که تداوم این روند، جان و امنیت میلیونها زن و دختر را به خطر میاندازد.
#برمش_صدای_زنان_بلوچستان
Bramsh-Balochistan woman’s voice
تلاش برای دستیابی به برابری جنسیتی و رفع هر گونه تبعیض و پیشبرد فعالیتها بر بنیاد حقوق بشر سازمان ملل میتوانید از طریق لینک های زیر با بِرَمْش همراه باشید:
برمش/ در مرزهای خشک و داغ بلوچستان، جایی که زمین تشنه است و زندگی با رنج آمیخته شده، دو زن سالخورده و تنها برای تأمین نان شب، بطری کوچکی از بنزین در دست داشتند. اما نیروهای نظامی، نه فقر را دیدند، نه چهره چروکخورده آنان را؛ لگد زدند، فریاد کشیدند، و شرافت زن بلوچ را در برابر چشم جهان به خاک انداختند.
این حادثه در اول آبان ۱۴۰۴ در پایانه مرزی میلک هیرمند رخ داد؛ جایی که فقر و بیکاری آنقدر ریشه دوانده که زنان سالخورده ناچار شدهاند برای بقا، کولبری و فروش چند لیتر سوخت را بر دوش بکشند. اما در کشوری که فقر جرم است و قدرت مصونیت، این زنان نه قربانی شرایط، که مجرم شناخته میشوند.
آنچه در میلک اتفاق افتاد، فقط توهین به دو زن نبود؛ توهین به مفهوم انسانیت بود. وقتی سربازی با لباس رسمی دولت، به پیرزنی که نان ندارد لگد میزند، ما با یک حادثه ساده روبهرو نیستیم؛ این نمادی است از فروریختن اخلاق، نابودی کرامت و شکست وجدان جمعی.
در همان سرزمینی که مسیرهای اصلی قاچاق سوخت در اختیار مافیاهای وابسته به نهادهای نظامی است، زنان و مردان فقیر بلوچ برای حمل یک بطری بنزین، تحقیر و کتک میخورند. این تناقض تلخ، چهره واقعی حکومتی را نشان میدهد که قانون را فقط برای ضعیفان به کار میگیرد و قدرت را سپر مجرمان سازمانیافته میکند.
سالهاست که وعده “برخورد با خاطیان” تکرار میشود، اما نتیجه همیشه یکی است: سکوت، انکار و پاک کردن رد حقیقت. مردم بلوچستان دیگر به این وعدهها باور ندارند. زیرا عدالت، اگر از دل مردم نیاید، از بالا هرگز نخواهد آمد.
در نظامی که تبعیض ساختاری، فقر و نابرابری را ابزار کنترل کرده است، تحقیر زنان فقیر تنها بخشی از سیاست بزرگتری است: شکستن عزت مردم تا سکوتشان را بخرد. اما هر لگدی بر پیکر پیرزنی در مرز، ضربهای بر وجدان ملی است؛ و هر توهینی، جرقهای برای بیداری.
این زنان تنها کولبر نبودند، آنها تصویر تمام مادرانی هستند که با دستان خالی فرزندانشان را بزرگ کردند، نان ساختند، دعا خواندند، و حالا با همان دستان لرزان، سوخت میفروشند تا زنده بمانند.
عدالت اگر واقعی است، باید از مرز میلک آغاز شود. از همانجا که فقر، جرم نامیده میشود و قدرت، بیگناه و تا روزی که مردم بلوچ با صدای بلند فریاد نزنند «کرامت انسانی خط قرمز ماست»، این چرخهی تحقیر ادامه خواهد داشت.
#برمش_صدای_زنان_بلوچستان
Bramsh-Balochistan woman’s voice
تلاش برای دستیابی به برابری جنسیتی و رفع هر گونه تبعیض و پیشبرد فعالیتها بر بنیاد حقوق بشر سازمان ملل میتوانید از طریق لینک های زیر با بِرَمْش همراه باشید:
درد بی پایان خشونت خانگی، زنان بلوچی که قربانی مردسالاری می شوند
برمش/ قتلهای اخیر زنان بلوچ، مانند ساجده سندکزهی در خاش و ریحانه درزاده در نیکشهر، بار دیگر درد بیپایان خشونت خانگی را در بلوچستان آشکار کرد. زنانی که هنوز جوان بودند، با کودکانی در آغوش که قربانی مردسالاری و ساختاری شدند که سالها به حقوق و کرامت آنان بیتوجه بوده است.
این اتفاقها نشان میدهد که خشونت خانگی فقط یک حادثه شخصی نیست؛ این یک بحران اجتماعی است که هر روز در گوشه و کنار خانهها، کوچهها و روستاها رخ میدهد و همه ما را متاثر میکند. زنان بلوچ زمانی ستون خانواده و جامعه بودند و احترام به کرامت آنها بخشی از شرافت مردان به شمار میرفت. امروز اما فقر، مردسالاری مذهبی و فقدان آموزش باعث شده است زن نه تنها محور زندگی، بلکه هدف خشونت و سلطه باشد.
خشونت خانگی در بلوچستان حاصل ترکیبی از فقر، محرومیت آموزشی و مردسالاری تحمیلی است. مردانی که خود در فقر و ناامنی بزرگ شدهاند، سلطه را در خانه تجربه میکنند و زنان قربانی این چرخه میشوند. زنان نوجوان یا جوان، درگیر ازدواجهای اجباری یا اجباری اقتصادی شدهاند و هیچ حمایت مؤثری از آنها وجود ندارد.
قتل ساجده و ریحانه نه تنها جانشان را گرفت، بلکه پیامدهای اجتماعی گستردهای بر جای گذاشت:
زنان اعتماد خود به نزدیکان و جامعه را از دست میدهند.
کودکان شاهد خشونت، خشونت را الگویی طبیعی میبینند و این چرخه در نسلهای بعد ادامه مییابد.
ارزشهای اخلاقی و کرامت انسانی در جامعه آسیب میبیند و فروپاشی فرهنگی و روانی رخ میدهد.
قتلهای ساجده و ریحانه، فریاد خاموش جامعهای است که در آن خشونت علیه زنان به بخشی از زندگی تبدیل شده است. اگر مردم امروز دست به اقدام نزنند، فردا قربانیان بیشتری خواهند بود. این تغییر، از خانهها و دلهای مردم شروع میشود، نه از دستورالعملهای دولت و حکومتی که مردم ما را در بدترین شرایط، از لحاظ سواد، آموزش، امنیت، و حتی حق زندگی، تحت فشار و تهدید قرار داده است.
سالها است که فقر، محرومیت آموزشی و قوانین مردسالارانه، زنان بلوچ را در برابر خشونت آسیبپذیر کرده است. مردانی که در چنین ساختاری رشد کردهاند، خشونت را ابزار قدرت و کنترل میدانند و زنانی که باید محور خانواده باشند، به قربانی تبدیل شدهاند. هر روز که سکوت ادامه یابد، این چرخه خشونت عمیقتر میشود و نسلهای بعد را نیز تحت تاثیر قرار میدهد.
تغییر واقعی زمانی رخ میدهد که خود مردم، از خانه و جامعه کوچک خود شروع کنند: آموزش و گفتگو درباره حقوق زنان، حمایت از قربانیان خشونت، بازتعریف غیرت و مردانگی به معنای احترام و مسئولیت، و توانمندسازی اقتصادی زنان. هر اقدام کوچک محلی، هر صدای حمایتگر، و هر روایت ثبت شده از زنان قربانی میتواند موجی از تغییر ایجاد کند و چرخه خشونت را بشکند.
این مسیر، مسیر مردمی است، مسیر دلها و وجدانها، و تنها راهی است که میتواند کرامت زن را بازگرداند و جامعه بلوچ را از فروپاشی اخلاقی و روانی نجات دهد. سکوت دیگر جایی ندارد؛ حالا وقت بیداری و اقدام است.
#برمش_صدای_زنان_بلوچستان
Bramsh-Balochistan woman’s voice
تلاش برای دستیابی به برابری جنسیتی و رفع هر گونه تبعیض و پیشبرد فعالیتها بر بنیاد حقوق بشر سازمان ملل میتوانید از طریق لینک های زیر با بِرَمْش همراه باشید:
برمش/ روز شنبه ۲۶ مهرماه ۱۴۰۴، یک زن جوان بلوچ به نام ریحانه درزاده، فرزند عبدالرحمن و مادر دو دختر خردسال، در روستای شگیم بالا از توابع شهرستان نیکشهر، بر اثر خفگی به دست همسرش به قتل رسیده است.
گفتنی است این حادثه در پی اختلاف خانوادگی میان زن و شوهر و پس از درگیری لفظی بر سر تحویل ندادن طلاهای شخصی ریحانه رخ داده است. همسر وی که قصد ازدواج مجدد داشته، پس از مخالفت ریحانه او را مورد ضرب و جرح قرار داده و در ادامه با دستان خود خفه کرده است.
قاتل پس از ارتکاب جرم، جسد همسرش را در اتاق خواب رها کرده و حدود ساعت ۴ صبح با این ادعا که «ریحانه بیهوش شده»، خانواده خود را به خانه فراخوانده است. با حضور بستگان و اطلاع اهالی روستا، موضوع به پلیس گزارش داده شده و همسر مقتول به عنوان مظنون اصلی بازداشت شده است.
پیکر ریحانه درزاده روز بعد به پزشکی قانونی چابهار منتقل شد. طبق گزارش رسمی، علت مرگ خفگی اعلام گردیده است. تحقیقات قضایی دربارهی این پرونده همچنان در جریان است.
ریحانه تنها ۲۳ سال داشت و دو دختر خردسال از او به جا مانده است.
این حادثه تازهترین نمونه از افزایش نگرانکنندهی خشونت خانگی علیه زنان در بلوچستان است؛ پدیدهای که ریشه در فقر، نبود حمایتهای قانونی مؤثر و ساختار مردسالار جامعه دارد.
#برمش_صدای_زنان_بلوچستان
Bramsh-Balochistan woman’s voice
تلاش برای دستیابی به برابری جنسیتی و رفع هر گونه تبعیض و پیشبرد فعالیتها بر بنیاد حقوق بشر سازمان ملل میتوانید از طریق لینک های زیر با بِرَمْش همراه باشید:
ضرب و شتم دو زن سالمند بلوچ در پایانه مرزی میلک واقع توسط یک سرباز وظیفه
برمش/ امروز پنجشنبه ۱ آبان ماه ۱۴۰۴، دو زن سالمند بلوچ در پایانه مرزی میلک واقع در شهرستان هیرمند، توسط یک سرباز وظیفه مورد ضرب و شتم و فحاشی قرار گرفتند.
در تصاویر منتشر شده مشخص است که دو زن سالمند بر روی زمین افتادند و یکی از سربازان به یکی از آنها لگد زده و به هردو توهین و فحاشی میکنند و در حالی که یکی از افراد تلاش دارد مانع از ادامه حمله شوند، اما سرباز با پرخاشگری به او نیز واکنش نشان میدهد.
از هویت این دو زن تا زمان تنظیم گزارش اطلاعی در دسترس نیست.
این حد از خشونت در حالی اتفاق می افتد که این دو پیرزن از سر فقر و ناچاری مجبور به فروش چند لیتر بنزین برای تهیه لقمه ای نان شده اند. سیاستهای تبعیض آمیز رژیم ایران در مناطق مرزی منجر به گسترش فقر و روی آوردن شهروندان مرزنشین به مشاغل کاذبی همچون دستفروشی و سوختبری شده است و این سیاستها همواره منجر به جفای مضاعف بر زنان و کودکان می شود که به دلیل فقر از یکسو مجبور به انجام کارهای کاذب می شوند و از سویی دیگر توسط نیروهای رژیم جمهوری اسلامی ایران مورد ضرب و شتم و تحقیر قرار می گیرند.
#برمش_صدای_زنان_بلوچستان
Bramsh-Balochistan woman’s voice
تلاش برای دستیابی به برابری جنسیتی و رفع هر گونه تبعیض و پیشبرد فعالیتها بر بنیاد حقوق بشر سازمان ملل میتوانید از طریق لینک های زیر با بِرَمْش همراه باشید:
برمش/ حادثه تلخ ایرانشهر، که در آن یک زن جوان جان باخت و زنی دیگر زخمی شد، بار دیگر نشان داد که رسم تیراندازی در مراسمهای شادی و عزا نهتنها سنتی نادرست، بلکه تهدیدی مستقیم علیه جان انسانها و امنیت عمومی است. این اتفاقها دیگر «تصادف» نیستند، بلکه نتیجه تداوم بیقانونی، سهلانگاری و نبود فرهنگسازی در برابر دسترسی آسان به سلاح در برخی مناطق کشور هستند.
در بسیاری از شهرهای بلوچستان، تیراندازی در مراسمها نوعی «نمایش مردانگی و شادی» تلقی میشود، اما در عمل تبدیل به آیین مرگ و اندوه شده است. هر سال دهها خانواده به دلیل همین رسم اشتباه داغدار میشوند؛ قربانیانی که اغلب زن و کودکاند و هیچ نقشی در حادثه ندارند.
چندین پیشنهاد برای تغییر و پیشگیری در این امر تا شاهد همچنین فاجعه تاسف باری نباشیم:
۱- نهادهای فرهنگی، رسانهها و فعالان اجتماعی باید در جهت تغییر نگرش عمومی نسبت به «تیراندازی در مراسم» اقدام کنند؛ استفاده از الگوهای محلی، روحانیون و بزرگان طوایف برای آگاهیبخشی میتواند مؤثر باشد.
۲-برخورد قانونی با تیراندازی در مراسمها باید جدیتر و بازدارندهتر شود. عدم پیگیری مؤثر از سوی مسئولان باعث شده این رفتار پرخطر به عادت اجتماعی بدل شود.
۳- موسیقی محلی، رقصهای آیینی، یا آتشبازیهای ایمن میتوانند جایگزینی بیخطر و زیباتر برای این رسم خطرناک باشند.
در نهایت، حادثه ایرانشهر تنها یک تراژدی خانوادگی نیست، بلکه هشداری اجتماعی است: تا زمانی که جامعه در برابر سنتهای خطرناک سکوت کند، هر جشن میتواند به سوگ بدل شود.
#برمش_صدای_زنان_بلوچستان
Bramsh-Balochistan woman’s voice
تلاش برای دستیابی به برابری جنسیتی و رفع هر گونه تبعیض و پیشبرد فعالیتها بر بنیاد حقوق بشر سازمان ملل میتوانید از طریق لینک های زیر با بِرَمْش همراه باشید:
برمش/ ۱۸ اکتبر روز جهانی یائسگی است. یائسگی یکی از مراحل طبیعی در زندگی زنان است، اما در جامعه ایران همچنان با سکوت، شرم و ناآگاهی همراه است. بسیاری از زنان در این دوره حساس، نهتنها با چالشهای جسمی و روانی روبهرو هستند، بلکه با نگاههای قضاوتگر و فضای فرهنگی مردسالار نیز مواجه میشوند.
در بسیاری از فرهنگهای غالب، زنان پس از پایان دوران باروری، نادیده گرفته میشوند و ارزش اجتماعی آنها کاهش مییابد. چنین نگرشی باعث میشود که زنان یائسه احساس انزوا، افسردگی، و طردشدگی کنند. تغییرات هورمونی مانند گرگرفتگی، اختلالات خواب، و نوسانات خلقی نیز بدون حمایت و آگاهی، فشار مضاعفی بر آنها وارد میکند.
نبود آموزش عمومی، عدم دسترسی به منابع اطلاعاتی علمی و محرومیت از خدمات مشاورهای باعث شده زنان نتوانند با آرامش و آمادگی وارد این مرحله شوند. بسیاری از آنها حتی در درون خانواده یا نزد پزشکان نیز نمیتوانند آزادانه درباره مشکلاتشان صحبت کنند.
کارشناسان تأکید میکنند که باید تابوی یائسگی شکسته شود و آموزش، آگاهیرسانی و حمایت روانی در دستور کار قرار گیرد. یائسگی پایان زن بودن نیست، بلکه آغاز فصلی جدید در زندگی است؛ فصلی که شایسته احترام، توجه و همراهی است.
#برمش_صدای_زنان_بلوچستان
Bramsh-Balochistan woman’s voice
تلاش برای دستیابی به برابری جنسیتی و رفع هر گونه تبعیض و پیشبرد فعالیتها بر بنیاد حقوق بشر سازمان ملل میتوانید از طریق لینک های زیر با بِرَمْش همراه باشید:
از الهه تا قربانی؛ تحلیلی بر قتل ساجده سندکزهی و فروپاشی ارزشهای انسانی در بلوچستان
✍️ سانیا میربلوچ
برمش/ بامداد شنبه ۱۹ مهر ماه ۱۴۰۴، در روستای قاسمآباد خاش، ساجده سندکزهی، زن جوان ۲۰ ساله بلوچ و مادر دو کودک خردسال، با شلیک مستقیم همسرش به قتل رسید. او نه قربانی یک لحظه خشم، بلکه قربانی نظامی از بیعدالتی، سکوت و باورهای تحریفشده شد؛ نظامی که در آن زن بلوچ از جایگاه «الهه خانواده» به «ملک مرد» تنزل یافته است.
در فرهنگ اصیل بلوچ، زن جایگاهی مقدس داشت. زن بلوچ نه تنها مادر و همسر، بلکه ستون شرافت و نماد تداوم قبیله بود. غیرت بلوچ، پاسداری از حرمت زن بود، نه سلطه بر او. هیچ جنگی بدون احترام به زن معنا نداشت، هیچ مردی بدون رضایت زن به بزرگی نمیرسید.
اما آنچه امروز در بلوچستان شاهدیم، نتیجهی تحمیل اندیشههای مردسالار مذهبی و فقر ساختاری است، نه فرهنگ بلوچ. در دهههای اخیر، سلطهی روحانیت مذهبی – چه در ساختار شیعهی حاکم و چه در جریانهای سنی سنتی – با تفسیرهای بسته و سیاسی از دین، مفهوم مردانگی را از «پناه و حمایت» به «مالکیت و کنترل» تغییر داده است. مذهبِ آلوده به سیاست، از زن انسان ساخت، ولی حق حیات، تصمیم و کرامت را از او گرفت.
وقتی فقر و مذهب دست به دست هم میدهند
بلوچستان در دهههای اخیر، زیر فشار سنگین فقر و تبعیض له شده است. مردی که در جامعه بیقدرت است، در خانه با خشونت به دنبال بازسازی قدرت میگردد. ساجده، در ۱۶ سالگی ازدواج کرد با مردی که پیشتر همسر دیگری را طلاق داده بود. چهار سال در سکوت، خشونت، تحقیر و ضرب و شتم زیست؛ تا آن شب که گفت:
«اگر مُردم، من را حلال کنید.» و چند ساعت بعد، همان مرد با اسلحه به زندگیاش پایان داد.
قتل او تنها جنایت یک فرد نیست؛ نشانهی بحران جمعی است که از بیپناهی زنان و نبود قانون و نهاد حمایتی ریشه میگیرد. زنی که کتک بخورد، جایی برای پناه ندارد. حتی اگر شکایت کند، باید دوباره به همان خانهی خشونت برگردد.
بلوچستان گرفتار بحران سه وجهی شده:
۱. انحراف فرهنگی: فرهنگ بلوچ در اصل زنمحور و عدالتخواه بود. اما در دهههای اخیر، با نفوذ تفکرات مذهبی مردسالار، معنای غیرت و مردانگی تحریف شد. زن از شریک زندگی به “دارایی” تبدیل شد. ۲. بحران اقتصادی: فقر، بیکاری و نبود امنیت روانی، خشونت را نهادینه کرده است. ۳. بحران دینی-سیاسی: وقتی دین ابزار قدرت شود، قربانی نخستش زن است. زن در منبرها به سکوت و اطاعت دعوت میشود، نه به زندگی و آگاهی.
نجات جامعهی بلوچ در بازگشت به هویت اصیل خود است؛ فرهنگی که در آن زن «ناموس» نیست که پنهانش کنند، بلکه «انسان» است که باید در کنار مرد بایستد. غیرت حقیقی، حفظ کرامت زن است نه کنترل او. مرد بلوچ باید دوباره معنای مردانگی را بیابد؛ مردی که تکیهگاه است، نه تهدید.
زنان بلوچ نیز باید بدانند که سکوت، زنجیر است. هر زنی که سکوت کند، راه را برای خشونت بعدی هموار میسازد. باید آموزش دید، آگاه شد، و از ترس عبور کرد. بیداری زنان، تهدید نیست؛ احیای جامعه است.
قتل ساجده سندکزهی تنها یک فاجعه خانوادگی نیست؛ نشانهی فروپاشی ارزشهای انسانی در سایهی فقر، سیاست مذهبی و بیعدالتی است. اگر مردان بلوچ به هویت اصیل خود بازنگردند و زنان بلوچ به آگاهی نرسند، قربانی بعدی همین امروز میان ما قدم میزند.
ساجده مرد، اما صدای او باید زنده بماند. نه به عنوان یادگار اندوه، بلکه به عنوان فریاد بیداری برای بلوچستان.
#برمش_صدای_زنان_بلوچستان
Bramsh-Balochistan woman’s voice
تلاش برای دستیابی به برابری جنسیتی و رفع هر گونه تبعیض و پیشبرد فعالیتها بر بنیاد حقوق بشر سازمان ملل میتوانید از طریق لینک های زیر با بِرَمْش همراه باشید: