برمش

  • نه جنگ، نه صلح؛ زندگی در برزخ ناامنی و فرسایش در بلوچستان

    نه جنگ، نه صلح؛ زندگی در برزخ ناامنی و فرسایش در بلوچستان

    برمش/ اصطلاح «نه جنگ، نه صلح» به وضعیتی اشاره دارد که در آن یک جامعه نه در آرامش و ثبات به سر می‌برد و نه درگیر یک جنگ تمام‌عیار است. در چنین شرایطی، تهدید نظامی، حملات مقطعی، نااطمینانی سیاسی و فشارهای اقتصادی به بخشی از زندگی روزمره مردم تبدیل می‌شود؛ وضعیتی که آثار آن گاه از خود جنگ نیز ماندگارتر است. این مفهوم که این روزها بار دیگر در تحلیل‌های مربوط به ایران مورد توجه قرار گرفته، نشان می‌دهد چگونه یک کشور می‌تواند برای مدت طولانی در وضعیت تعلیق امنیتی و روانی باقی بماند.

    در بلوچستان، این وضعیت بیش از هر جای دیگر خود را نشان می‌دهد. شهرهایی مانند جاسک، سیریک، کنارک و چابهار طی هفته‌های اخیر در معرض تهدیدها و حملات مقطعی قرار گرفته‌اند؛ رخدادهایی که اگرچه ممکن است از نظر نظامی کوتاه‌مدت باشند، اما پیامدهای روانی و اجتماعی آن‌ها برای مردم، به‌ویژه کودکان، بسیار عمیق‌تر و طولانی‌تر است.

    کودکی که هر روز با صدای انفجار، هشدار یا نگرانی از حمله احتمالی زندگی می‌کند، دیگر تنها با چالش‌های معمول دوران رشد روبه‌رو نیست. او نمی‌داند آیا مدرسه‌اش فردا باز خواهد بود، آیا می‌تواند آموزش خود را ادامه دهد یا باید بار دیگر با تعطیلی کلاس‌ها و بی‌ثباتی روبه‌رو شود. این بلاتکلیفی، تمرکز، احساس امنیت و امید به آینده را از کودکان می‌گیرد و آموزش را به مسئله‌ای ثانویه در برابر دغدغه بقا تبدیل می‌کند.

    در کنار این ناامنی، فشارهای اقتصادی نیز خانواده‌ها را در تنگنا قرار داده است. افزایش هزینه‌های زندگی، کاهش فرصت‌های شغلی و نااطمینانی نسبت به آینده، بسیاری از خانواده‌ها را از تأمین نیازهای اولیه و هزینه‌های آموزشی فرزندانشان ناتوان کرده است. در چنین شرایطی، کودکان نه‌تنها قربانی ناامنی، بلکه قربانی فقر، محرومیت آموزشی و فرسایش روانی نیز می‌شوند.

    پیامد واقعی وضعیت «نه جنگ، نه صلح» تنها در آمار حملات یا خسارت‌های فیزیکی خلاصه نمی‌شود؛ بلکه در نسلی دیده می‌شود که زیر سایه اضطراب دائمی، آینده‌ای مبهم و محرومیت از آموزش باکیفیت رشد می‌کند. اگر این وضعیت ادامه یابد، خسارت اصلی نه فقط بر زیرساخت‌ها، بلکه بر سلامت روان، سرمایه انسانی و آینده کودکان بلوچستان وارد خواهد شد؛ نسلی که ناچار است میان صدای انفجار، نگرانی از فردا و فشارهای اقتصادی، مسیر زندگی خود را پیدا کند.

    #برمش_صدای_زنان_بلوچستان

    Bramsh-Balochistan woman’s voice

    تلاش برای دستیابی به برابری جنسیتی و رفع هر گونه تبعیض و پیشبرد فعالیتها بر بنیاد حقوق بشر سازمان ملل میتوانید از طریق لینک های زیر با بِرَمْش همراه باشید:

    وبسایت برمش :
    www.Bramsh.org
    Instagram:
    https://www.instagram.com/bramsh_org
    Telegram:
    https://t.me/bramshbalochistan

  • مردم جنوب قربانیان فراموش‌شده رویارویی‌های نظامی

    مردم جنوب قربانیان فراموش‌شده رویارویی‌های نظامی

    ✍️سانیا میر بلوچ

    برمش/ جنگ، برای مردم جنوب ایران، تنها صدای انفجار یا اخبار تلویزیون نیست؛ جنگ یعنی از دست رفتن همان چیزی که زندگی با آن می‌گذرد. برای یک صیاد بلوچ یا عرب، دریا محل کار، سفره نان، هویت و آینده خانواده است. اما هر بار که تنش‌های نظامی در خلیج فارس، دریای عمان و سواحل مکران افزایش می‌یابد، نخستین کسانی که بهای آن را می‌پردازند، نه فرماندهان نظامی، بلکه مردمی هستند که زندگی‌شان به دریا وابسته است.

    استان‌های هرمزگان، بوشهر و سیستان و بلوچستان سال‌هاست در مرکز استقرار پایگاه‌ها، بنادر نظامی، سامانه‌های موشکی و تأسیسات راهبردی جمهوری اسلامی قرار دارند. این مناطق به دلیل موقعیت ژئوپلیتیکی خود، به یکی از مهم‌ترین نقاط نظامی ایران تبدیل شده‌اند. اما در همان حال، بسیاری از روستاها و شهرهای ساحلی همچنان با کمبود آب آشامیدنی، قطعی مکرر برق، فقر، بیکاری، زیرساخت‌های درمانی ناکافی، مدارس فرسوده و محرومیت از خدمات عمومی دست‌وپنجه نرم می‌کنند.

    این تناقض، سال‌هاست پرسشی جدی را مطرح می‌کند: چگونه منطقه‌ای که برای امنیت نظامی کشور تا این اندازه اهمیت دارد، برای رفاه و امنیت انسانی ساکنانش در اولویت قرار نمی‌گیرد؟

    در جریان درگیری نظامی اخیر میان ایران، اسرائیل و ایالات متحده، بار دیگر سواحل جنوبی ایران در معرض تهدید قرار گرفتند. بر اساس روایت‌های صیادان، فعالان محلی و ساکنان منطقه، ده‌ها لنج صیادی در اثر آتش‌سوزی یا پیامدهای مرتبط با درگیری‌ها از بین رفتند یا آسیب جدی دیدند. برخی منابع محلی بلوچ شمار این لنج‌ها را بیش از هفتاد فروند عنوان کرده‌اند؛ لنج‌هایی که ارزش هر یک از آن‌ها میلیاردها تومان برآورد می‌شود و سرمایه یک عمر کار و تلاش چند خانواده را در خود جای داده‌اند. اگرچه این آمار نیازمند تأیید مستقل است، اما اصل خسارت گسترده به معیشت صیادان از سوی روایت‌های متعدد محلی گزارش شده است.

    برای بسیاری از مردم سواحل مکران و خلیج فارس، لنج فقط یک وسیله شناور نیست؛ خانه دوم، سرمایه زندگی و تنها ابزار کسب درآمد است. نابودی یک لنج، تنها به معنای از دست رفتن یک دارایی نیست، بلکه به معنای قطع درآمد خانواده، بیکاری ملوانان، بدهکار شدن صاحبان لنج و گسترش فقر در جامعه‌ای است که پیش از این نیز با مشکلات اقتصادی گسترده روبه‌رو بوده است.

    مردم بلوچ و عرب جنوب، سال‌هاست هزینه سیاست‌هایی را می‌پردازند که در شکل‌گیری آن نقشی نداشته‌اند. آنان نه در تصمیم‌گیری برای استقرار تأسیسات نظامی مشارکت داشته‌اند و نه در تصمیم برای ورود به تنش‌های منطقه‌ای. با این حال، هنگامی که درگیری آغاز می‌شود، این روستاها، اسکله‌ها و بنادر محلی هستند که در معرض خطر قرار می‌گیرند و معیشت مردم آسیب می‌بیند.

    در کنار تهدیدهای ناشی از جنگ، این مناطق همچنان با مشکلات مزمنی مانند کمبود آب، فرسودگی شبکه برق، خشکسالی، سیلاب‌های فصلی، نبود زیرساخت‌های مناسب برای صیادی، فقدان موج‌شکن‌های استاندارد و دسترسی محدود به خدمات درمانی و آموزشی مواجه‌اند. بسیاری از خانواده‌ها هنوز برای دسترسی به آب سالم یا خدمات پزشکی اولیه با دشواری روبه‌رو هستند، در حالی که میلیاردها دلار صرف توسعه زیرساخت‌های نظامی در همین مناطق شده است.

    از منظر حقوق بشر، دولت‌ها موظف‌اند در کنار تأمین امنیت ملی، از حق حیات، حق کار، حق توسعه و حق برخورداری شهروندان از خدمات عمومی نیز حفاظت کنند. امنیت نظامی نمی‌تواند جایگزین امنیت انسانی شود. هنگامی که مردم یک منطقه سال‌ها در فقر، محرومیت و ناامنی اقتصادی زندگی می‌کنند، استقرار تجهیزات نظامی به‌تنهایی نمی‌تواند مفهوم امنیت را برای آنان محقق کند.

    تجربه جنوب ایران نشان می‌دهد که امنیت واقعی، از مدرسه، بیمارستان، آب آشامیدنی، برق پایدار، اسکله ایمن و فرصت شغلی آغاز می‌شود، نه صرفاً از افزایش حضور نظامی. اگر سرمایه‌گذاری در توسعه انسانی هم‌پای سرمایه‌گذاری نظامی پیش نرود، نخستین قربانی هر بحران، همان مردمی خواهند بود که کمترین نقش را در شکل‌گیری آن داشته‌اند.

    امروز صدای صیادانی که لنج‌هایشان را از دست داده‌اند، صدای مادرانی که نگران آینده فرزندان خود هستند و صدای کودکانی که در سایه محرومیت و ناامنی رشد می‌کنند، باید شنیده شود. جنوب ایران بیش از هر چیز به توسعه، عدالت و سرمایه‌گذاری در زندگی مردم نیاز دارد؛ نه آنکه بار دیگر به میدان پرداخت هزینه‌های جنگی تبدیل شود که تصمیم آن در جایی دیگر گرفته شده است.

    #برمش_صدای_زنان_بلوچستان

    Bramsh-Balochistan woman’s voice

    تلاش برای دستیابی به برابری جنسیتی و رفع هر گونه تبعیض و پیشبرد فعالیتها بر بنیاد حقوق بشر سازمان ملل میتوانید از طریق لینک های زیر با بِرَمْش همراه باشید:

    وبسایت برمش :
    www.Bramsh.org
    Instagram:
    https://www.instagram.com/bramsh_org
    Telegram:
    https://t.me/bramshbalochistan

  • ۱۱ ژوئیه، روز جهانی جمعیت؛ سیاست‌های جمعیتی جمهوری اسلامی و تبعیض ساختاری علیه بلوچ‌ها

    ۱۱ ژوئیه، روز جهانی جمعیت؛ سیاست‌های جمعیتی جمهوری اسلامی و تبعیض ساختاری علیه بلوچ‌ها

    برمش/ همزمان با ۱۱ ژوئیه، روز جهانی جمعیت، سیاست‌های جمعیتی جمهوری اسلامی ایران بار دیگر در کانون توجه قرار گرفته است؛ سیاست‌هایی که در ظاهر با هدف مقابله با کاهش نرخ زاد و ولد و حمایت از خانواده‌ها تدوین شده‌اند، اما در عمل، برای مردم بلوچستان به نمونه‌ای از تبعیض ساختاری و نابرابری در دسترسی به حقوق و امکانات تبدیل شده‌اند.

    روز جهانی جمعیت که از سوی سازمان ملل با هدف تأکید بر حق برخورداری برابر از خدمات سلامت، سلامت باروری، توسعه پایدار و حمایت از خانواده‌ها نام‌گذاری شده است، یادآور این واقعیت است که افزایش جمعیت بدون تأمین زیرساخت‌های درمانی، رفاهی و اقتصادی، نه تنها به بهبود کیفیت زندگی منجر نمی‌شود، بلکه می‌تواند آسیب‌پذیری جوامع محروم را تشدید کند.

    جمهوری اسلامی ایران طی سال‌های اخیر با تصویب «قانون حمایت از خانواده و جوانی جمعیت» و تبلیغات گسترده، شهروندان را به فرزندآوری بیشتر تشویق کرده است. با این حال، بلوچستان تنها استان کشور است که به دلیل بالا بودن نرخ باروری، از بخش مهمی از مشوق‌ها و امتیازهای این قانون محروم شده است. به این ترتیب، خانواده‌های بلوچ که به طور طبیعی نرخ فرزندآوری بالاتری دارند، برخلاف سایر نقاط کشور از بسیاری از حمایت‌های اقتصادی، رفاهی و استخدامی مرتبط با این قانون بی‌بهره مانده‌اند.

    این محرومیت در شرایطی اعمال می‌شود که بلوچستان همچنان با یکی از عمیق‌ترین بحران‌های توسعه در ایران روبه‌رو است. کمبود بیمارستان‌های تخصصی، زایشگاه‌های مجهز، پزشکان متخصص، امکانات درمانی، خدمات سلامت مادر و نوزاد، فقر گسترده، بیکاری، سوءتغذیه و محرومیت از زیرساخت‌های اولیه، زندگی هزاران خانواده بلوچ را با مخاطره روبه‌رو کرده است. در چنین شرایطی، سیاست تشویق به فرزندآوری بدون تأمین حداقل امکانات لازم، بیش از آنکه حمایت از خانواده باشد، به شعاری فاقد پشتوانه عملی شباهت دارد.

    در کنار این محرومیت‌ها، اجرای طرح «جوانی جمعیت» در بلوچستان نگرانی‌های جدی دیگری نیز ایجاد کرده است. واگذاری زمین و اجرای پروژه‌های اسکان در قالب این طرح، در حالی صورت می‌گیرد که مردم بومی استان از بسیاری از مزایای همان قانون محروم هستند. این روند نگرانی‌ها درباره تغییر تدریجی بافت جمعیتی بلوچستان را افزایش داده است؛ تغییری که می‌تواند پیامدهای بلندمدتی برای هویت، زبان، فرهنگ و ترکیب جمعیتی سرزمین بلوچ‌ها به همراه داشته باشد.

    این سیاست‌ها را نمی‌توان جدا از نگاه ایدئولوژیک حاکمیت به ترکیب مذهبی و ملیتی کشور ارزیابی کرد. احمد علم‌الهدی، امام جمعه مشهد، پیش‌تر با ابراز نگرانی از افزایش جمعیت اهل سنت، آن را تهدیدی برای جمهوری اسلامی توصیف کرده و خواستار ورود نهادهای امنیتی شده بود. چنین اظهاراتی نشان می‌دهد که مسئله جمعیت در جمهوری اسلامی صرفاً یک موضوع اجتماعی یا اقتصادی نیست، بلکه با ملاحظات امنیتی، قومی و مذهبی نیز گره خورده است.

    در نتیجه، مردم بلوچستان با نوعی تبعیض دوگانه روبه‌رو هستند؛ از یک سو به دلیل بلوچ و اهل سنت بودن، دهه‌ها از توسعه، خدمات درمانی، آموزش، اشتغال و سرمایه‌گذاری محروم مانده‌اند و از سوی دیگر، از مزایای قانونی که با هدف افزایش جمعیت تصویب شده نیز کنار گذاشته شده‌اند. این در حالی است که همان قانون، در برخی موارد زمینه بهره‌مندی افراد خارج از استان از امتیازهایی را فراهم کرده که مردم بومی از آن محروم هستند.

    روز جهانی جمعیت یادآور این اصل بنیادین است که سیاست‌های جمعیتی تنها زمانی مشروع و مؤثر خواهند بود که بر پایه عدالت، برابری، حق دسترسی برابر به خدمات عمومی و احترام به حقوق همه شهروندان، فارغ از ملیت و مذهب، اجرا شوند. تجربه بلوچستان نشان می‌دهد که سیاست‌های جمعیتی جمهوری اسلامی ایران نه تنها این اصول را تأمین نکرده، بلکه در بسیاری موارد به ابزاری برای تعمیق نابرابری و تبعیض علیه مردم بلوچ تبدیل شده است.

    #برمش_صدای_زنان_بلوچستان

    Bramsh-Balochistan woman’s voice

    تلاش برای دستیابی به برابری جنسیتی و رفع هر گونه تبعیض و پیشبرد فعالیتها بر بنیاد حقوق بشر سازمان ملل میتوانید از طریق لینک های زیر با بِرَمْش همراه باشید:

    وبسایت برمش :
    www.Bramsh.org
    Instagram:
    https://www.instagram.com/bramsh_org
    Telegram:
    https://t.me/bramshbalochistan

  • کمبود معلم در بلوچستان؛ آیا بحران آموزش، نتیجه کمبود نیروست یا سیاست‌های استخدامی؟

    کمبود معلم در بلوچستان؛ آیا بحران آموزش، نتیجه کمبود نیروست یا سیاست‌های استخدامی؟

    ✍️سانیا میر بلوچ

    برمش/ بلوچستان سال‌هاست با یکی از عمیق‌ترین بحران‌های آموزشی ایران روبه‌رو است؛ بحرانی که هر سال با آغاز سال تحصیلی، بار دیگر خود را در قالب کلاس‌های بدون معلم، مدارس چندپایه، تراکم بالای دانش‌آموزان و ترک تحصیل کودکان نشان می‌دهد. تازه‌ترین اظهارات مدیر آموزش‌وپرورش شهرستان خاش نیز این واقعیت را تأیید می‌کند؛ جایی که تنها در یک شهرستان، کمبود ۳۹۵ نیروی آموزشی و پرورشی و نیاز ۴ هزار و ۸۰۰ دانش‌آموز به حمایت تحصیلی اعلام شده است.

    این آمار تنها مربوط به خاش است؛ اما وضعیت در بسیاری از شهرستان‌های دیگر استان، از جمله سراوان، دشتیاری، راسک، سرباز، فنوج، نیک‌شهر، چابهار و کنارک نیز تفاوت چندانی ندارد. در چنین شرایطی، پرسش اساسی این است که آیا بلوچستان واقعاً با کمبود نیروی متخصص روبه‌روست یا سیاست‌های استخدامی نتوانسته‌اند ظرفیت نیروهای بومی را به‌درستی به کار گیرند؟

    هر سال هزاران جوان بلوچ از دانشگاه‌های فرهنگیان، پیام نور، آزاد، سیستان و بلوچستان و سایر مراکز آموزش عالی در رشته‌های مرتبط با آموزش فارغ‌التحصیل می‌شوند. بسیاری از آنان با امید خدمت در شهر و روستای خود، در آزمون‌های استخدامی شرکت می‌کنند، اما شمار قابل توجهی موفق به ورود به نظام آموزشی نمی‌شوند یا سال‌ها به‌صورت حق‌التدریس، خرید خدمات یا بدون شغل باقی می‌مانند. در مقابل، در بسیاری از مدارس استان، کمبود معلم همچنان پابرجاست و بخشی از نیاز آموزشی از طریق نیروهای غیربومی تأمین می‌شود.

    اصل استفاده از معلمان غیربومی به خودی خود محل ایراد نیست؛ بسیاری از آنان با تعهد و تلاش در مناطق محروم خدمت کرده‌اند. اما مسئله زمانی مطرح می‌شود که کمبود مزمن معلم در کنار وجود فارغ‌التحصیلان بومی، این پرسش را ایجاد می‌کند که آیا سیاست‌های جذب و توزیع نیروی انسانی به اندازه کافی کارآمد، شفاف و متناسب با نیازهای منطقه بوده است؟

    به‌کارگیری نیروهای بومی تنها یک مطالبه محلی نیست، بلکه از منظر آموزشی نیز مزایای شناخته‌شده‌ای دارد. معلم بومی با زبان، فرهنگ، شرایط اجتماعی و نیازهای دانش‌آموزان آشناتر است، ماندگاری بیشتری در منطقه دارد و احتمال انتقال یا ترک خدمت او کمتر است. در بسیاری از کشورهای دارای تنوع قومی و زبانی، جذب معلمان بومی یکی از راهکارهای اصلی کاهش نابرابری آموزشی و افزایش کیفیت یادگیری محسوب می‌شود.

    در مقابل، جابه‌جایی مکرر نیروهای غیربومی، درخواست انتقال به استان‌های دیگر و خالی ماندن کلاس‌ها در میانه سال تحصیلی، از مشکلاتی است که بارها از سوی مسئولان محلی، خانواده‌ها و رسانه‌ها مطرح شده است. اگر این چرخه سال‌ها ادامه دارد، ضروری است که سیاست‌های استخدامی و توزیع نیروی انسانی مورد بازنگری قرار گیرد.

    در کنار کمبود معلم، بسیاری از مدارس بلوچستان همچنان با کمبود کلاس درس، تجهیزات آموزشی، اینترنت، امکانات هوشمندسازی، سرویس ایاب‌وذهاب و فضاهای استاندارد آموزشی روبه‌رو هستند. نتیجه این وضعیت، کاهش کیفیت آموزش، افزایش ترک تحصیل و محدود شدن فرصت‌های آینده برای هزاران کودک، به‌ویژه دختران، است.

    حق آموزش، یکی از حقوق بنیادین بشر است و دولت‌ها موظف‌اند دسترسی برابر، باکیفیت و بدون تبعیض به آموزش را برای همه کودکان تضمین کنند. هنگامی که یک منطقه سال‌ها با کمبود مزمن معلم روبه‌رو است، این مسئله تنها یک مشکل اداری نیست؛ بلکه به موضوعی مرتبط با عدالت آموزشی، توسعه منطقه‌ای و برابری فرصت‌ها تبدیل می‌شود.

    امروز بیش از هر زمان دیگری، آموزش‌وپرورش و سایر نهادهای مسئول باید با انتشار آمارهای شفاف درباره تعداد فارغ‌التحصیلان بومی، سهم آنان در استخدام، ترکیب نیروهای بومی و غیربومی، دلایل استمرار کمبود معلم و برنامه‌های جبران آن، به پرسش‌های افکار عمومی پاسخ دهند. شفافیت، شرط نخست اعتماد عمومی و اصلاح سیاست‌هاست.

    بلوچستان بیش از آنکه به وعده‌های تکراری نیاز داشته باشد، به یک برنامه پایدار برای تقویت آموزش نیاز دارد؛ برنامه‌ای که در آن سرمایه انسانی بومی به رسمیت شناخته شود، فرصت‌های برابر برای استخدام فراهم شود و هیچ کودکی تنها به دلیل محل تولدش، از حق برخورداری از آموزش باکیفیت محروم نماند. آینده بلوچستان از کلاس‌های درس آغاز می‌شود و بدون سرمایه‌گذاری بر معلمان و دانش‌آموزان این سرزمین، توسعه‌ای پایدار و عادلانه دست‌یافتنی نخواهد بود.

    #برمش_صدای_زنان_بلوچستان

    Bramsh-Balochistan woman’s voice

    تلاش برای دستیابی به برابری جنسیتی و رفع هر گونه تبعیض و پیشبرد فعالیتها بر بنیاد حقوق بشر سازمان ملل میتوانید از طریق لینک های زیر با بِرَمْش همراه باشید:

    وبسایت برمش :
    www.Bramsh.org
    Instagram:
    https://www.instagram.com/bramsh_org
    Telegram:
    https://t.me/bramshbalochistan

  • از تشنگی تا سیلاب؛ زندگی در چرخه بحران بلوچستان

    از تشنگی تا سیلاب؛ زندگی در چرخه بحران بلوچستان

    ✍️سانیا میر بلوچ

    برمش/ هر سال با آغاز بارش‌های موسمی، مردم بلوچستان با اضطرابی قدیمی زندگی می‌کنند؛ اضطرابی که نه از خود باران، بلکه از پیامدهای سال‌ها بی‌توجهی و توسعه نابرابر سرچشمه می‌گیرد.

    در بسیاری از نقاط جهان، باران نویدبخش زندگی است، اما در بلوچستان، بارندگی می‌تواند به معنای مرگ، آوارگی و نابودی تنها سرمایه یک خانواده باشد.

    نجات نوجوان بلوچ گرفتار در سیلاب روستای هیتُمک شهرستان سرباز بار دیگر نشان داد که مردم بلوچستان هنوز بیش از آنکه به زیرساخت‌های دولتی متکی باشند، به شجاعت و همبستگی یکدیگر وابسته‌اند. اگر چند دقیقه دیرتر اقدام می‌شد، احتمالاً این نوجوان نیز به فهرست قربانیان سیلاب‌های سال‌های اخیر اضافه می‌شد.

    بلوچستان سال‌هاست هم‌زمان با دو بحران متضاد زندگی می‌کند؛ ماه‌ها خشکسالی، کمبود آب آشامیدنی، فرونشست منابع آب زیرزمینی و مهاجرت اجباری، و چند هفته بعد سیلاب‌هایی که میلیون‌ها مترمکعب آب را بدون هیچ برنامه‌ای از منطقه خارج می‌کنند و تنها ویرانی بر جای می‌گذارند.

    اما در بلوچستان، آب یا وجود ندارد، یا وقتی می‌آید، به فاجعه تبدیل می‌شود. یکی از تلخ‌ترین ابعاد این بحران، وضعیت مسکن در مناطق روستایی و حاشیه‌نشین بلوچستان است. هزاران خانواده بلوچ در خانه‌هایی زندگی می‌کنند که از خشت، گل، بلوک‌های غیراستاندارد یا مصالح فرسوده ساخته شده‌اند؛ خانه‌هایی که در برابر بارندگی شدید، سیلاب یا طوفان کوچک‌ترین مقاومتی ندارند. برای بسیاری از خانواده‌ها، یک شب بارندگی کافی است تا سقف خانه فرو بریزد، دیوارها ترک بخورند و تمام دارایی چندین ساله‌شان زیر گل و آب مدفون شود.

    پس از هر سیلاب، تصاویر کودکان بلوچی منتشر می‌شود که در میان گل‌ولای، کنار دیوارهای فروریخته یا زیر چادرهای موقت زندگی می‌کنند؛ کودکانی که مدرسه، کتاب، لباس و حتی احساس امنیت را از دست می‌دهند.در چنین شرایطی، زنان بیشترین بار بحران را بر دوش می‌کشند. زنانی که باید از کودکان، سالمندان و بیماران مراقبت کنند، غذای خانواده را تأمین کنند، آب پیدا کنند، خانه را دوباره بسازند و هم‌زمان با اضطراب دائمی از آینده زندگی کنند. فقر، این بحران را چند برابر کرده است.

    همین چرخه، نسل‌هاست که فقر را بازتولید می‌کند. از سوی دیگر، معیشت مردم نیز در برابر هر بارندگی آسیب می‌بیند. صیادانی که لنج‌هایشان در اثر نبود موج‌شکن‌های استاندارد نابود می‌شود، کشاورزانی که زمین‌هایشان زیر آب می‌رود، دامدارانی که دام‌های خود را از دست می‌دهند و کارگرانی که هفته‌ها امکان کار کردن ندارند، همگی قربانی ساختاری هستند که سال‌هاست از سرمایه‌گذاری در زیرساخت‌های ضروری محروم مانده است.

    حق سلامت، زمانی نقض می‌شود که پس از هر بحران، مردم به آب آشامیدنی سالم، خدمات درمانی و امکانات بهداشتی دسترسی نداشته باشند. حق آموزش، زمانی نقض می‌شود که مدارس تخریب شوند یا کودکان هفته‌ها از تحصیل بازبمانند و حق توسعه، زمانی نقض می‌شود که یک استان با وجود ظرفیت‌های عظیم طبیعی، همچنان در چرخه دائمی فقر، بحران و محرومیت باقی بماند.

    پرسش اساسی اینجاست که چرا استانی که سال‌ها با کمبود آب دست‌وپنجه نرم می‌کند، هنوز فاقد برنامه‌ای جامع برای مهار و ذخیره سیلاب است؟ چرا میلیاردها مترمکعب آب هر سال به دریای مکران( عمان) سرازیر می‌شود، در حالی که هزاران خانواده بلوچ برای تأمین آب آشامیدنی به تانکر وابسته‌اند؟ چرا ساخت یک پل، یک موج‌شکن، یک سیل‌بند یا مقاوم‌سازی خانه‌های روستایی باید سال‌ها به تعویق بیفتد، اما منابع عمومی در اولویت‌های دیگر هزینه شود؟

    بلوچستان به کمک‌های مقطعی نیاز ندارد؛ به عدالت در سیاست‌گذاری و توسعه نیاز دارد. مردم این استان حق دارند در خانه‌هایی امن زندگی کنند، از آب سالم برخوردار باشند، در برابر بلایای طبیعی حمایت شوند و مطمئن باشند که با هر بارش، جان و معیشتشان به خطر نمی‌افتد.

    تا زمانی که توسعه بلوچستان به یک اولویت واقعی تبدیل نشود، هر فصل بارندگی یادآور این حقیقت تلخ خواهد بود که مردم این سرزمین نه قربانی طبیعت، بلکه قربانی سال‌ها بی‌توجهی، تبعیض ساختاری و مدیریت ناکارآمد هستند.

    #برمش_صدای_زنان_بلوچستان

    Bramsh-Balochistan woman’s voice

    تلاش برای دستیابی به برابری جنسیتی و رفع هر گونه تبعیض و پیشبرد فعالیتها بر بنیاد حقوق بشر سازمان ملل میتوانید از طریق لینک های زیر با بِرَمْش همراه باشید:

    وبسایت برمش :
    www.Bramsh.org
    Instagram:
    https://www.instagram.com/bramsh_org
    Telegram:
    https://t.me/bramshbalochistan

  • مرگ دلخراش کودک ۴ ساله در چاه مهرستان؛ نجات خواهر ۷ ساله و بازداشت نامادری در پی ادعای قتل

    مرگ دلخراش کودک ۴ ساله در چاه مهرستان؛ نجات خواهر ۷ ساله و بازداشت نامادری در پی ادعای قتل

    برمش/ روز شنبه ۱۳ تیر ۱۴۰۵، حادثه‌ای تلخ و تکان‌دهنده در روستای کهن‌مگار از توابع شهرستان مهرستان، افکار عمومی را در شوک و اندوه فرو برد. دو کودک بلوچ به نام‌های میثم حسین‌زایی، ۴ ساله، و زینب حسین‌زایی، ۷ ساله، پس از سقوط به داخل یک چاه آب حدود ۳۰ متری، دچار حادثه شدند. در این واقعه، میثم جان خود را از دست داد، اما خواهرش با تلاش سریع اهالی روستا از مرگ نجات یافت.

    بر اساس اطلاعات منتشرشده، این دو کودک به همراه نامادری خود از خانه خارج شده بودند. دقایقی بعد، اهالی روستاهای کهن‌مگار و درمشوکی با شنیدن صدای کمک‌خواهی از داخل چاه، به محل حادثه رفتند. یکی از اهالی با استفاده از طناب وارد چاه شد و زینب را که هنوز زنده بود، بیرون کشید. این دختر پس از نجات اعلام کرد که برادرش نیز داخل چاه است. پس از تخلیه آب چاه، پیکر بی‌جان میثم در کنار دینام چاه پیدا شد.

    زینب پس از نجات به اهالی گفته است که او و برادرش توسط نامادری به داخل چاه انداخته شده‌اند. با این حال، این ادعا تاکنون از سوی مراجع رسمی تأیید نشده و نیروهای انتظامی در پی این اظهارات، نامادری کودکان را بازداشت کرده‌اند تا ابعاد مختلف پرونده، انگیزه احتمالی و نحوه دقیق وقوع حادثه مورد بررسی قرار گیرد.

    این حادثه نشان می‌دهد که کودکان، به‌ویژه در مناطق محروم، همچنان در معرض خطرهای متعدد قرار دارند؛ از نبود زیرساخت‌های ایمن مانند چاه‌های بدون حفاظ گرفته تا خشونت‌های خانگی و کمبود سازوکارهای حمایتی. مرگ میثم و نجات معجزه‌آسای زینب، صرف‌نظر از نتیجه نهایی پرونده، زنگ هشداری برای مسئولان است تا علاوه بر روشن شدن حقیقت این حادثه، برای پیشگیری از تکرار چنین فجایعی، اقدامات مؤثرتری در زمینه حمایت از کودکان، آموزش خانواده‌ها و ایمن‌سازی محیط‌های پرخطر انجام دهند.

    #برمش_صدای_زنان_بلوچستان

    Bramsh-Balochistan woman’s voice

    تلاش برای دستیابی به برابری جنسیتی و رفع هر گونه تبعیض و پیشبرد فعالیتها بر بنیاد حقوق بشر سازمان ملل میتوانید از طریق لینک های زیر با بِرَمْش همراه باشید:

    وبسایت برمش :
    www.Bramsh.org
    Instagram:
    https://www.instagram.com/bramsh_org
    Telegram:
    https://t.me/bramshbalochistan

  • بلوچستان در سایه جنگ و بحران داخلی

    بلوچستان در سایه جنگ و بحران داخلی

    ✍️سانیا میر بلوچ

    برمش/ در حالی که ایران در ماه‌های اخیر با تنش‌های خارجی، فشارهای امنیتی و پیامدهای جنگ در منطقه روبه‌رو بوده، توجه افکار عمومی عمدتاً بر سیاست خارجی و تحولات ژئوپلیتیکی متمرکز شده است. اما هم‌زمان، در داخل کشور نیز رویدادهایی در مناطق پیرامونی، به‌ویژه بلوچستان، رخ داده که پرسش‌های مهمی درباره رابطه امنیت، توسعه و حقوق شهروندان مطرح می‌کند.

    اعتراضات زنان بلوچ در تفتان و فاریاب به فعالیت‌های معدنی و نحوه بهره‌برداری از منابع طبیعی، نمونه‌ای از این وضعیت است. بر اساس گزارش‌های منتشرشده، این تجمع‌ها با برخورد نیروهای امنیتی، زخمی شدن شماری از زنان و بازداشت تعدادی از معترضان همراه شد. معترضان اعلام کرده بودند که خواسته اصلی آنان شفافیت در واگذاری معادن، حفاظت از منابع آب و محیط زیست و بهره‌مندی عادلانه مردم محلی از ثروت منطقه بوده است.

    این رخدادها در بستری وسیع‌تر اتفاق می‌افتد. بلوچستان سال‌هاست با شاخص‌های پایین توسعه، نرخ بالای بیکاری، کمبود زیرساخت‌ها و فقر مزمن روبه‌رو است. هم‌زمان، آمار منتشرشده از سوی خبرگزاریهای حقوق بشر بلوچستان درباره شمار بالای اعدام شهروندان بلوچ، به نگرانی‌های حقوق بشری در این منطقه دامن زده است. اگرچه این آمار از سوی یک نهاد مستقل منتشر شده و نیازمند راستی‌آزمایی در کنار دیگر منابع است، اما در صورت صحت، نشان‌دهنده روندی است که شایسته بررسی و پاسخ‌گویی شفاف است.

    پرسش اساسی این است که آیا در شرایطی که کشور با تهدیدهای خارجی مواجه است، افزایش رویکرد امنیتی در داخل می‌تواند شکاف میان دولت و جوامع محلی را عمیق‌تر کند؟

    تجربه بسیاری از کشورها نشان داده است که در دوره‌های بحران خارجی، دولت‌ها گاه اولویت بیشتری به ملاحظات امنیتی می‌دهند. اما اگر مطالبات اقتصادی، زیست‌محیطی و مدنی نیز صرفاً از همین منظر دیده شوند، خطر آن وجود دارد که مسائل توسعه‌ای به بحران‌های پایدار اجتماعی تبدیل شوند.

    در بلوچستان، موضوع تنها یک معدن یا یک تجمع اعتراضی نیست. مسئله اصلی این است که بخش قابل توجهی از مردم منطقه احساس می‌کنند با وجود قرار گرفتن در کنار منابع طبیعی ارزشمند، سهم اندکی از منافع اقتصادی، فرصت‌های شغلی و سرمایه‌گذاری دریافت می‌کنند. هنگامی که چنین احساسی با فقر، بیکاری و برخوردهای امنیتی هم‌زمان شود، اعتماد عمومی بیش از پیش آسیب می‌بیند.

    در چنین شرایطی، آینده بلوچستان را نمی‌توان صرفاً از زاویه امنیت تحلیل کرد. امنیت پایدار زمانی شکل می‌گیرد که در کنار اجرای قانون، حقوق شهروندی، توسعه متوازن، شفافیت در مدیریت منابع طبیعی و امکان بیان مسالمت‌آمیز مطالبات نیز تضمین شود.

    بلوچستان تنها یک منطقه مرزی نیست؛ بخشی از تنوع فرهنگی، تاریخی و انسانی ایران است. آینده این منطقه، همانند آینده دیگر مناطق کشور، به این بستگی دارد که آیا مطالبات مدنی و توسعه‌ای از مسیر گفت‌وگو، پاسخ‌گویی و مشارکت مدیریت می‌شوند یا آنکه شکاف میان جامعه و نهادهای حکومتی عمیق‌تر خواهد شد.

    در نهایت، هر راهکاری که به کاهش تنش، افزایش اعتماد عمومی، رعایت حقوق بشر و توسعه پایدار بینجامد، می‌تواند به سود همه شهروندان ایران باشد. در مقابل، تداوم چرخه محرومیت، بی‌اعتمادی و برخوردهای امنیتی، خطر تداوم و تعمیق بحران‌های اجتماعی را افزایش می‌دهد.

    #برمش_صدای_زنان_بلوچستان

    Bramsh-Balochistan woman’s voice

    تلاش برای دستیابی به برابری جنسیتی و رفع هر گونه تبعیض و پیشبرد فعالیتها بر بنیاد حقوق بشر سازمان ملل میتوانید از طریق لینک های زیر با بِرَمْش همراه باشید:

    وبسایت برمش :
    www.Bramsh.org
    Instagram:
    https://www.instagram.com/bramsh_org
    Telegram:
    https://t.me/bramshbalochistan

  • مطرح شدن تبعیض ساختاری و نقض حقوق ملت بلوچ در پارلمان نروژ با سخنرانی هانی میرلاشاری

    مطرح شدن تبعیض ساختاری و نقض حقوق ملت بلوچ در پارلمان نروژ با سخنرانی هانی میرلاشاری

    برمش/ روز دوشنبه ۸ تیر ماه ۱۴۰۵، هانی میرلاشاری، از اعضا و نمایندگان حزب مردم بلوچستان، در کنفرانسی که به دعوت حزب کارگر نروژ و با حضور نمایندگان پارلمان این کشور در مجلس نروژ برگزار شد، به زبان نروژی درباره وضعیت حقوق بشر در بلوچستان، تبعیض ساختاری علیه ملت بلوچ و دیدگاه‌های حزب مردم بلوچستان درباره آینده ایران سخنرانی کرد.

    میرلاشاری در آغاز سخنان خود ضمن معرفی تاریخچه تأسیس حزب مردم بلوچستان، گفت این حزب در سال ۲۰۰۳ پس از سال‌ها گفت‌وگو و همکاری میان فعالان سیاسی بلوچ شکل گرفت؛ زیرا تجربه چندین دهه فعالیت سیاسی نشان داده بود که بدون پرداختن به مسئله تبعیض ملی و ساختار متمرکز قدرت در ایران، دستیابی به آزادی، عدالت و دموکراسی پایدار ممکن نخواهد بود. وی همچنین به حضور حزب مردم بلوچستان در ائتلاف‌هایی همچون «کنگره ملیت‌های ایران فدرال»، «همبستگی فراگیر برای آزادی و برابری در ایران» و «کنگره آزادی ایران» اشاره کرد و تأکید کرد که این حزب ایران را کشوری کثیرالمله می‌داند و معتقد است تنها یک نظام دموکراتیک، غیرمتمرکز و فدرال می‌تواند حقوق برابر همه ملت‌های ایران را تضمین کند.

    وی بخش اصلی سخنان خود را به وضعیت بلوچستان اختصاص داد و اظهار داشت که بلوچستان با وجود برخورداری از منابع طبیعی، معادن، موقعیت ژئوپولیتیکی، مرزهای راهبردی و سواحل مکران، همچنان یکی از محروم‌ترین مناطق تحت حاکمیت جمهوری اسلامی ایران است. به گفته وی، فقر، بیکاری و توسعه‌نیافتگی در بلوچستان نتیجه کمبود منابع نیست، بلکه حاصل سیاست‌هایی است که ثروت این سرزمین را استخراج کرده اما مردم بلوچ را از بهره‌مندی از آن محروم ساخته است.

    میرلاشاری در ادامه با اشاره به محرومیت‌های گسترده اجتماعی و اقتصادی، از کمبود مراکز درمانی، نبود امکانات بهداشتی، دسترسی دشوار مردم به خدمات پزشکی، کمبود آب آشامیدنی سالم، محرومیت هزاران کودک بلوچ از داشتن شناسنامه و مدارک هویتی و بازماندن شمار زیادی از کودکان از تحصیل سخن گفت و این وضعیت را نمونه‌ای از تبعیض ساختاری علیه ملت بلوچ توصیف کرد.

    وی همچنین با اشاره به امنیتی شدن فضای بلوچستان، افزایش فشار بر فعالان مدنی و سیاسی و آمار بالای اعدام شهروندان بلوچ، تأکید کرد که بلوچ‌ها با وجود تشکیل حدود پنج درصد جمعیت ایران، سهمی بسیار فراتر از نسبت جمعیتی خود در آمار اعدام‌ها دارند. او با اشاره به گزارش‌های نهادهای حقوق بشری، نسبت به نبود دادرسی عادلانه، استفاده از اعترافات اجباری، شکنجه و محدودیت دسترسی متهمان بلوچ به وکیل هشدار داد و گفت مجازات اعدام در کنار فقر و تبعیض، به بخشی از چرخه سرکوب ملت بلوچ تبدیل شده است.

    نماینده حزب مردم بلوچستان همچنین به سرکوب اعتراضات مدنی زنان بلوچ، از جمله اعتراضات گونیچ، تفتان و پشموکی، و نیز تخریب خانه‌ها، مصادره اراضی و اجرای طرح‌های موسوم به توسعه سواحل مکران بدون مشارکت مردم بومی اشاره کرد و این اقدامات را از عوامل گسترش احساس بی‌عدالتی و محرومیت در بلوچستان دانست.

    میرلاشاری در پایان سخنان خود خطاب به نمایندگان پارلمان نروژ و جامعه جهانی تأکید کرد که آنچه امروز در بلوچستان جریان دارد مجموعه‌ای از مشکلات پراکنده نیست، بلکه نتیجه دهه‌ها تبعیض، سرکوب و محرومیت سیستماتیک علیه ملت بلوچ است. وی از پارلمان‌های دموکراتیک، نهادهای حقوق بشری و جامعه جهانی خواست صدای مردم بلوچستان را بشنوند، نقض حقوق بشر در بلوچستان را محکوم کنند و در کنار ارزش‌هایی چون آزادی، عدالت، برابری و کرامت انسانی بایستند.

    #برمش_صدای_زنان_بلوچستان

    Bramsh-Balochistan woman’s voice

    تلاش برای دستیابی به برابری جنسیتی و رفع هر گونه تبعیض و پیشبرد فعالیتها بر بنیاد حقوق بشر سازمان ملل میتوانید از طریق لینک های زیر با بِرَمْش همراه باشید:

    وبسایت برمش :
    www.Bramsh.org
    Instagram:
    https://www.instagram.com/bramsh_org
    Telegram:
    https://t.me/bramshbalochistan

  • کنفرانس مبارزه با مجازات اعدام در مجلس ملی فرانسه؛ تأکید بر وضعیت اعدام‌ها در ایران و بلوچستان

    کنفرانس مبارزه با مجازات اعدام در مجلس ملی فرانسه؛ تأکید بر وضعیت اعدام‌ها در ایران و بلوچستان

    برمش/ روز دوشنبه ۸ تیر ماه ۱۴۰۵، همزمان با برگزاری نشست «مبارزه با مجازات اعدام» در مجلس ملی فرانسه در شهر پاریس، نمایندگان پارلمان فرانسه، فعالان حقوق بشر و شماری از کنشگران سیاسی و مدنی ایرانی و بلوچ، با هشدار نسبت به افزایش اعدام‌ها در ایران، خواستار اقدام عملی جامعه جهانی برای توقف این روند شدند.

    این نشست به ابتکار آیدا حاجی‌زاده، نماینده ایرانی‌تبار مجلس ملی فرانسه و با همکاری «کنگره آزادی ایران» در چارچوب برنامه‌های نهمین کنگره جهانی علیه مجازات اعدام برگزار شد. در این کنفرانس، نمایندگان مجلس ملی فرانسه با تأکید بر ضرورت دفاع از حقوق بشر، خواستار افزایش حمایت بین‌المللی از زندانیان محکوم به اعدام شدند. همچنین اعلام شد که نمایندگان پارلمان فرانسه کفالت سیاسی ۷۰ زندانی محکوم به اعدام را برای تقویت حمایت‌های بین‌المللی و افزایش فشار بر جمهوری اسلامی پذیرفته‌اند.

    در این نشست، «فریبا برهانزهی»، عضو حزب «مردم بلوچستان» و عضو «گروه حقوق بشر بلوچستان»، با اشاره به روند تاریخی مبارزات مردم ایران برای دستیابی به حاکمیت قانون و برابری شهروندان، گفت که جمهوری اسلامی ایران با تقسیم شهروندان به «خودی» و «غیرخودی»، اعتراضات مدنی را با زندان، شکنجه و اعدام پاسخ داده است. وی با اشاره به اعتراضات سال‌های مختلف، از جمله جنبش «زن، زندگی، آزادی»، تأکید کرد که جمهوری اسلامی ایران برای سرکوب مخالفان از مجازات اعدام به عنوان ابزاری سیاسی استفاده می‌کند.

    برهانزهی در بخش دیگری از سخنان خود، وضعیت بلوچستان را «یکی از نادیده‌گرفته‌شده‌ترین بحران‌های حقوق بشری ایران» توصیف کرد و گفت مردم بلوچ با وجود آنکه تنها حدود ۵ درصد جمعیت ایران را تشکیل می‌دهند، در برخی سال‌ها بین ۲۰ تا ۳۰ درصد اعدام‌های کشور را به خود اختصاص داده‌اند. وی افزود بخش قابل توجهی از این احکام با اتهام «مواد مخدر» و در دادگاه‌هایی بدون دسترسی مؤثر به وکیل و دادرسی عادلانه صادر شده و این اتهام نباید به ابزاری برای سلب حق حیات انسان‌ها تبدیل شود. او همچنین از نمایندگان پارلمان فرانسه خواست از کارزار «نه به اعدام»، آزادی زندانیان سیاسی و عقیدتی و پایان سکوت جامعه جهانی در برابر نقض گسترده حقوق بشر در ایران حمایت کنند.

    برگزارکنندگان این نشست اعلام کردند که یکی از اهداف اصلی رایزنی‌های انجام‌شده، ترغیب دولت‌های طرف مذاکره با جمهوری اسلامی ایران برای گنجاندن موضوع حقوق بشر، توقف اعدام‌ها و وضعیت زندانیان سیاسی در مذاکرات دیپلماتیک است. همچنین بر ضرورت فراهم شدن امکان حضور و فعالیت میدانی کمیته حقیقت‌یاب بین‌المللی در ایران برای بررسی مستقل موارد نقض حقوق بشر تأکید شد.

    این نشست بخشی از برنامه‌های نهمین کنگره جهانی علیه مجازات اعدام است که از نهم تا یازدهم تیرماه ۱۴۰۵ در پاریس با حضور نمایندگان دولت‌ها، پارلمان‌ها، سازمان‌های حقوق بشری و نهادهای مدنی برگزار می‌شود. استمرار اجرای گسترده احکام اعدام، به‌ویژه علیه شهروندان بلوچ و دیگر گروه‌های به‌حاشیه‌رانده‌شده، بار دیگر نشان می‌دهد که جمهوری اسلامی از مجازات اعدام نه صرفاً به عنوان یک ابزار قضایی، بلکه به عنوان وسیله‌ای برای ایجاد رعب، سرکوب مطالبات مدنی و کنترل سیاسی جامعه استفاده می‌کند؛ موضوعی که با افزایش فشار و پیگیری مستمر نهادهای بین‌المللی می‌تواند بیش از گذشته در کانون توجه جهانی قرار گیرد.

    #برمش_صدای_زنان_بلوچستان

    Bramsh-Balochistan woman’s voice

    تلاش برای دستیابی به برابری جنسیتی و رفع هر گونه تبعیض و پیشبرد فعالیتها بر بنیاد حقوق بشر سازمان ملل میتوانید از طریق لینک های زیر با بِرَمْش همراه باشید:

    وبسایت برمش :
    www.Bramsh.org
    Instagram:
    https://www.instagram.com/bramsh_org
    Telegram:
    https://t.me/bramshbalochistan

  • بحران فقط در اقتصاد نيست؛ جامعه هم فرسوده مى شود

    بحران فقط در اقتصاد نيست؛ جامعه هم فرسوده مى شود

    ✍️ سانیا میر بلوچ

    برمش/ تاریخ نشان داده است که فروپاشی اقتصادی تنها به کوچک شدن سفره مردم محدود نمی‌شود. زمانی که ارزش پول سقوط می‌کند، درآمدها قدرت خرید خود را از دست می‌دهند و آینده نامعلوم می‌شود، نخستین قربانی اقتصاد نیست؛ بلکه اعتماد عمومی است. جامعه‌ای که به آینده خود اعتماد ندارد، به تدریج به قوانین، نهادها و حتی قراردادهای اجتماعی نیز بی‌اعتماد می‌شود.

    کشورهایی مانند ونزوئلا، لبنان، آرژانتین و زیمبابوه نمونه‌هایی هستند که نشان می‌دهند بحران اقتصادی می‌تواند به فرسایش نظم اجتماعی منجر شود. در چنین شرایطی، مردم برای بقا به راه‌حل‌های غیررسمی، اقتصاد سایه و سازوکارهای خارج از ساختارهای رسمی روی می‌آورند.

    ایران امروز با مجموعه‌ای از بحران‌های هم‌زمان روبه‌رو است. تورم مزمن، کاهش ارزش پول ملی، بیکاری، نااطمینانی اقتصادی، مهاجرت گسترده نیروهای متخصص، فشارهای ناشی از تحریم‌ها و تنش‌های منطقه‌ای، شرایطی را ایجاد کرده که بخش بزرگی از جامعه نسبت به آینده احساس ناامنی می‌کند.

    در شهرهای بزرگ، طبقه متوسط با کاهش مداوم قدرت خرید روبه‌رو شده است. در شهرهای کوچک و مناطق محروم، مشکلات قدیمی توسعه‌نیافتگی، کمبود فرصت‌های شغلی و ضعف زیرساخت‌ها همچنان پابرجاست. در برخی مناطق مرزی و دارای تنوع قومی، فشار اقتصادی با احساس تبعیض و محرومیت نیز همراه شده است.

    اما شاید مهم‌ترین بحران امروز ایران، بحران روانی و فرسودگی اجتماعی باشد. سال‌ها فشار اقتصادی، اعتراضات، ناامنی اقتصادی و نگرانی نسبت به آینده، بسیاری از مردم را در وضعیت خستگی و ناامیدی قرار داده است. بخشی از جامعه به مهاجرت فکر می‌کند، بخشی دیگر درگیر بقا و تأمین معیشت روزانه است و گروهی نیز نسبت به امکان تغییر دچار تردید شده‌اند.

    ادامه این روند می‌تواند چند پیامد مهم به همراه داشته باشد. نخست، کاهش بیشتر اعتماد عمومی و تضعیف سرمایه اجتماعی است. دوم، گسترش شکاف‌های اقتصادی و اجتماعی میان مناطق مختلف کشور. سوم، افزایش مهاجرت نیروهای متخصص و جوانان. چهارم، رشد اقتصاد غیررسمی و راه‌حل‌های خارج از ساختارهای رسمی.

    در عین حال، فشارهای اقتصادی و اجتماعی می‌توانند زمینه‌ساز افزایش نارضایتی‌های عمومی نیز باشند. تجربه بسیاری از کشورها نشان داده که هنگامی که مشکلات معیشتی با احساس بی‌عدالتی، نبود چشم‌انداز روشن و کاهش اعتماد عمومی همراه می‌شود، احتمال شکل‌گیری اعتراضات اجتماعی افزایش می‌یابد. با این حال، زمان، شکل و گستره چنین تحولات اجتماعی قابل پیش‌بینی قطعی نیست.

    ایران امروز در نقطه‌ای قرار گرفته که بسیاری از شهروندان نه تنها از وضعیت اقتصادی، بلکه از آینده خود نیز نگران هستند. خالی شدن سفره‌ها، دشواری تأمین زندگی، فرسودگی روانی و کاهش امید اجتماعی، نشانه‌های یک بحران چندلایه است که تنها اقتصادی نیست.

    سرانجام این وضعیت به عوامل متعددی بستگی دارد: بهبود یا تشدید شرایط اقتصادی، تحولات سیاسی، کاهش یا افزایش تنش‌های خارجی و میزان اعتماد جامعه به امکان اصلاح و تغییر. اما آنچه آشکار است، این است که ادامه فشارهای کنونی می‌تواند پیامدهای عمیقی بر جامعه، اقتصاد و آینده ایران بر جای بگذارد.

    سؤال اصلی دیگر این نیست که آیا جامعه تحت فشار قرار دارد یا نه؛ بلکه این است که این فشار تا چه اندازه می‌تواند ادامه یابد و چه تأثیری بر آینده کشور خواهد گذاشت.

    #برمش_صدای_زنان_بلوچستان

    Bramsh-Balochistan woman’s voice

    تلاش برای دستیابی به برابری جنسیتی و رفع هر گونه تبعیض و پیشبرد فعالیتها بر بنیاد حقوق بشر سازمان ملل میتوانید از طریق لینک های زیر با بِرَمْش همراه باشید:

    وبسایت برمش :
    www.Bramsh.org
    Instagram:
    https://www.instagram.com/bramsh_org
    Telegram:
    https://t.me/bramshbalochistan

دکمه بازگشت به بالا