سانیا میر بلوچ

  • مردم جنوب قربانیان فراموش‌شده رویارویی‌های نظامی

    مردم جنوب قربانیان فراموش‌شده رویارویی‌های نظامی

    ✍️سانیا میر بلوچ

    برمش/ جنگ، برای مردم جنوب ایران، تنها صدای انفجار یا اخبار تلویزیون نیست؛ جنگ یعنی از دست رفتن همان چیزی که زندگی با آن می‌گذرد. برای یک صیاد بلوچ یا عرب، دریا محل کار، سفره نان، هویت و آینده خانواده است. اما هر بار که تنش‌های نظامی در خلیج فارس، دریای عمان و سواحل مکران افزایش می‌یابد، نخستین کسانی که بهای آن را می‌پردازند، نه فرماندهان نظامی، بلکه مردمی هستند که زندگی‌شان به دریا وابسته است.

    استان‌های هرمزگان، بوشهر و سیستان و بلوچستان سال‌هاست در مرکز استقرار پایگاه‌ها، بنادر نظامی، سامانه‌های موشکی و تأسیسات راهبردی جمهوری اسلامی قرار دارند. این مناطق به دلیل موقعیت ژئوپلیتیکی خود، به یکی از مهم‌ترین نقاط نظامی ایران تبدیل شده‌اند. اما در همان حال، بسیاری از روستاها و شهرهای ساحلی همچنان با کمبود آب آشامیدنی، قطعی مکرر برق، فقر، بیکاری، زیرساخت‌های درمانی ناکافی، مدارس فرسوده و محرومیت از خدمات عمومی دست‌وپنجه نرم می‌کنند.

    این تناقض، سال‌هاست پرسشی جدی را مطرح می‌کند: چگونه منطقه‌ای که برای امنیت نظامی کشور تا این اندازه اهمیت دارد، برای رفاه و امنیت انسانی ساکنانش در اولویت قرار نمی‌گیرد؟

    در جریان درگیری نظامی اخیر میان ایران، اسرائیل و ایالات متحده، بار دیگر سواحل جنوبی ایران در معرض تهدید قرار گرفتند. بر اساس روایت‌های صیادان، فعالان محلی و ساکنان منطقه، ده‌ها لنج صیادی در اثر آتش‌سوزی یا پیامدهای مرتبط با درگیری‌ها از بین رفتند یا آسیب جدی دیدند. برخی منابع محلی بلوچ شمار این لنج‌ها را بیش از هفتاد فروند عنوان کرده‌اند؛ لنج‌هایی که ارزش هر یک از آن‌ها میلیاردها تومان برآورد می‌شود و سرمایه یک عمر کار و تلاش چند خانواده را در خود جای داده‌اند. اگرچه این آمار نیازمند تأیید مستقل است، اما اصل خسارت گسترده به معیشت صیادان از سوی روایت‌های متعدد محلی گزارش شده است.

    برای بسیاری از مردم سواحل مکران و خلیج فارس، لنج فقط یک وسیله شناور نیست؛ خانه دوم، سرمایه زندگی و تنها ابزار کسب درآمد است. نابودی یک لنج، تنها به معنای از دست رفتن یک دارایی نیست، بلکه به معنای قطع درآمد خانواده، بیکاری ملوانان، بدهکار شدن صاحبان لنج و گسترش فقر در جامعه‌ای است که پیش از این نیز با مشکلات اقتصادی گسترده روبه‌رو بوده است.

    مردم بلوچ و عرب جنوب، سال‌هاست هزینه سیاست‌هایی را می‌پردازند که در شکل‌گیری آن نقشی نداشته‌اند. آنان نه در تصمیم‌گیری برای استقرار تأسیسات نظامی مشارکت داشته‌اند و نه در تصمیم برای ورود به تنش‌های منطقه‌ای. با این حال، هنگامی که درگیری آغاز می‌شود، این روستاها، اسکله‌ها و بنادر محلی هستند که در معرض خطر قرار می‌گیرند و معیشت مردم آسیب می‌بیند.

    در کنار تهدیدهای ناشی از جنگ، این مناطق همچنان با مشکلات مزمنی مانند کمبود آب، فرسودگی شبکه برق، خشکسالی، سیلاب‌های فصلی، نبود زیرساخت‌های مناسب برای صیادی، فقدان موج‌شکن‌های استاندارد و دسترسی محدود به خدمات درمانی و آموزشی مواجه‌اند. بسیاری از خانواده‌ها هنوز برای دسترسی به آب سالم یا خدمات پزشکی اولیه با دشواری روبه‌رو هستند، در حالی که میلیاردها دلار صرف توسعه زیرساخت‌های نظامی در همین مناطق شده است.

    از منظر حقوق بشر، دولت‌ها موظف‌اند در کنار تأمین امنیت ملی، از حق حیات، حق کار، حق توسعه و حق برخورداری شهروندان از خدمات عمومی نیز حفاظت کنند. امنیت نظامی نمی‌تواند جایگزین امنیت انسانی شود. هنگامی که مردم یک منطقه سال‌ها در فقر، محرومیت و ناامنی اقتصادی زندگی می‌کنند، استقرار تجهیزات نظامی به‌تنهایی نمی‌تواند مفهوم امنیت را برای آنان محقق کند.

    تجربه جنوب ایران نشان می‌دهد که امنیت واقعی، از مدرسه، بیمارستان، آب آشامیدنی، برق پایدار، اسکله ایمن و فرصت شغلی آغاز می‌شود، نه صرفاً از افزایش حضور نظامی. اگر سرمایه‌گذاری در توسعه انسانی هم‌پای سرمایه‌گذاری نظامی پیش نرود، نخستین قربانی هر بحران، همان مردمی خواهند بود که کمترین نقش را در شکل‌گیری آن داشته‌اند.

    امروز صدای صیادانی که لنج‌هایشان را از دست داده‌اند، صدای مادرانی که نگران آینده فرزندان خود هستند و صدای کودکانی که در سایه محرومیت و ناامنی رشد می‌کنند، باید شنیده شود. جنوب ایران بیش از هر چیز به توسعه، عدالت و سرمایه‌گذاری در زندگی مردم نیاز دارد؛ نه آنکه بار دیگر به میدان پرداخت هزینه‌های جنگی تبدیل شود که تصمیم آن در جایی دیگر گرفته شده است.

    #برمش_صدای_زنان_بلوچستان

    Bramsh-Balochistan woman’s voice

    تلاش برای دستیابی به برابری جنسیتی و رفع هر گونه تبعیض و پیشبرد فعالیتها بر بنیاد حقوق بشر سازمان ملل میتوانید از طریق لینک های زیر با بِرَمْش همراه باشید:

    وبسایت برمش :
    www.Bramsh.org
    Instagram:
    https://www.instagram.com/bramsh_org
    Telegram:
    https://t.me/bramshbalochistan

  • از تشنگی تا سیلاب؛ زندگی در چرخه بحران بلوچستان

    از تشنگی تا سیلاب؛ زندگی در چرخه بحران بلوچستان

    ✍️سانیا میر بلوچ

    برمش/ هر سال با آغاز بارش‌های موسمی، مردم بلوچستان با اضطرابی قدیمی زندگی می‌کنند؛ اضطرابی که نه از خود باران، بلکه از پیامدهای سال‌ها بی‌توجهی و توسعه نابرابر سرچشمه می‌گیرد.

    در بسیاری از نقاط جهان، باران نویدبخش زندگی است، اما در بلوچستان، بارندگی می‌تواند به معنای مرگ، آوارگی و نابودی تنها سرمایه یک خانواده باشد.

    نجات نوجوان بلوچ گرفتار در سیلاب روستای هیتُمک شهرستان سرباز بار دیگر نشان داد که مردم بلوچستان هنوز بیش از آنکه به زیرساخت‌های دولتی متکی باشند، به شجاعت و همبستگی یکدیگر وابسته‌اند. اگر چند دقیقه دیرتر اقدام می‌شد، احتمالاً این نوجوان نیز به فهرست قربانیان سیلاب‌های سال‌های اخیر اضافه می‌شد.

    بلوچستان سال‌هاست هم‌زمان با دو بحران متضاد زندگی می‌کند؛ ماه‌ها خشکسالی، کمبود آب آشامیدنی، فرونشست منابع آب زیرزمینی و مهاجرت اجباری، و چند هفته بعد سیلاب‌هایی که میلیون‌ها مترمکعب آب را بدون هیچ برنامه‌ای از منطقه خارج می‌کنند و تنها ویرانی بر جای می‌گذارند.

    اما در بلوچستان، آب یا وجود ندارد، یا وقتی می‌آید، به فاجعه تبدیل می‌شود. یکی از تلخ‌ترین ابعاد این بحران، وضعیت مسکن در مناطق روستایی و حاشیه‌نشین بلوچستان است. هزاران خانواده بلوچ در خانه‌هایی زندگی می‌کنند که از خشت، گل، بلوک‌های غیراستاندارد یا مصالح فرسوده ساخته شده‌اند؛ خانه‌هایی که در برابر بارندگی شدید، سیلاب یا طوفان کوچک‌ترین مقاومتی ندارند. برای بسیاری از خانواده‌ها، یک شب بارندگی کافی است تا سقف خانه فرو بریزد، دیوارها ترک بخورند و تمام دارایی چندین ساله‌شان زیر گل و آب مدفون شود.

    پس از هر سیلاب، تصاویر کودکان بلوچی منتشر می‌شود که در میان گل‌ولای، کنار دیوارهای فروریخته یا زیر چادرهای موقت زندگی می‌کنند؛ کودکانی که مدرسه، کتاب، لباس و حتی احساس امنیت را از دست می‌دهند.در چنین شرایطی، زنان بیشترین بار بحران را بر دوش می‌کشند. زنانی که باید از کودکان، سالمندان و بیماران مراقبت کنند، غذای خانواده را تأمین کنند، آب پیدا کنند، خانه را دوباره بسازند و هم‌زمان با اضطراب دائمی از آینده زندگی کنند. فقر، این بحران را چند برابر کرده است.

    همین چرخه، نسل‌هاست که فقر را بازتولید می‌کند. از سوی دیگر، معیشت مردم نیز در برابر هر بارندگی آسیب می‌بیند. صیادانی که لنج‌هایشان در اثر نبود موج‌شکن‌های استاندارد نابود می‌شود، کشاورزانی که زمین‌هایشان زیر آب می‌رود، دامدارانی که دام‌های خود را از دست می‌دهند و کارگرانی که هفته‌ها امکان کار کردن ندارند، همگی قربانی ساختاری هستند که سال‌هاست از سرمایه‌گذاری در زیرساخت‌های ضروری محروم مانده است.

    حق سلامت، زمانی نقض می‌شود که پس از هر بحران، مردم به آب آشامیدنی سالم، خدمات درمانی و امکانات بهداشتی دسترسی نداشته باشند. حق آموزش، زمانی نقض می‌شود که مدارس تخریب شوند یا کودکان هفته‌ها از تحصیل بازبمانند و حق توسعه، زمانی نقض می‌شود که یک استان با وجود ظرفیت‌های عظیم طبیعی، همچنان در چرخه دائمی فقر، بحران و محرومیت باقی بماند.

    پرسش اساسی اینجاست که چرا استانی که سال‌ها با کمبود آب دست‌وپنجه نرم می‌کند، هنوز فاقد برنامه‌ای جامع برای مهار و ذخیره سیلاب است؟ چرا میلیاردها مترمکعب آب هر سال به دریای مکران( عمان) سرازیر می‌شود، در حالی که هزاران خانواده بلوچ برای تأمین آب آشامیدنی به تانکر وابسته‌اند؟ چرا ساخت یک پل، یک موج‌شکن، یک سیل‌بند یا مقاوم‌سازی خانه‌های روستایی باید سال‌ها به تعویق بیفتد، اما منابع عمومی در اولویت‌های دیگر هزینه شود؟

    بلوچستان به کمک‌های مقطعی نیاز ندارد؛ به عدالت در سیاست‌گذاری و توسعه نیاز دارد. مردم این استان حق دارند در خانه‌هایی امن زندگی کنند، از آب سالم برخوردار باشند، در برابر بلایای طبیعی حمایت شوند و مطمئن باشند که با هر بارش، جان و معیشتشان به خطر نمی‌افتد.

    تا زمانی که توسعه بلوچستان به یک اولویت واقعی تبدیل نشود، هر فصل بارندگی یادآور این حقیقت تلخ خواهد بود که مردم این سرزمین نه قربانی طبیعت، بلکه قربانی سال‌ها بی‌توجهی، تبعیض ساختاری و مدیریت ناکارآمد هستند.

    #برمش_صدای_زنان_بلوچستان

    Bramsh-Balochistan woman’s voice

    تلاش برای دستیابی به برابری جنسیتی و رفع هر گونه تبعیض و پیشبرد فعالیتها بر بنیاد حقوق بشر سازمان ملل میتوانید از طریق لینک های زیر با بِرَمْش همراه باشید:

    وبسایت برمش :
    www.Bramsh.org
    Instagram:
    https://www.instagram.com/bramsh_org
    Telegram:
    https://t.me/bramshbalochistan

  • بلوچستان در سایه جنگ و بحران داخلی

    بلوچستان در سایه جنگ و بحران داخلی

    ✍️سانیا میر بلوچ

    برمش/ در حالی که ایران در ماه‌های اخیر با تنش‌های خارجی، فشارهای امنیتی و پیامدهای جنگ در منطقه روبه‌رو بوده، توجه افکار عمومی عمدتاً بر سیاست خارجی و تحولات ژئوپلیتیکی متمرکز شده است. اما هم‌زمان، در داخل کشور نیز رویدادهایی در مناطق پیرامونی، به‌ویژه بلوچستان، رخ داده که پرسش‌های مهمی درباره رابطه امنیت، توسعه و حقوق شهروندان مطرح می‌کند.

    اعتراضات زنان بلوچ در تفتان و فاریاب به فعالیت‌های معدنی و نحوه بهره‌برداری از منابع طبیعی، نمونه‌ای از این وضعیت است. بر اساس گزارش‌های منتشرشده، این تجمع‌ها با برخورد نیروهای امنیتی، زخمی شدن شماری از زنان و بازداشت تعدادی از معترضان همراه شد. معترضان اعلام کرده بودند که خواسته اصلی آنان شفافیت در واگذاری معادن، حفاظت از منابع آب و محیط زیست و بهره‌مندی عادلانه مردم محلی از ثروت منطقه بوده است.

    این رخدادها در بستری وسیع‌تر اتفاق می‌افتد. بلوچستان سال‌هاست با شاخص‌های پایین توسعه، نرخ بالای بیکاری، کمبود زیرساخت‌ها و فقر مزمن روبه‌رو است. هم‌زمان، آمار منتشرشده از سوی خبرگزاریهای حقوق بشر بلوچستان درباره شمار بالای اعدام شهروندان بلوچ، به نگرانی‌های حقوق بشری در این منطقه دامن زده است. اگرچه این آمار از سوی یک نهاد مستقل منتشر شده و نیازمند راستی‌آزمایی در کنار دیگر منابع است، اما در صورت صحت، نشان‌دهنده روندی است که شایسته بررسی و پاسخ‌گویی شفاف است.

    پرسش اساسی این است که آیا در شرایطی که کشور با تهدیدهای خارجی مواجه است، افزایش رویکرد امنیتی در داخل می‌تواند شکاف میان دولت و جوامع محلی را عمیق‌تر کند؟

    تجربه بسیاری از کشورها نشان داده است که در دوره‌های بحران خارجی، دولت‌ها گاه اولویت بیشتری به ملاحظات امنیتی می‌دهند. اما اگر مطالبات اقتصادی، زیست‌محیطی و مدنی نیز صرفاً از همین منظر دیده شوند، خطر آن وجود دارد که مسائل توسعه‌ای به بحران‌های پایدار اجتماعی تبدیل شوند.

    در بلوچستان، موضوع تنها یک معدن یا یک تجمع اعتراضی نیست. مسئله اصلی این است که بخش قابل توجهی از مردم منطقه احساس می‌کنند با وجود قرار گرفتن در کنار منابع طبیعی ارزشمند، سهم اندکی از منافع اقتصادی، فرصت‌های شغلی و سرمایه‌گذاری دریافت می‌کنند. هنگامی که چنین احساسی با فقر، بیکاری و برخوردهای امنیتی هم‌زمان شود، اعتماد عمومی بیش از پیش آسیب می‌بیند.

    در چنین شرایطی، آینده بلوچستان را نمی‌توان صرفاً از زاویه امنیت تحلیل کرد. امنیت پایدار زمانی شکل می‌گیرد که در کنار اجرای قانون، حقوق شهروندی، توسعه متوازن، شفافیت در مدیریت منابع طبیعی و امکان بیان مسالمت‌آمیز مطالبات نیز تضمین شود.

    بلوچستان تنها یک منطقه مرزی نیست؛ بخشی از تنوع فرهنگی، تاریخی و انسانی ایران است. آینده این منطقه، همانند آینده دیگر مناطق کشور، به این بستگی دارد که آیا مطالبات مدنی و توسعه‌ای از مسیر گفت‌وگو، پاسخ‌گویی و مشارکت مدیریت می‌شوند یا آنکه شکاف میان جامعه و نهادهای حکومتی عمیق‌تر خواهد شد.

    در نهایت، هر راهکاری که به کاهش تنش، افزایش اعتماد عمومی، رعایت حقوق بشر و توسعه پایدار بینجامد، می‌تواند به سود همه شهروندان ایران باشد. در مقابل، تداوم چرخه محرومیت، بی‌اعتمادی و برخوردهای امنیتی، خطر تداوم و تعمیق بحران‌های اجتماعی را افزایش می‌دهد.

    #برمش_صدای_زنان_بلوچستان

    Bramsh-Balochistan woman’s voice

    تلاش برای دستیابی به برابری جنسیتی و رفع هر گونه تبعیض و پیشبرد فعالیتها بر بنیاد حقوق بشر سازمان ملل میتوانید از طریق لینک های زیر با بِرَمْش همراه باشید:

    وبسایت برمش :
    www.Bramsh.org
    Instagram:
    https://www.instagram.com/bramsh_org
    Telegram:
    https://t.me/bramshbalochistan

  • بحران فقط در اقتصاد نيست؛ جامعه هم فرسوده مى شود

    بحران فقط در اقتصاد نيست؛ جامعه هم فرسوده مى شود

    ✍️ سانیا میر بلوچ

    برمش/ تاریخ نشان داده است که فروپاشی اقتصادی تنها به کوچک شدن سفره مردم محدود نمی‌شود. زمانی که ارزش پول سقوط می‌کند، درآمدها قدرت خرید خود را از دست می‌دهند و آینده نامعلوم می‌شود، نخستین قربانی اقتصاد نیست؛ بلکه اعتماد عمومی است. جامعه‌ای که به آینده خود اعتماد ندارد، به تدریج به قوانین، نهادها و حتی قراردادهای اجتماعی نیز بی‌اعتماد می‌شود.

    کشورهایی مانند ونزوئلا، لبنان، آرژانتین و زیمبابوه نمونه‌هایی هستند که نشان می‌دهند بحران اقتصادی می‌تواند به فرسایش نظم اجتماعی منجر شود. در چنین شرایطی، مردم برای بقا به راه‌حل‌های غیررسمی، اقتصاد سایه و سازوکارهای خارج از ساختارهای رسمی روی می‌آورند.

    ایران امروز با مجموعه‌ای از بحران‌های هم‌زمان روبه‌رو است. تورم مزمن، کاهش ارزش پول ملی، بیکاری، نااطمینانی اقتصادی، مهاجرت گسترده نیروهای متخصص، فشارهای ناشی از تحریم‌ها و تنش‌های منطقه‌ای، شرایطی را ایجاد کرده که بخش بزرگی از جامعه نسبت به آینده احساس ناامنی می‌کند.

    در شهرهای بزرگ، طبقه متوسط با کاهش مداوم قدرت خرید روبه‌رو شده است. در شهرهای کوچک و مناطق محروم، مشکلات قدیمی توسعه‌نیافتگی، کمبود فرصت‌های شغلی و ضعف زیرساخت‌ها همچنان پابرجاست. در برخی مناطق مرزی و دارای تنوع قومی، فشار اقتصادی با احساس تبعیض و محرومیت نیز همراه شده است.

    اما شاید مهم‌ترین بحران امروز ایران، بحران روانی و فرسودگی اجتماعی باشد. سال‌ها فشار اقتصادی، اعتراضات، ناامنی اقتصادی و نگرانی نسبت به آینده، بسیاری از مردم را در وضعیت خستگی و ناامیدی قرار داده است. بخشی از جامعه به مهاجرت فکر می‌کند، بخشی دیگر درگیر بقا و تأمین معیشت روزانه است و گروهی نیز نسبت به امکان تغییر دچار تردید شده‌اند.

    ادامه این روند می‌تواند چند پیامد مهم به همراه داشته باشد. نخست، کاهش بیشتر اعتماد عمومی و تضعیف سرمایه اجتماعی است. دوم، گسترش شکاف‌های اقتصادی و اجتماعی میان مناطق مختلف کشور. سوم، افزایش مهاجرت نیروهای متخصص و جوانان. چهارم، رشد اقتصاد غیررسمی و راه‌حل‌های خارج از ساختارهای رسمی.

    در عین حال، فشارهای اقتصادی و اجتماعی می‌توانند زمینه‌ساز افزایش نارضایتی‌های عمومی نیز باشند. تجربه بسیاری از کشورها نشان داده که هنگامی که مشکلات معیشتی با احساس بی‌عدالتی، نبود چشم‌انداز روشن و کاهش اعتماد عمومی همراه می‌شود، احتمال شکل‌گیری اعتراضات اجتماعی افزایش می‌یابد. با این حال، زمان، شکل و گستره چنین تحولات اجتماعی قابل پیش‌بینی قطعی نیست.

    ایران امروز در نقطه‌ای قرار گرفته که بسیاری از شهروندان نه تنها از وضعیت اقتصادی، بلکه از آینده خود نیز نگران هستند. خالی شدن سفره‌ها، دشواری تأمین زندگی، فرسودگی روانی و کاهش امید اجتماعی، نشانه‌های یک بحران چندلایه است که تنها اقتصادی نیست.

    سرانجام این وضعیت به عوامل متعددی بستگی دارد: بهبود یا تشدید شرایط اقتصادی، تحولات سیاسی، کاهش یا افزایش تنش‌های خارجی و میزان اعتماد جامعه به امکان اصلاح و تغییر. اما آنچه آشکار است، این است که ادامه فشارهای کنونی می‌تواند پیامدهای عمیقی بر جامعه، اقتصاد و آینده ایران بر جای بگذارد.

    سؤال اصلی دیگر این نیست که آیا جامعه تحت فشار قرار دارد یا نه؛ بلکه این است که این فشار تا چه اندازه می‌تواند ادامه یابد و چه تأثیری بر آینده کشور خواهد گذاشت.

    #برمش_صدای_زنان_بلوچستان

    Bramsh-Balochistan woman’s voice

    تلاش برای دستیابی به برابری جنسیتی و رفع هر گونه تبعیض و پیشبرد فعالیتها بر بنیاد حقوق بشر سازمان ملل میتوانید از طریق لینک های زیر با بِرَمْش همراه باشید:

    وبسایت برمش :
    www.Bramsh.org
    Instagram:
    https://www.instagram.com/bramsh_org
    Telegram:
    https://t.me/bramshbalochistan

  • زنان افغانستان؛ مقاومت در برابر سرکوبی که به فرهنگ قدرت تبدیل شده است

    زنان افغانستان؛ مقاومت در برابر سرکوبی که به فرهنگ قدرت تبدیل شده است

    ✍️ سانیا میر بلوچ

    برمش/ تصاویر منتشرشده از هرات، تنها صحنه‌هایی از یک اعتراض خیابانی نبودند؛ آن تصاویر روایت فشرده‌ای از سال‌ها سرکوب، تبعیض سیستماتیک و جنگی خاموش علیه زنان افغانستان بودند. زنانی که تنها به دلیل «نحوه پوشش» بازداشت شدند و مردمی که در اعتراض به این برخوردها به خیابان آمدند، با خشونت و تیراندازی طالبان مواجه شدند. اما آنچه این اعتراضات را متفاوت و قابل توجه کرد، حضور نسل جدیدی از مردان افغانستان در کنار زنان معترض بود؛ مردانی که این‌بار نه در جایگاه ناظر، بلکه در کنار زنان ایستادند و هزینه این همراهی را نیز پرداخت کردند.

    این اتفاق، نشانه‌ای مهم از شکاف تدریجی میان جامعه افغانستان و ساختار ایدئولوژیک طالبان است. طالبان تلاش کرده است طی سال‌های گذشته نوعی نظام کنترل اجتماعی مبتنی بر حذف زنان از عرصه عمومی ایجاد کند؛ نظامی که در آن زن نه به‌عنوان یک شهروند مستقل، بلکه به‌عنوان موجودی تحت کنترل تعریف می‌شود. ممنوعیت تحصیل دختران، محدودیت اشتغال زنان، حذف آنان از فضاهای عمومی و اکنون بازداشت زنان به دلیل «حجاب نامناسب»، همگی بخشی از پروژه‌ای هستند که بسیاری از نهادهای حقوق بشری آن را نزدیک به «آپارتاید جنسیتی» توصیف کرده‌اند.

    قانون جدید طالبان درباره طلاق و ازدواج کودکان نیز نشان می‌دهد که این محدودیت‌ها تنها به خیابان و پوشش ختم نمی‌شود، بلکه تا عمیق‌ترین لایه‌های زندگی خصوصی زنان نفوذ کرده است. قانونی که سکوت دختر کودک پس از رسیدن به بلوغ را به‌منزله رضایت به ازدواج اجباری تلقی می‌کند، در واقع مشروعیت‌بخشیدن به چرخه‌ای از خشونت علیه دختران است؛ چرخه‌ای که در آن کودک‌همسری، محرومیت از آموزش، وابستگی اقتصادی و فقدان دسترسی به عدالت، به بخشی از زندگی روزمره زنان تبدیل می‌شود.

    اما طالبان تنها یک ساختار سیاسی نیست؛ بلکه بازتاب بخشی از فرهنگی است که طی دهه‌ها جنگ، افراط‌گرایی، مردسالاری و حذف سیستماتیک زنان شکل گرفته است. بسیاری از محدودیت‌هایی که امروز توسط طالبان اعمال می‌شود، بر بستری از نگرش‌های زن‌ستیزانه‌ای سوار شده که سال‌ها در جامعه نهادینه شده‌اند. این همان نقطه‌ای است که سرکوب سیاسی و فرهنگ مردسالار به یکدیگر گره می‌خورند.

    با این حال، جامعه افغانستان در حال تغییر است. نسلی از زنان تحصیل‌کرده، آگاه و مقاوم شکل گرفته که حاضر نیست به حذف شدن تن بدهد. در کنار آنان، بخشی از نسل جوان مردان افغانستان نیز به این درک رسیده‌اند که آزادی و کرامت زنان، تهدیدی برای جامعه نیست، بلکه بخشی از نجات آن است. حضور مردان در اعتراضات هرات را می‌توان نشانه‌ای از همین تغییر دانست؛ تغییری که هرچند هنوز شکننده و محدود است، اما می‌تواند آغاز شکستن چرخه تاریخی سکوت و همراهی با سرکوب باشد.

    سرکوب زنان در افغانستان فقط مسئله زنان افغانستان نیست. وقتی نیمی از جامعه از آموزش، کار، آزادی رفت‌وآمد و حق انتخاب محروم می‌شوند، کل جامعه وارد چرخه‌ای از فقر، خشونت و فروپاشی اجتماعی می‌شود. هشدار یونیسف درباره از دست رفتن هزاران معلم و کارمند زن تا سال ۲۰۳۰ تنها یک هشدار آموزشی نیست؛ این نشانه فروپاشی تدریجی ساختار اجتماعی و انسانی کشوری است که زنان آن به‌طور سیستماتیک حذف می‌شوند.

    آنچه امروز در افغانستان جریان دارد، صرفاً اعمال چند قانون سخت‌گیرانه نیست؛ بلکه تلاشی برای بازتعریف جایگاه زن در جامعه به‌عنوان موجودی خاموش، مطیع و نامرئی است. با این حال، تصاویر هرات نشان دادند که این سکوت دیگر مطلق نیست. زنانی که با وجود خطر بازداشت و خشونت به خیابان می‌آیند، و مردانی که در کنار آنان می‌ایستند، حامل پیامی روشن‌اند: جامعه افغانستان، برخلاف آنچه طالبان می‌خواهد نشان دهد، یکدست و تسلیم‌شده نیست.

    امروز ابراز همدردی با زنان افغانستان تنها یک موضع انسانی نیست؛ بلکه دفاع از ابتدایی‌ترین حقوق انسانی است. دفاع از حق آموزش، حق انتخاب، حق حضور در جامعه و حق زندگی بدون ترس. زنان افغانستان سال‌هاست که در خط مقدم این مبارزه ایستاده‌اند؛ مبارزه‌ای که نه فقط برای آزادی زنان، بلکه برای آینده و انسانیت کل جامعه افغانستان است.

    #برمش_صدای_زنان_بلوچستان

    Bramsh-Balochistan woman’s voice

    تلاش برای دستیابی به برابری جنسیتی و رفع هر گونه تبعیض و پیشبرد فعالیتها بر بنیاد حقوق بشر سازمان ملل میتوانید از طریق لینک های زیر با بِرَمْش همراه باشید:

    وبسایت برمش :
    www.Bramsh.org
    Instagram:
    https://www.instagram.com/bramsh_org
    Telegram:
    https://t.me/bramshbalochistan

  • ازمتن جامعه تاعمق بلوچستان؛زنان،پیشرانان اصلی تغییر درایران

    ازمتن جامعه تاعمق بلوچستان؛زنان،پیشرانان اصلی تغییر در ایران

    ✍️ سانیا میر بلوچ

    برمش/ در سال‌های اخیر، فضای فعالیت مدنی و رسانه‌ای در ایران بیش از هر زمان دیگری با محدودیت و فشار مواجه شده است. تصویب قوانین امنیتی جدید، گسترش جرم‌انگاری در حوزه رسانه، فضای مجازی و فعالیت‌های مدنی، و افزایش مجازات‌های سنگین، نگرانی‌های جدی درباره آینده آزادی بیان و فعالیت‌های حقوق بشری ایجاد کرده است.

    اما در میان همه این فشارها، یک واقعیت همچنان پابرجاست: نیروی واقعی تغییر در ایران، در داخل ایران حضور دارد.

    در حالی که بسیاری از فعالان سیاسی خارج از کشور از جنبش‌ها و مطالبات مردم سخن می‌گویند، این زنان، خبرنگاران، فعالان مدنی، خانواده‌های دادخواه و شهروندان داخل کشور هستند که هر روز هزینه ایستادگی را می‌پردازند. کسانی که با وجود خطر بازداشت، احضار، زندان، محرومیت از کار و تحصیل و حتی خطر از دست دادن جان خود، همچنان صدای جامعه را زنده نگه داشته‌اند.

    در سال‌های گذشته، بسیاری از مهم‌ترین گزارش‌های مربوط به نقض حقوق بشر، سرکوب اعتراضات، بازداشت فعالان، خشونت علیه زنان و فشار بر اقلیت‌ها، توسط افرادی ثبت و مستندسازی شده که در داخل ایران زندگی می‌کنند. اگر امروز جهان از رنج‌ها، مطالبات و مقاومت مردم ایران آگاه است، بخش بزرگی از آن مرهون تلاش کسانی است که در دشوارترین شرایط، حقیقت را روایت کرده‌اند.

    در این میان، نقش زنان برجسته‌تر از همیشه است. زنانی که تنها برای حقوق خود مبارزه نمی‌کنند، بلکه به بخشی از حافظه جمعی و وجدان بیدار جامعه تبدیل شده‌اند. از مادران دادخواه تا خبرنگاران مستقل، از فعالان حقوق زنان تا دختران جوانی که در خیابان‌ها و شبکه‌های اجتماعی صدای اعتراض و مطالبه‌گری را بلند کرده‌اند، همگی نشان داده‌اند که زنان نه در حاشیه، بلکه در متن تحولات اجتماعی ایران قرار دارند.

    واقعیت این است که هیچ جنبش اجتماعی پایداری از بیرون مرزها ساخته نمی‌شود. حمایت بین‌المللی و همبستگی ایرانیان خارج از کشور می‌تواند ارزشمند و مؤثر باشد، اما موتور اصلی هر تحول اجتماعی، مردمی هستند که در متن جامعه زندگی می‌کنند و با واقعیت‌های روزمره آن روبه‌رو هستند. تاریخ نیز بارها نشان داده است که تغییرات پایدار، بر دوش کسانی شکل می‌گیرد که در میدان حضور دارند.

    امروز و در شرایطی که فشارهای امنیتی افزایش یافته و فعالیت مدنی با خطرهای بیشتری همراه شده است، حمایت از فعالان داخل کشور اهمیتی دوچندان دارد. دفاع از خبرنگاران مستقل، کنشگران حقوق زنان، مدافعان حقوق بشر و زندانیان عقیدتی، دفاع از حق جامعه برای دانستن، سخن گفتن و مطالبه عدالت است.

    جامعه بلوچستان نیز از این قاعده مستثنا نیست. زنان بلوچ در سال‌های اخیر نشان داده‌اند که با وجود تبعیض‌های چندلایه، فشارهای امنیتی و محرومیت‌های ساختاری، همچنان در کنار مردان برای ساختن آینده‌ای عادلانه‌تر تلاش می‌کنند. توسعه، عدالت و آزادی در بلوچستان تنها زمانی محقق خواهد شد که زنان و مردان، دوشادوش یکدیگر در این مسیر مشارکت داشته باشند.

    امروز بیش از هر زمان دیگری باید در کنار کسانی ایستاد که در داخل ایران، با کمترین امکانات و بیشترین هزینه، از حقیقت، کرامت انسانی و حقوق بنیادین مردم دفاع می‌کنند. آنان نه تنها راویان رنج‌های این سرزمین، بلکه سازندگان آینده آن هستند.

    #برمش_صدای_زنان_بلوچستان

    Bramsh-Balochistan woman’s voice

    تلاش برای دستیابی به برابری جنسیتی و رفع هر گونه تبعیض و پیشبرد فعالیتها بر بنیاد حقوق بشر سازمان ملل میتوانید از طریق لینک های زیر با بِرَمْش همراه باشید:

    وبسایت برمش :
    www.Bramsh.org
    Instagram:
    https://www.instagram.com/bramsh_org
    Telegram:
    https://t.me/bramshbalochistan

  • زنان در خط مقدم بحران؛ فقر، فروپاشی اجتماعی و پیامدهای سیاست‌های جمهوری اسلامی ایران

    زنان در خط مقدم بحران؛ فقر، فروپاشی اجتماعی و پیامدهای سیاست‌های جمهوری اسلامی ایران

    ✍️سانیا میر بلوچ

    برمش/ در سال‌های اخیر، هم‌زمان با سقوط بی‌سابقه ارزش ریال، گسترش فقر و تشدید بحران‌های اقتصادی و اجتماعی، زنان و کودکان در ایران به آسیب‌پذیرترین اقشار جامعه تبدیل شده‌اند. افزایش نرخ دلار تا مرزهای بی‌سابقه، تورم افسارگسیخته و فروپاشی امنیت شغلی، فشار مضاعفی بر زنانی وارد کرده که پیش‌تر نیز از حمایت‌های قانونی، اقتصادی و اجتماعی کافی محروم بوده‌اند.

    فقر ساختاری، که محصول مستقیم ناکارآمدی و فساد سیستماتیک در حاکمیت جمهوری اسلامی ایران است، عملاً بسیاری از زنان و دختران را به انتخاب‌هایی ناخواسته و تحقیرآمیز سوق داده است. تن‌فروشی، چه در داخل ایران و چه در کشورهای همسایه مانند عراق و برخی کشورهای عربی، برای بخشی از زنان به راهی برای بقا بدل شده؛ پدیده‌ای که نه از «انحراف فردی» بلکه از انسداد کامل راه‌های معیشتی سالم ناشی می‌شود.

    در کنار این، فشار اجتماعی و اقتصادی، زنان را به سمت بازاری خطرناک از «جذابیت اجباری» سوق داده است؛ بازاری که در آن، عمل‌های زیبایی پرخطر از صورت تا اندام، جایگزین امنیت شغلی و کرامت انسانی شده‌اند. بدن زن، بیش از هر زمان دیگری، به کالایی مصرفی تقلیل یافته است. گسترش پدیده «رحم اجاره‌ای» نیز نمونه‌ای آشکار از این وضعیت است؛ بازاری که بخش قابل‌توجهی از مشتریان آن را اتباع ثروتمند کشورهای همسایه تشکیل می‌دهند و در غیاب نظارت مؤثر، زنان فقیر ایرانی را به ابزاری برای کسب درآمد بدل می‌کند.

    این روندها بازتاب مستقیم عملکرد حکومتی است که نه‌تنها نتوانسته جایگاه اجتماعی و حقوقی زن را ارتقا دهد، بلکه با سیاست‌های اقتصادی شکست‌خورده، سرکوب اجتماعی و فروکاستن ارزش‌های فرهنگی، کرامت انسانی زنان را به‌شدت تضعیف کرده است. در چنین شرایطی، سخن گفتن از «اخلاق»، «فرهنگ»، «کتاب‌خوانی» یا «مسئولیت اجتماعی» بیش از آنکه راه‌حل باشد، به شعاری توخالی می‌ماند. چگونه می‌توان از جامعه‌ای که با دلار صد و سی هزار تومانی، ناامنی شغلی و اضطراب دائمی دست‌وپنجه نرم می‌کند، انتظار فضیلت‌گرایی داشت؟

    فساد و بی‌اخلاقی، که از سطوح بالای حاکمیت آغاز شده و تا لایه‌های پایین جامعه امتداد یافته، امروز به امری عادی بدل شده است. دزدی و اختلاس دیگر صرفاً به مدیران و مسئولان محدود نیست؛ بلکه به واکنشی برای بقا در جامعه‌ای ناامن تبدیل شده که در آن، اعتماد اجتماعی فرو ریخته و احساس امنیت به حداقل رسیده است.

    در چنین بستری، زن ایرانی نه‌تنها قربانی فقر اقتصادی، بلکه قربانی فروپاشی اخلاقی و اجتماعی است؛ فروپاشی‌ای که ریشه در سیاست‌ها و ساختارهای حکومتی دارد. تا زمانی که کرامت انسان، به‌ویژه کرامت زن، در مرکز سیاست‌گذاری قرار نگیرد، بحران فقر و آسیب‌های اجتماعی نه‌تنها مهار نخواهد شد، بلکه نسل‌های آینده را نیز در بر خواهد گرفت.

    #برمش_صدای_زنان_بلوچستان

    Bramsh-Balochistan woman’s voice

    تلاش برای دستیابی به برابری جنسیتی و رفع هر گونه تبعیض و پیشبرد فعالیتها بر بنیاد حقوق بشر سازمان ملل میتوانید از طریق لینک های زیر با بِرَمْش همراه باشید:

    وبسایت برمش :
    www.Bramsh.org
    Instagram:
    https://www.instagram.com/bramsh_org
    Telegram:
    https://t.me/bramshbalochistan

دکمه بازگشت به بالا